McLean برنده یک عمر موفقیت در زندگی: ژان آگوستین


نماینده پیشوا به اوتاوا آمد تا در جایی که می دانست مهم است ، تغییری ایجاد کند. در طول 13 سال در سیاست فدرال ، این زمینه را برای بسیاری دیگر هموار کرده است.

وقتی ژان آگوستین در سال 1993 وارد مجلس شد تا در سال 1993 به عنوان نماینده پارلمان در اتوبیکوک-لاک سور سوگند یاد کند ، برای تماشای سوگند او دو اتوبوس حامیان آنجا همراه بودند. اما او همچنین با خود آورده و در طول 13 سال حضور در سیاست فدرال با او بوده است ، بسیار بزرگتر ، البته نامرئی ، تصادفی: دانش آموزان (به ویژه کسانی که واقعاً به آنچه مدرسه می تواند به آنها ارائه دهد) ، زنان راه های شغلی دشوار ، مادران تنها و کانادایی های سیاه.

اینها افرادی هستند که من برای شناختن آنها ، کار با آنها یا تهیه نقشه راه آنچه که برای دستیابی به آنها در مجلس عوام کار کردم ، بوده اند.

گیرنده دستاورد مادام العمر امسال گفت: “تمام کارهایی که من در طول سالها انجام داده ام ، به نظر من رسید که تصمیمات مربوط به بسیاری از این مواضع باید در صحنه سیاسی باشد.” مک لین جوایز پارلمانی سال. “این افراد در مکان های قدرت هستند که تصمیماتی می گیرند که زندگی بسیاری را تحت تأثیر قرار داده است.”

آگوستین می گوید ، او که پنجاه سال سن خود را به عنوان یک قانونگذار در می آورد ، فعالیت طولانی مدت در زمینه آموزش و فعالیت اجتماعی را پشت سر می گذارد ، بنابراین برای پیگیری پست های وزیری به اوتاوا نرسید ، بلکه به دنبال ایجاد تغییرات واقعی در مناطق کوچک و متمرکز جایی بود که می دانست. موضوع.

دو موفقیت وجود دارد که وی به راحتی از آنها به عنوان افتخارآمیزترین لحظات خود یاد کرد. اولین کار با شیلا کاپس برای حذف قانون محدود کردن مجسمه ها در مجلس نمایندگان فقط برای پادشاهان متوفی یا نخست وزیران دولت بود. این تغییر راه را برای ارائه پیشنهاد آگوستین به عنوان رئیس مجلس شورای فمینیسم لیبرال ملی هموار کرد ، که منجر به ایجاد پنج مجسمه معروف زنانی شد که برای “برابری افراد” برای برابری سیاسی جنگیدند. دومین افتخار حرفه وی توسعه جنبش در سال 1995 بود که ماه فوریه را به عنوان ماه تاریخ سیاه کانادا رقم زد.

آگوستین به عنوان اولین نماینده زن سیاه پوست کانادا انتخاب شد و در سال 2002 ، هنگامی که به عنوان وزیر امور خارجه برای چند فرهنگی و وضعیت زنان منصوب شد ، به عنوان اولین زن سیاه پوست در کابینه انتخاب شد. او همیشه از این مانتو اضافی آگاه بود و انتظار داشت هر بار که به طبقه مجلس عوام می رفت ، علایق ، آرزوها و پتانسیل های جامعه خود را با خود به همراه داشته باشد.

او می گوید: “وقتی می گویی اول هستی ، همه نگاهت می کنند.” “فکر می کنم هر سیاه پوستی در کانادا در آن زمان فکر می کرد که مرا به اتاوا فرستاده است.” او و کارکنانش سالها در مورد اولین پیامی که پس از تأسیس دفتر کارشان دریافت کردند ، از یک سیاه پوست در زندان بریتیش کلمبیا ، شوخی کردند که نوشت: “حالا که انتخاب شدی ، مرا از اینجا بیرون کن.”

سیاست یک فصل شغلی بعدی بود – و چندین بار که ایده ارائه شد ، مانند بسیاری از زنان ، نادیده گرفته شد.

از کودکی ، آگوستین یک معلم متولد بود. وقتی در هپی هیل ، گرنادا بزرگ می شد ، هر بار که او و دوستانش در مدرسه بازی می کردند ، کسی بود که کتاب و مقاله را تکان می داد. پس از دبیرستان ، وی از طریق برنامه کارهای خانه کانادایی-کارائیب به عنوان یک پرستار بچه به کانادا مهاجرت کرد ، در کالج معلمان ثبت نام کرد و قبل از اینکه مدیر شود ، سالها تدریس می کرد. به دنبال آن تکالیفی در کانادایی انجام شد شورای مشورتی در مورد وضعیت زنان و رئیس سازمان مسکن در مترو تورنتو ، قبل از اینکه وی به عنوان معاون انتخاب شود.

به هر طریقی یا دیگری ، تحصیلات رشته ای است که در طول زندگی و حرفه آگوستین بافته می شود. این مادربزرگ او – که به معنای واقعی کلمه یک رئیس خانواده است – بود که توانایی آگوستین را زود می دید و مطمئن شد که آرزو و فرصت های زندگی کامل در آن را دارد.

آگوستین می گوید ، “او همیشه به من می گفت ،” آموزش و پرورش بینی خانواده را بالا می برد “، و من هیچ وقت نمی دانستم که این چیست.” اما اکنون می دانم که او به چه چیزی اشاره می کرد ، که از طریق آموزش می توانی به مکان ها و شیوه زندگی برسی ، و از نظر مالی ، نه فقط به خودتان کمک کنید اما به بقیه اعضای خانواده کمک کنید ، و خانواده را با پیشرفت خود همراه کنید. “

آن مادربزرگ اولین کسی بود که به آگوستین گفت: “تو می توانی این کار را بکنی.” پس از آن ، نوه او به کار در زمینه آموزش و وکالت و نوع سیاست هوشمند ، متمرکز و مدرنیزه برای تیم ها ادامه داد ، فقط کسانی که راه را می دانند می توانند آن را تمرین کنند.

او می گوید: “تمام حرفه من به این شکل بوده است که سعی می کنم دیگران بتوانند در امتداد چیزی که می توانم بگویم می گفتم و راه را برای آن هموار می کنم قدم بردارند.”


منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>