[ad_1]

آلیشیا الیوت: همانطور که هر روز بیشتر و بیشتر می بینیم ، این کشور یک قبرستان واقعی هند است – محلی که مجرمانی که به عنوان معلم و رهبران مذهبی و سیاسی رژه می روند ، برای پوشاندن آن بسیار مراقبت می کنند

آلیشیا الیوت نویسنده موهاك و نویسنده برنده جایزه كتاب ذهن روی زمین پخش می شود.

فقط 15 دقیقه رانندگی از مکانی که اکنون در برانتفورد ، انتاریو می نویسم ، موسسه موهاک ، یکی از قدیمی ترین مدارس مسکونی کانادا است. این بنایی است که هدف آن – به قول سر جان ا. مک دونالد – این است که کودکان بومی را “تا آنجا که ممکن است از تأثیر والدین” بیرون بکشد تا آنها بتوانند “عادات و شیوه های تفکر مردان سفیدپوست را بدست آورند” – 36 سال بیشتر از کانادا به عنوان یک کشور مستقل ایجاد شده است. این را به یاد داشته باش.

در سال 2016 ، من به محوطه موسسه موهاک به یک نمایشگاه هنری و اجرایی رفتم که صدها دانشجوی بومی که 139 سال در دیوارهای آن گرفتار شده اند را “سوراخ مش” می شناسند. آنها این نام را به آن دادند زیرا اگرچه دانش آموزان در مزارع همسایه پس از اتمام مدرسه بدون مزد كار می كردند و بدین ترتیب میز غذاخوری كاركنان را با محصولات تازه و خوشمزه مجهز می كردند ، اما خود بچه ها چیزی بیشتر از موش نداشتند. بعضی اوقات کرمهایی در خز خز می خاستند. مهم نبود این چیزی بود که آنها تغذیه می شدند. این را نیز به خاطر بسپارید.

WAUB RICE: دیپلم با نام اشتباه

نمایشگاه هنر نامیده شده است پروژه سوراخ مش. بازماندگان این مدرسه به عنوان راهنمای تور فعالیت می كردند و ما را از طریق ساختمانی كه هنوز پابرجاست هدایت می كنند – مكانهایی كه كودكان در آن هستند ، مكانهایی كه آنها “آموزش می بینند”. راهنمای تور ما زنی از پناهگاه ، شش کشور در رودخانه بزرگ بود. دختر و نوه او با ما در تور بودند. این اولین بار بود که هر کدام از آنها مادر / مادربزرگشان راجع به تجربه خود صحبت می کردند. او در چند کلمه در مورد درد جسمی و عاطفی ضربه زدن به زبانش در خارج از او صحبت کرد. دخترش بعداً در مورد نحوه یادگیری سگ خود و دخترش صحبت کرد. زنی که در مدرسه حضور داشت چیزی نگفت. گویی او همراه با زبان انگلیسی سنت سکوت مسیحیان را آموخته بود. این روزها ، من فهمیدم که این یک سنت کانادایی نیز هست.

به محض اینکه تور ما را به اتاق دیگ بخار منتقل کرد ، از نظر جسمی بیمار شدم. شکمم افتاد و سرم شروع به درد کرد و روی کلماتی که از دهان راهنمای تور ما می آمد تمرکز کردم: این جایی است که بسیاری از کودکان بومی توسط کارمندان به دلیل سو abuse استفاده به آنجا منتقل شدند ، زیرا صدای دیگ بهتر است فریاد آنها را پوشانده باشد. حتی سعی نکنید این موضوع را فراموش کنید.

قبل از آن لحظه ، من همیشه فکر می کردم که ارواح واقعی هستند یا نه. من فیلم های ترسناکی از ارواح شیطانی خشمگین را می بینم که در اطراف خانه های قدیمی و تخته های Ouija مبلمان را ضرب و شتم می دهند که به نظر می رسد تخته های آنها خود به خود حرکت می کنند و این نشان دهنده دانش جهان دیگر است. اما در آنجا ، در آن اتاق ، جایی که نفس نفس نفس می زد و احساس می کردم در ریه هایم گرفتار شده ام ، مطمئن بودم: این مکان خالی از سکنه بود. دردی که این کشیش ها و معلمان آنگلیکایی به این کودکان تحمیل کردند – بسیاری از آنها از قبیله ریس بودند – هنوز در هوا ضخیم بود. کشیش ها و معلمان ، مانند مجرمان ، اتاق را پیدا کردند که به آنها کمک می کند جنایات خود را پنهان کنند. این را بیش از هر چیز به خاطر بسپارید.

