[ad_1]

Bow Street Horse Patrol در سال 1836 بخشی از نیروی پلیس متروپولیتن Peel در لندن شد (منسل / مجموعه تصاویر LIFE / گتی ایماژ)

Bow Street Horse Patrol در سال 1836 بخشی از نیروی پلیس متروپولیتن Peel در لندن شد (منسل / مجموعه تصاویر LIFE / گتی ایماژ)

در سال 1780 ، بیش از 50،000 مرد آراسته در مرکز لندن گرد هم آمدند تا اعتراض کنند به اعتقاد آنچه که آنها یکی از بزرگترین تهدیدهای آزادی و شیوه زندگی انگلیسی می دانند: آنها نسبت به یک فرقه بسیار ارتجاعی هشدار دادند. پست شبانه وایت هال، که توانمند سازی اعضای آن “منظور ما از تحمل را تحریک می کند که روح آزار و شکنجه و عدم تحمل از معروف ترین نوع را تخریب می کند”.

تهدید: پاپ ها بنابراین ، این مبارزان آزادی ، که مخالف رفع محدودیت های مدنی اعمال شده بر کاتولیک ها بودند ، راهپیمایی مسالمت آمیزی را آغاز کردند. اما تا ساعت 10 صبح حال و هوا عوض شده بود. آنها به اسقف ها و اربابان حمله کردند. سپس آنها در نزدیکی یک کلیسای رومی جمع شدند و “شروع به باز کردن درها کردند ………………………… صندلی ها ………………………………… –

بدین ترتیب جنون چند روزه آغاز شد و به شورشهای گوردون معروف شد که به نام تحریک کننده اصلی آنها لرد جورج گوردون نامگذاری شد. در پایان ، نظم با استفاده از تنها ابزاری که در دسترس دولت بود – ارتش برقرار شد. چند صد نفر کشته شدند و پس از آن ، مردم لندن راه خود را از میان اجساد پاره کردند ، همانطور که قبلاً بارها این کار را کرده بودند و بارها این کار را کردند.

شورش های گوردون آخرین قسمت از خشونت های فرقه ای در قرن هجدهم بود ، اما آنها نگرانی فوری دوران را برجسته می کنند: پلیس ، تا آنجا که حضور داشت ، در حفظ نظم عمومی بی فایده بود.

بخوانید: ما باید بودجه پلیس را متوقف کنیم. این تنها گزینه است.

در آن زمان ، “پلیس” یک امر آماتور بود که توسط کلیساهای محلی یا شهروندان خصوصی سازماندهی می شد. دادگستری که از بین اشراف انتخاب شده بود ، بر پلیس کلیسا نظارت می کرد. همانطور که رشد جمعیت ، نابرابری ثروت ، شهرنشینی و در دسترس بودن جین ارزان از سطحی افزایش می یابد که امروزه غیرمعمول تلقی می کنیم. خانواده های فردی وظایف پلیس غیرنظامی خود را به مزدوران و فقرای محلی که به فساد ، زباله و وحشی معروف بودند ، واگذار کردند. افراد ثروتمند در لندن در جوامعی سازمان یافته اند که به کارآگاهان نیمه حرفه ای که می توانند برای جنگ فراخوانده شوند ، پول می پردازند. اما می توان تصور كرد كه فقرا در چنین سیستمی چگونه عمل می كنند. برای کسانی که توانایی مالی برای محافظت خصوصی یا دروازه های بلند را ندارند ، لندن یک نمایش ترسناک از فقر و سیاست های بد بود. سربازانی بیکار بودند که از جنگ برمی گشتند ، زمستانهای بد ، محصولات ضعیف داشتند و قوانین ذرت قیمت نان را افزایش می داد. فکر گرسنگی ، اجاره بالا و بیکاری زیاد است.

طبقات فقیر برای جبران کمبود ثبات سیاسی و مالی به جرم متوسل شدند و به گفته برخی منابع ، 5/11 درصد از مردم لندن در امر نقض قانون برای تأمین مخارج زندگی دخیل بودند. بیشترین زنان زنانی بودند که به روسپی گری روی می آوردند.

در غیاب هیچ مرجع معتبر مدنی ، نخبگان آن زمان معتقد بودند که تنها پاسخ به آفت شهری ، قانون مجازات سختگیرانه تر است. بین قرن هفدهم و نوزدهم ، بسیاری از جنایات با مرگ مجازات شدند تا اینکه سیستم جنایی انگلیس “کد خونین” نام گرفت.

و به همین ترتیب شورش های بسیاری مانند شورش های گوردون رخ داد که در آن بدبختی در عدم تحمل ضد کاتولیک یافت. در صورت عدم رویه های قانونی و قانون و نظم ، حمایت های حاصل از ثروت و قدرت اکثریت حاکم است.

بخوانید: اتحادیه ضد سالن ، مسئول این ممنوعیت ، چگونه پلیس نژادپرست مدرن را شکل داد

لندن این راه را از طریق اوج و شتاب ، جنگ ، صلح ، رونق و انحطاط تا دو نسل دیگر ادامه داد تا اینکه رابرت پیل در دهه 1820 به عنوان وزیر کشور منصوب شد. در دوره پیل ، دولت محافظه کار اصلاحات گسترده ای را در سیستم عدالت کیفری پیش از این که پیل در اصلاح پلیس نقش داشته باشد ، اعمال کرد.

