چرا سخنرانی مراسم تحلیف بایدن در میان بزرگان است


جرالد پاتس: رئیس جمهور در زمان نیاز عمیق ملی سخنرانی بزرگی کرد. اگر آن را با رویه های منضبط دنبال کنید ، می توانید خلاق باشید.

جرالد پوتس ، دبیر ارشد سابق نخست وزیر جاستین ترودو و نخست وزیر انتاریو دالتون مک گینتی ، نقشی اساسی در مدیریت روابط کانادا با دولت اوباما و ترامپ در اولین دوره ریاست ترودو داشتند. وی همچنین در مهمترین سخنرانیهای سیاسی نسل خود در کانادا شرکت کرده و اکنون معاون رئیس گروه اوراسیا ، یک شرکت مدیریت ریسک جهانی است و به مشتریان آمریکایی ، کانادایی و بین المللی در زمینه خطرات ژئوپلیتیکی در ایالات متحده و سراسر جهان مشاوره می دهد.

مک لین وی از پوتس خواست تا مشاهدات و بینش خود را در مورد سخنرانی رئیس جمهور جو بایدن ، سخنرانی که پیش بینی کرده بود “مهمترین سخنرانی تحلیف حداقل از اولین سخنرانی رئیس جمهور روزولت در سال 1933 یا شاید سخنرانی دوم لینکلن در 1865” پیش بینی کرده باشد.


جو بایدن روز چهارشنبه در شرق ظاهر شد و چهلمین مرد آمریکایی شد که سخنرانی افتتاحیه ریاست جمهوری را ایراد کرد. این سخنرانی ها از بسیار کوتاه (اولین سخنرانی های جورج واشنگتن از چند صد کلمه خجالتی بود) تا طولانی تا زمانی که سخنران را به قتل رساندند. ویلیام هنری هریسون در یک روز سرد چنان طولانی صحبت کرد که به ذات الریه مبتلا شد و یک ماه بعد درگذشت. برخی عالی هستند ، برخی وحشیانه و بیشتر آنها به جز علاقه مندان و مورخان توسط همه فراموش می شوند. شاید بتوانید چهار خط از آنها را نقل کنید: هر دو از خط لینکلن ، ابتدا به فرانکلین روزولت و جان اف کندی.

خیلی زود است که بگوییم جو بایدن پنجم خواهد شد یا خیر ، اما مواد اصلی در جای خود قرار دارند.

تمام ارتباطات سیاسی حول دیدار با آن لحظه می چرخد ​​و گرچه هیچ لحظه ای در سیاست مانند لحظه ای که در دوران ریاست جمهوری آمریکا اتفاق افتاد وجود ندارد ، این برخورد لفاظی ها با متن پیرامون است که طنین ادامه آن را تعیین می کند. لفاظی ها باید عالی باشد ، مخاطبان باید بزرگ باشند و پیامدهای آن قابل توجه باشد.

ملتی در آستانه پرتگاه و پس از جنگ داخلی. مردم وحشت زده با وضعیت افسردگی روبرو شدند. فاجعه ای گذشته نگر از یک رئیس جمهور جوان محکوم به نابودی که اعلام می کند مشعل را برای کشته شدن در ملا عام منتقل می کند. این موارد شکسپیر است – همانطور که در شکسپیر – خطوط مهم هستند ، اما بازی مهمترین چیز است.

شرایط جو بایدن از نوعی است که نمی توان حسادت کرد. حدود 400000 آمریکایی کشته شده اند ، زخم ملی شدید نژادپرستی نهادی دوباره باز شده ، کره زمین در حال پخت و پز است و میلیون ها نفر بیکار هستند. مهمتر از همه ، او رئیس جمهوری را دنبال می کند که تمایل شیطانی او برای سوit استفاده از اختلافات آمریکایی ها ، کشوری را با قطبی تر از دهه 1850 ایجاد می کند.

آقای رئیس جمهور انتخاب شما را تبریک می گویم. موفق باشید ، خداوند به شما پاداش دهد.

سرمقاله ها دارای علائم کلی قابل شناسایی هستند. رئیس جمهور روش های آزمایش جمهوری را توصیف می کند (ما در آستانه جنگ هستیم! اقتصاد در حال سقوط است! کمونیست ها شیوه زندگی ما را تهدید می کنند!). سپس او به لحظاتی از تاریخ آمریکا متوسل می شود که این کشور بر دیگر چالش ها غلبه کند (ما در جنگ پیروز شدیم! ما به افسردگی پایان دادیم! ما فاشیسم را شکست دادیم!). این منشأ این موفقیت گذشته در ارزشهایی است که آمریکاییها معمولاً از طریق استناد به قانون اساسی و کتاب مقدس مسیحیان از آن استفاده می کنند. سرانجام ، این یک راه رو به جلو را توصیف می کند – که معمولاً به طرز عجیبی مانند برنامه مبارزاتی او است.

بهترین این عناوین براساس عناصر نرم افزاری یا استدلال های سیاسی نیستند. آنچه در مورد ارزشهای مدنی آمریکا و دور شدن مکرر از تاریخ آمریکا می خواهید بگویید ، آمریکایی ها به تعالیم دینی خود اعتقاد دارند. بهترین رهبران آنها این ارزشها را با تخیل و قدرت به آنها یادآوری می كنند ، بدون تردید چگونگی عدم دستیابی به آنها را توصیف می كنند و از توانایی خود در اصلاح راه اطمینان نشان می دهند.