این ساختمان که بر فراز یک گورستان هند ساخته شده استعاره ای در فیلم های ترسناک است. قهرمانان این فیلم ها همیشه خانواده های سفیدپوست هستند که مانند برف پاک و معصوم هستند. آنها بی خبر از خون بومیانی که قبل از آمدن آنها ریخته شده بود ، وارد این خانه ها یا هتل ها شدند. اگر آنها تاریخ سرزمینی را که در آن ساکن هستند کشف کنند ، مسئله دردناکی که در اثر استعمار ایجاد شده است ، مانند گورستان حیواناتاین مانع از استقرار و انتظار ادامه سعادت استعماری نمی شود. از این گذشته ، این زمین برای اسکان آنها پاکسازی شد.

با این حال ، به محض شروع کار دردناک ، قرار نیست که با بومیان ناشناخته ای که اجسادشان در زیر این خانه ها دفن شده است ، همدردی کنیم. ما حتی قرار نیست در مورد آنها فکر کنیم. ما قرار است با خانواده های سفیدپوست که مرعوب می شوند همدردی کنیم – همان افرادی که تصمیم گرفتند ساختن زندگی خود در کنار مرگ بومیان اشکالی ندارد.

بخوانید: ماری سیمون ، در حال حاضر او بیشتر به آن نیاز دارد

همان افرادی که فکر می کردند چون آنها مرتکب جنایاتی نشده اند که به آنها اجازه می دهد خانه های خود را در سرزمین مادری بگیرند ، تا حدودی بی گناه باقی مانده اند.

همانطور که هر روز بیشتر و بیشتر شاهد هستیم ، کل این کشور گورستانهای واقعی هند است – سرزمینی که مجرمان به عنوان گور ، رهبران مذهبی و سیاسی برای پوشاندن آن بسیار مراقب هستند. با این حال ، بر خلاف بومیان گمنام ، اغلب فراملی ، که از مرگ آنها برای توضیح وقایع ناشیانه در فیلم ها استفاده می شود ، کودکانی که در هفته های اخیر اجساد کوچک آنها در محوطه مدارس شبانه روزی در سراسر کشور پیدا شده است ، دارای نام ، ملت و جوامع هستند. آنها خانواده هایی داشتند که از بازگشت خود ناراحت بودند ، آنها در مورد آنها سال کردند و عمداً چیزی به آنها نگفتند.

درست مثل آن خانواده های سفیدپوست در فیلم های ترسناک ، به نظر می رسد مردم غیر بومی کانادا فکر می کنند که آنها بی گناه هستند. اگر آنها خشونتی را که از طرف خود نسبت به کودکان بومی از طریق مدارس شبانه روزی انجام شده است ، تصدیق نکنند و اگر خشونتی را که امروز علیه کودکان بومی از طریق سیستم نگهداری از خانواده انجام شده است ، تصدیق نکنند ، در این صورت می توانند زندگی خود را بدون مزاحمت ادامه دهند. گناه نامناسب آنها به سکوت مورد انتظار از آنها تمایل دارند ، به این امید که اسطوره ملی کانادا – مودبانه ، چند فرهنگی ، به طور مداوم تحمل پذیرتر و انسانی تر از ایالات متحده – بر واقعیت های وحشتناک نحوه شکل گیری این کشور غلبه کند.

اما واقعیت این است که خشونت هایی که برای ایجاد آنچه ما اکنون “کانادا” می نامیم ، فعال شده است ، کل این کشور را آزار می دهد. این اقدامات به نمایندگی از هر خانواده غیربومی انجام می شد كه با افتخار خود را كانادایی می نامیدند ، زیرا این همان چیزی بود كه رهبران آنها برای از بین بردن این ملت سرمایه دار استعمارگر از سرزمینهای قبلا اشغال شده مثل گذشته لازم می دانستند.

دیگر نمی توانیم هزینه های انسانی ایجاد این ملت مسکونی را نادیده بگیریم. در حقیقت ، ما باید به یاد داشته باشیم. س isال این است: این کشور ، رهبران و شهروندانش در صورت وجود چه کاری انجام می دهند تا ثابت کنند که واقعاً تغییر کرده اند؟



[ad_2]

منبع: green-sky.ir