[ad_1]

سالها پیش ، در یک قرائت در جشنواره نویسندگان وودی پوینت در ساحل غربی نیوفاندلند ، نویسنده مایکل وینتر در مورد استفاده تا حدی لیبرال از جزئیات زندگی واقعی در داستانهایش شوخی کرد. وی به جمعیت گفت كه برادرش تهدید كرده است “اگر وینتر حقیقت بیشتری را در داستان های آینده وارد كند” می تواند ضربه ای بزند كه به زودی بهبود نخواهد یافت. (ممکن است در اینجا نقل قول کنم ، اما اصل مطلب است.)

رمانی که او به آن اشاره داشت ، خراش بود همه این اتفاق افتاد چند روز پیش دیدم که به همان لحظه فکر می کنم ، وقتی مانند یک نویسنده فانتزی در سراسر توییتر ، با مقاله ای در Slate کور شدم که ادعا می کرد اهل نیویورک داستانی که زندگی کسی را به سرقت برد.

داستان کوتاه مورد بحث است شخص گربه توسط کریستن روبیان ، حدود 18 ساله در رابطه با یک مرد سی ساله. این داستان که برای اولین بار در سال 2017 منتشر شد ، مانند آتش سوزی در فضای مجازی گسترش یافت و باعث ایجاد یک قرارداد هفت رقمی برای رابینین و یک فیلم سینمایی شد ، و نویسندگان داستان را در همه جا امیدوار کرد. این در اوج حرکت #MeToo بود. من فکر می کنم اشتباه است اگر بگوییم محبوبیت داستان فقط یک محصول لحظه ای است ، اما لحظه این احتمال را افزایش می دهد که به ویژه زنان ، آن را به اشتراک بگذارند. ما به اشتراک گذاشتیم زیرا این احساس جهانی شد – وحشیانه. برای بسیاری از زنان ، شخص گربه این ارتباط نزدیک بود.

رابینیان در آن زمان گفت که این ماجرا از رویارویی با مردی رخ داده است که او به صورت آنلاین ملاقات کرده است. وی دانشجوی وزارت امور خارجه بود و سی سال داشت. هفته گذشته سنگ لوح الکسیس نوویکی ، نویسنده ، وقتی با این داستان روبرو شد وحشت خود را ابراز کرد و فهمید که به نظر می رسد تعدادی از جزئیات – زادگاه این دختر ، کالجی که در آن تحصیل کرده است ، شغلی که در تئاتر برگزار می کند – ناشی از زندگی خودش ، رابطه او با کسی که شناخته شده است که همان مرد است. او از اینکه فهمید رابینیان این دوست را می شناسد خیالش راحت نبود و جزئیات را از حساب های شبکه های اجتماعی نوویکی جمع کرد. نوویکی نوشت: “احساس می كردم كه مورد هجوم قرار گرفته ام.” “من می خواستم سر او فریاد بزنم. اما وقتی سعی کردم آنچه را که می خواستم بگویم تصور کنم ، مطمئن نبودم.”

بخوانید: بهترین چیز درباره Gambit ملکه؟ هیچ خشونت جنسی در آن وجود ندارد.

توییتر وحشی شده است ، زیرا خوانندگان برای درک اینکه چگونه یک نویسنده می تواند استفاده از چنین جزئیات واقعی را توجیه کند ، وحشی شده و نویسندگان برای تأمین هزینه های خود جمع می شوند. لورن گروف ، نویسنده آمریکایی ، با یادآوری توییتر همان دختر ، توییت کرد: “من هر انسانی را که ملاقات کردم وارونه مچ پا آنها کردم و آخرین جزئیاتی را که می توانستم از جیب آنها سرقت کنم لرزاندم.” همان

وزن کامل از شخص گربه، آنچه باعث ایجاد طنین انداز شد ، دقیقاً بخشی است که نوویکی می گوید به نظر واقعیت نمی رسد – پویایی بین همسر ، رابطه جنسی بد و انتهای روده ، که “کاملاً از [her] واقعیت. “منطقی است که نوویکی از یافتن جزئیات کوچک منطبق متعجب شده است. یکی تعجب می کند که چرا روبیانی ها فکر نکرده اند که آنها را تغییر دهند. در پایان ، آیا آنها مهم هستند؟

شاید همانطور که سرانجام رابینیان اعتراف کرد ، او هرگز انتظار چنین چیزی را نداشته است اهل نیویورک برای گرفتن داستان ، یا هرگز انتظار نداشتید که مانند یک آتش سوزی گسترده شود؟ بله حتما.

اما چیز دیگری نیز وجود دارد. در اولین رمان من شیطانی که میشناسی ، شخصیت من اوی به حکایتی در مورد دبیرستان اشاره دارد ، جایی که دوستش لاریسا به یک مهمانی Grateful Dead می رود و فراموش می کند که به خانه خود برود. این یک جزئیات پس زمینه دراماتیک است ، اتفاقی برای رمان. اما نکته اینجاست: این در واقع با یکی از دوستان من اتفاق افتاده است. وقتی کتاب بیرون آمد ، دوست دیگری برایم ایمیل فرستاد: “آن داستان در مورد لاریسا …” من نوشتم. “اما این فقط … این لارا است. شما واقعاً نام او را تغییر نداده اید!” او به همان اندازه شوکه شد. مطمئنم که قصد داشتم نام او را تغییر دهم. مطمئنم منظورم تغییر بخشی از داستان بود؟ اما تا وقتی که پیش نویس اول را تمام کردم ، آنقدر در دنیای آن رمان ، در دنیای اوی غرق شدم که دیگر نمی فهمیدم این داستان در زندگی واقعی اتفاق افتاده است.