هیچ کس بهتر از آبراهام لینکلن این کار را انجام نداده است ، به همین دلیل دومین مراسم تحلیف او معمولاً بهترین تاریخ است. این یک نوحه زیبا نوشته شده از ایالات متحده قبل از جنگ و تناقض اصلی آن است: ملتی که بر اساس برده داری بنا شده و اعلام می کند که همه برابر هستند. از نظر لینکلن ، فاجعه جنگ داخلی قضاوت مناسب خدای عادلانه درباره وحشت برده داری بود که هر آمریکایی مسئول آن بود و هر آمریکایی وظیفه رسیدگی به آن را داشت. سخاوتمندی نتیجه گیری او کاملاً مشهور است ، اما برای من خطوطی هستند که به اصل موضوع می پردازند. لینکلن که از شر فراگیر بردگی و وحشت جنگ صحبت می کند ، عدالت هوشیارانه را ناشی از برخورد آنها می داند:

اما انشالله [the War] ادامه دهید ، تا زمانی که تمام ثروت انباشته شده توسط اوراق قرضه 250 سال زحمت بی نتیجه از بین رفته و حتی هر قطره خون کشیده شده با پوست باید توسط شخص دیگری که با شمشیر کشیده شده پرداخت شود ، همانطور که سه هزار سال پیش گفته شد ، بنابراین هنوز باید گفت: “احکام خداوند درست و عادلانه است”. به صورت کامل”.

به عبارت دیگر ، ما همان جایی هستیم که هستیم ، زیرا واقعیت هایی را که می گوییم به طور شهودی با آنها پایبند هستیم ، مطابقت نداده ایم. مشیت به یکباره همه ما را با لگد زدن به شلوارک میهن پرستانه به ما هدیه داده است ، و از آنجا که همه ما به خدا ایمان داریم ، آیا این نباید منصفانه تلقی شود؟ او نوع کمیاب سیاستمداری است که می تواند بدون ظاهر اخلاقی این نوع بحث اخلاقی را مطرح کند. همانطور که ویلیام لی میلر مورخ در مورد لینکلن می نویسد ، بحث در مورد برده داری یک چیز است. این یک روش دیگر کاملاً جذاب ساختن آن برای آمریکایی ها در اواسط قرن نوزدهم است.

مراسم تحلیف بایدن هنگامی که به آن لحن و سطح جنجال رسید ، در بهترین حالت بود. او تمام میادین عمومی را که در بالا توضیح داده شد بررسی کرد و وقتی حرکت رأی گیری با حضور کامالا هریس را در صحنه مقایسه کرد ، حتی بیشتر فراموش نمی شود. اگر گمان می کنید کلاهبرداران شواهدی مبنی بر وقوع تغییر می خواهند ، ظاهراً او می گوید ، معاون جدید خود را ببینید. لحظه قدرتمندی بود.

اما اگر بزرگان این سخنرانی را به یاد می آوردند ، برای سخنرانان پر رونق نبود. دلیل این امر آنست که تشخیص وی از بیماری مرکزی پیش روی ایالات متحده درست بوده است: قطبی شدید علت اصلی مشکلات این کشور است و نه علامت آن. آنچه کشور بیش از همه به آن احتیاج دارد رهبری است که ناهماهنگی بحث برانگیز سیاست معاصر را نمی شنود و تمرکز غیرقابل انکار بر آرمانهای والایی است که آمریکایی ها به خود می گویند به آنها اعتقاد دارند. او ممکن است از سنت آگوستین وام گرفته باشد ، اما استدلال او از لینکلن بود. “مردم مخاطبانی هستند که با چیزهای مشترک مشترک تعریف می شوند.”

جو بایدن مانند لینکلن معتقد بود که این موارد مشترک ارزشهای آمریکایی است و هموطنان وی می توانند مسافتی را که پیموده اند محاسبه کنند.

آیا این س riseال مطرح می شود؟ آیا ما وقتی این تعهدات خود را انجام می دهیم و فرزندانمان را از دنیای جدید و بهتری عبور می دهیم بر این ساعت نادر و دشوار غلبه خواهیم کرد؟ من فکر می کنم ما باید. من مطمئنم که شما هم این کار را می کنید. فکر می کنم خواهیم کرد و هنگامی که این کار را انجام دادیم ، فصل عالی بعدی در تاریخ ایالات متحده آمریکا ، داستان آمریکایی را خواهیم نوشت.

هیچ یک از اینها نشانگر آسان بودن راه حلها نبود. توصیفات وی از مشکلات کشور مستقیم و صریح بود. او حقایق سخت را مستقیماً گفت ، همه با لحنی خوش بینانه نسبت به آینده. این یک فرمول قدرتمند است که بندرت دنبال می شود. وقتی رهبران این کار را می کنند ، مردم معمولاً از آنها حمایت می کنند. وقتی رهبران این کار را در متن نیاز عمیق ملی انجام می دهند و آن را با اقدامات منظم پیگیری می کنند ، مردم نقاط عطفی را ایجاد می کنند.

کنایه از پیام های اینچنینی آسان است ، اما کنایه هرگز مشکلی را حل نکرده است. اگر تمایل دارید که نسبت به ایالات متحده منفی باشید ، ممکن است از خود بپرسید که اخیراً چه منفی باعث آمریکایی ها شده است.

به عنوان همسایگان خوب ، می توانیم امیدوار باشیم که پسر عموهای آمریکایی ما به اندازه رئیس جمهور جدید خود ، ایالات متحده و ارزشهای اعلام شده آن را دوست داشته باشند.


منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>