او همان کاری را انجام داد که بسیاری از اصلاح طلبان قبلاً تلاش کرده بودند و نتوانستند در ایجاد نیروی پلیس متروپولیتن لندن ، که کنترل متمرکز و حرفه ای بر کلیسای مقدم بر آن بود ، انجام دهند. این اقدام مردمی نبود.

اگرچه توری ها از تماشای تخریب دارایی هایشان در شورش های منظم خسته شده بودند ، اما از بل به دلیل همدردی با کاتولیک ها متنفر بودند. چپ ها و رادیکال ها می ترسیدند که نیروهای پلیس وی به ابزاری برای سرکوب نخبگان سلطنتی تبدیل شوند. عموم مردم اصولاً از پلیس متنفرند.

برای رفع این تردیدهای درهم و برهم ، بل سپس نیرویی کاملاً جدید ایجاد کرد. او مردان مستقیمی را استخدام کرده است که قادر به نوشیدن هنگام سرو نیستند و جعبه های کریسمس یا هدیه شکرگذاری را قبول نمی کنند.

ژاندارمری – شبه نظامیانی که از طرف ایالت های سلطنتی مأمور اجرای قانون اجرای قانون داخلی در اروپا بودند – در این زمان احساسات انگلیس را خنثی می کردند ، بنابراین بل سعی کرد نیروهای خود را از ارتش متمایز کند. او آنها را با کت و شلوار و کلاه های آبی به رنگ آبی پوشید. پلیس وی دارای نشان بود اما آنها غیرمسلح بودند. (این در تضاد با سازمان های دیگر ، مانند پلیس سلطنتی ایرلند بود – یک سازمان شبه نظامی که توسط انگلیس ها در استانهای همیشه شورشی ایرلند اداره می شود. سرانجام RIC از پلیس سواره نظام شمال غربی در کانادا الهام گرفت.)

مرتبط: “وزن تغییر نباید به دوش سیاه پوستان بیفتد”

اما نقش کارآگاه ویژن بل پیشگیرانه بود ، نه مجازات کننده. به آنها دستور داده شد که به قانون وفادار باشند ، و نه به یک جناح سیاسی یا فرقه ای. آنها باید کنترل اعصاب خود را نشان دهند و از کمترین نیروی ممکن استفاده کنند.

این ممنوعیت ها در آنچه به عنوان اصول Pelian شناخته می شود مورد احترام بودند و آنها چارچوبی را برای نیروی پلیس مدرن تشکیل دادند.

امروزه برای هر معاصر دشوار است ، تحت فیلم های بی شماری از سو abuse استفاده غیر معمول توسط پلیس ، سر خود را بر روی این ایده بپیچیم – اما قانون پلیس متروپولیتن در سال 1829 یک نهاد لیبرال ایجاد کرد. این قانون این واقعیت را به رسمیت شناخت که هیچ آزادی فردی در جامعه ای وجود ندارد که فاقد دستگاه عملی برای اعمال قانون و نظم بی طرفانه باشد.

اصول Pelian همچنین بیان می دارد که پلیس تنها زمانی با جامعه آزاد سازگار است که با رضایت و اطمینان جوامعی که به آن خدمت می کنند عمل کند. یادآوری این تاریخ می تواند برای نیروهای پلیس که اکنون در حال خرید خودروهای زرهی و سلاح از سهام نظامی غفلت شده هستند مفید باشد. برخلاف مدل پلیس Pelian ، نیروهای مدرن به طور فزاینده ای به ژاندارمری قاره شباهت دارند.

این باید تغییر کند. اما پاسخ اصلاحات ممکن است در گذشته باشد ، در ایجاد نیروی پلیس نزدیک به روح پایتخت نسبت به پلیس سلطنتی ایرلند.

از بین بردن نیروهای پلیس ما را به یک درس کاملاً متفاوت سوق می دهد: این امر امکان یک مقام اجرای قانون بی طرفانه و با بودجه عمومی را که فقرا و فقرا می توانند مطالبه کنند از بین می برد.

مانند ارزشهای لیبرالی که پیش از آنها بود ، پلیس کلانشهر پاسخی به دهه ها ناآرامی مدنی و خشونتهای فرقه ای بود. بیشتر قرن هفدهم کابوسی بود که بیدار کردن کشته ها ، شورش ها و شورش ها (نمایندگان مجلس علیه سلطنت طلبان ، پروتستان ها علیه کاتولیک ها) و مجموعه ای از پادشاهان مستبد ، دیکتاتورها و حامیان ارباب بود. اصلاحاتی که ما از آن دوران استخراج کرده ایم – محدودیت در قدرت دولت ، تقدم حقوق فردی و تحمل اعتقادات مذهبی – ناشی از خودآزاری است. آزادی های مدنی که به طور اتفاقی لکه دار می کنیم – آزادی اجتماعات ، اعتراض ها و بیانات – برای یک مخالفت معتبر که خشم را از خشونت و به سمت اصلاحات معنی دار سوق می دهد ، ضروری است.

و نگاه کنید: پروتستان ها و کاتولیک هایی که روزگاری یکدیگر را زنده سوزانده اند به همسایگان بی تفاوت و حتی دوست داشتنی تبدیل شده اند. در یک محیط لیبرال می توان یک پیشرفت فاحش ایجاد کرد ، اگرچه ممکن است به آرامی اتفاق بیفتد. خارج از این م institutionsسسات و ارزشهای سخت کوش ، چرا باید انتظار چیزی بهتر از گذشته را داشته باشیم؟


این ستون در شماره نوامبر 2020 چاپ می شود مک لین مجله ای با عنوان “کمبود پلیس خوب”. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.

[ad_2]

منبع: green-sky.ir