من فکر می کنم نوشتن رمان بسیار دشوار است و اهمیت آن را مهم می داند. داستان های خیالی داستان واقعی نیستند. نویسندگان داستان نویسی واقعیت را کپی نمی کنند ، بلکه از عناصر زندگی برای ایجاد داستانهایی استفاده می کنند که عمیقاً درست احساس می شوند – حقیقتی چنان عمیق که جهانی می شود. این پژواک همان چیزی است که ساخته شده است شخص گربه موفقیت

این طور نبود که یک دختر 18 ساله یک بار در تئاتر Rip در نزدیکی Ann Arbor کار کند ، اما یک جوان 18 ساله دیگر خود را در حال پیمایش قدرت پویای یک رابطه خیالی با یک مرد بسیار مسن تر ، نوعی رابطه ای که حتی در بزرگسالی رشد کرد و من بازتاب مثبتی در رمان ها و سینما دیدم – در داستان هایی که عمدتا توسط مردان نوشته شده است.

شاید اعتراض کوچک من ناشی از این واقعیت باشد که کتاب جدید من ، عقب نشینیاین همچنین دارای یک احساس زندگی واقعی است. مثل شخصیت خودم ، مایوه مارتین ، به یک اقامتگاه هنری دو هفته ای در کوهستان رفتم. من مثل مایو ، تازه از یک ازدواج دشوار بیرون آمده بودم و مجبور شدم فرزندانم را کنار مادربزرگ و مادربزرگشان بگذارم و همچنین احساس کردم که مخاطرات بسیار زیاد است. حرکت خودم بنابراین ، برخی از عناصری که باعث می شوند مایو احساس واقعی کند ، ناشی از تجربه زیستن است. مال خودم.

چیزی که به عنوان نویسنده یاد می گیرید مفهوم قدرت است: چگونه بنویسید تا احساس واقعی بودن کنید. به عنوان یک نویسنده داستان ، کار من مشاهده دنیای اطرافم ، جزئیات و سپس ساخت چیزی است که بیش از حد ممکن به نظر می رسد. ساختن چیزی که احساس می کند قبلاً اتفاق افتاده است.

ازدواج اول من بد بود ، اما جای اثری بر روی دستم نیست که بتوانم آن را ثابت کنم ، مانند ماوه. من نویسنده هستم ، رقصنده نیستم. بدیهی است که رایج ترین س questionالی که من تاکنون پرسیده ام در مورد تعلیق یا نقشه نیست ، بلکه بیشتر این است که “چگونه او سر خود را به سکانس های رقص رساند؟”

ساده: از دو دوست – هر دو رقصنده – پرسیدم که چگونه در محل کار با خود صحبت می کنند. سپس تمام پاسخ های آنها را نوشتم. و من مانند رابینین این جزئیات را در کتاب قرار داده ام. این کاری است که کتاب انجام می دهد.

وقتی اولین بار ظاهر شد ، شخص گربه اغلب از آن به عنوان مقاله ، مقاله ، یا “قطعه” یاد می شود. خوانندگان بیش از حد تمایل داشتند که اقتدار رابینین را باور کنند و تصور می کردند که این داستان حول زندگی خصوصی او است. من بیشتر می روم و می گویم که شور خاصی برای تصمیم گیری وجود دارد که وقتی زنان می نویسند ، آنها در واقع خاطرات می نویسند ، یا به رسمیت شناختنهمانطور که در شعر گفته می شد. اکنون ، با گفتن نوویکی که برخی از جزئیات متعلق به او است ، من گمان می کنم که همان خوانندگان احساس خیانت کرده اند.

صرف نظر از این ، حداقل سه نسخه در اینجا کار می کند: یک رمان رابینین ، یک واقعیت نوویکی ، و یک نسخه که به عنوان نوعی اصطکاک بین این دو وجود دارد. اما این اصطکاک همیشه بین نویسنده و خواننده وجود دارد – وقتی می خوانیم ، ما همیشه خود را در داستان معرفی می کنیم ، با تجربیات خود به عنوان فیلتر ، هر یک از ما داستان را به گونه ای درک می کنیم که احساس خاص بودن می کند.

در نوشتن برای مایو مارتین ، از جزئیات زندگی واقعی استفاده کردم تا شخصیتی را که از جاه طلبی و اعتماد به نفس در حال سوختن است ، ترسیم کنم ، زنی که با رسیدن به توچال در حال حاضر بسیار در امان مانده است. آیا خوانندگان خود را در آن می شناسند؟

به نظرم می رسد که بخشی از واکنش نوویکی ممکن است از این واقعیت ناشی شود که داستان س questionsالاتی را در مورد روابط او در زندگی واقعی مجبور می کرد که ترجیح می داد در گذشته آنها را ترک کند. نوویکی نوشت: “من می خواستم سر او فریاد بزنم.” “اما وقتی سعی کردم آنچه را که واقعاً می خواستم بگویم تصور کنم ، مطمئن نبودم.” یک داستان خوب باعث می شود ما نه تنها سرگرم شویم ، بلکه شاید ناآرام و محتاط باشیم – یا اگر نویسنده کار خود را انجام داده باشد – مجبور به حساب آوردن از خود و تاریخ خود باشیم.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir