[ad_1]

Basneki می بیند که پدرش کن ، که او را در سن 16 سالگی در 11 سپتامبر از دست داد ، تا به امروز در زندگی خود منعکس شده است: “ظاهراً همه کارهای من شبیه آن است.”

برنان باسنکی با عکسی از سندبورد زدن پدرش کین (عکس لوسی لا)

برنان باسنکی با عکسی از سندبورد زدن پدرش کین (عکس لوسی لا)

این نمایه بخشی از مجموعه ای به نام زندگی در سایه 11 سپتامبر است که به بررسی نحوه تغییر جهان پنج انسان فوق العاده ، بیست سال بعد می پردازد.

هنگامی که برنان باسنکی در نوجوانی بود ، با یک مشاور راهنمایی در دانشگاه وسترن انتاریو ملاقات کرد تا در انتخاب دوره های دوم سال کارشناسی به او کمک کند. وقتی به کلاسهایی که او در سال اول تحصیل می گذراند نگاه کردند ، مشاور راهنمایی مکث کرد تا بپرسد رشته تحصیلی او دقیقاً چیست؟

بسنکی گفت: «اقتصاد. صدراعظم پاسخ داد: “خوب ، شما سال اول در رشته اقتصاد شرکت نکرده اید.”

باسنکی با نگاهی به گذشته اذعان می کند که ممکن است در آن زمان بهترین دانش آموز نبوده باشد – اما روشن می کند که در سالهای جوانی خود فاقد جهت بوده است. بسنکی ، که اکنون 36 ساله است ، می گوید: “پدرم کسی بود که از او راهنمایی می خواستم – شاید هنوز هم تا به امروز.” “واقعاً هیچ کس در خانواده یا دوستان من نبود که این خلا را پر کند.”

بیشتر: 11 سپتامبر “مانند یک فیلم” در مغز برایان کلارک اجرا می شود

باسنکی 16 ساله بود که پدرش کن ، برای شرکت در کنفرانسی در طبقه 106 برج شمالی مرکز تجارت جهانی در 11 سپتامبر 2001 ، خارج از شهر بود. مادرش ، مورین ، هرگز به شغل خود به عنوان مهماندار هواپیما بازنگشت. در همین حال ، برنان در سراسر جهان – برای کار یا مدرسه – از انتاریو به اسکاتلند به ایلینوی به نیویورک ، سپس پرتغال ، و سرانجام دوباره به کانادا رفت.

شهریه وی در دانشگاه وسترن تحت پوشش صندوق بورس تحصیلی خانواده های آزادی مستقر در آمریکا برای فرزندان و همسران قربانیان 11 سپتامبر قرار گرفت. او می گوید که در میانه رکود بزرگ در رشته سیاست فارغ التحصیل شد و در آن زمان واقعیت ضربه سختی به او زد. “من واقعاً چیزی نداشتم که از نظر تحصیلات یا تجربه به جهان ارائه دهم.”

او چند سال بعد عازم اسکاتلند شد – تا حدی به دلیل بورسیه دانشگاهی دیگر برای فرزندان قربانیان 11 سپتامبر – در آنجا مدرک کارشناسی ارشد خود را در زمینه تحلیل سرمایه گذاری در دانشگاه استرلینگ به پایان رساند. این مدرک به او کمک کرد در برنامه بازنشستگی معلمان ایالتی شغلی در اسپرینگفیلد ، ایلینوی پیدا کند ، یک فرصت شغلی عالی است ، اما او برای یک نفر در 20 سالگی “مکانی نامطلوب برای زندگی” است. وقتی سه سال بعد به او پیشنهاد کار در شهر نیویورک شد ، از این فرصت استفاده کرد.

پاسنیکی می گوید: زندگی نزدیک به صفر “کمی راحت تر – یا شاید طبیعی تر باشد”. همه نسبت به افراد خارج از نیویورک با 11 سپتامبر برخورد کردند. “

مادرش تقریباً هر ماه به دیدار او می رفت ، تا حدی به خاطر او کار داوطلبانه به عنوان مدرس در مرکز افتخارات. او همچنین از 11 سپتامبر خود را وقف فعالیت های حمایتی کرده است ، جایی که بنیاد روز خدمات ملی کانادا را تأسیس کرد و برای کمک به قربانیان حملات تروریستی ، ائتلاف ضد تروریسم کانادا را تاسیس کرد. Basnicki می گوید: “زندگی او همچنان بر حوادث 11 سپتامبر متمرکز است.” “من نمی توانم بدون صداقت با او شام بخورم.”

مطالب مرتبط: “نفرت زمانی رشد می کند که ترس وجود داشته باشد”: آنچه دیوید ادیب از 11 سپتامبر آموخته است

در همین حال ، زندگی در نیویورک عشق Basnicki به ماجراجویی در فضای باز را تقویت کرده است – چیزی که او از پدرش به ارث برده است – خواه موج سواری ، دوچرخه سواری کوهستانی یا اسکی. “پدر و مادرم در واقع در ساحلی در کالینگ وود ، اونتای ملاقات کردند ، جایی که او در حال موج سواری بود.” باسنکی با علاقه به سفرهای اسکی مکرر با والدین و خواهرش در دوران جوانی فکر می کرد ، بنابراین در سال 2018 شغل نیویورک خود را در سواحل اروپا ترک کرد تا یک پلت فرم جستجوی تور ماجراجویی به نام Ripatrip راه اندازی کند.

او می گوید: “من در نسخه پرتغالی این استارتاپ معمولی در سیلیکون ولی زندگی می کردم.” “ما شروع به پیشرفت خوبی کرده ایم ، اما پول در حال تمام شدن است. COVID آخرین میخ در تابوت بود. من در دومین پرواز اخیر خود از پرتغال بودم. ” در بازگشت به کانادا ، در جستجوی شغل جدید در میان همه گیری ، تجربه او به عنوان کارآفرین همراه با سابقه سرمایه گذاری به او کمک کرد تا در شرکت تجارت کالایی کانادایی Auspice Capital شغلی پیدا کند. Basnicki خاطرنشان می کند که یکی از اولین وظایف او در این کار نمایندگی شرکت در یک کنفرانس بود – کاری که پدرش در 11 سپتامبر انجام می داد.

او می گوید: “نظری که من همیشه دریافت می کنم این است که من اساساً یک نسخه یکسان از پدرم هستم ، چه از نظر ظاهری یکسان باشیم و چه شبیه به هم.” ظاهراً هر کاری که انجام می دهم شبیه آن است. »



[ad_2]

منبع: green-sky.ir