پایان اضطرار – Macleans.ca


اسکات گیلمور: در سال 2020 ، “روز را تصرف کن” به این معنی است که لباس شما را پوشیده است. شاید حتی کمی بیرون آمدم. هر چیزی بیشتر از این فقط یک پاداش است.

این ستون را دیر ارسال کردم. خیلی دیر. دلیل خاصی وجود نداشت مسافرت نبودم. هیچ جلسه ای پر از روز من نبود. و من پروژه جدید بزرگی را راه اندازی نکرده ام که تمام وقت من را مصرف کند.

نه ، خیلی دیر شده بود زیرا واقعاً عجله ای نبود. منظورم این است که به اطراف نگاه کن آن انتخابات وجود داشت – در حین انجام انتخابات واقعاً نمی توانید انتظار داشته باشید که کاری انجام شود. و البته همه اپیدمی وجود دارد. این رکورد را مستقیم تنظیم کرد. به عنوان مثال ، از دیدگاه من (خیره شدن به بیرون پنجره اتاق خواب من) ، عمودی شدن به موقع کار چندان مهمی به نظر نمی رسد زیرا همه موارد دیگر تقریباً متوقف شده است.

قطعاً ضرب الاجل بود. من به وضوح به یاد می آورم که سردبیر من از من خواسته است که آن را در یک تاریخ خاص برای او بفرستم. اما هیچ یک از ما فکر نمی کردیم که منظور او باشد. هر دوی ما می دانیم که اگر شما یک تیر درست کنید ، خوشحال خواهد شد ، مهم نیست که در چه زمانی قطب ظاهر شده است.

بیشتر بخوانید: سیاستمداران شکست می خورند. مقامات ارشد پزشکی کانادا باید وارد عمل شوند.

زیرا ، بیایید صادق باشیم ، این روزها کارهای زیادی انجام نمی شود و دیر رسیدن بهتر از این است که نه ، درست است؟ در سال 2020 ، “روز را تصرف کنید” یعنی شما لباس پوشیده اید. شاید حتی کمی بیرون آمدم. هر چیزی بیشتر از این فقط یک پاداش است.

انتظارات ما ، برای خودمان و دیگران ، بسیار کاهش یافته است. به عنوان مثال بچه های من را در نظر بگیرید. هیچ ورزش مدرسه ای وجود ندارد. آنها برای استراحت پشت میز خود می نشینند. او تمام روز را در خانه می گذراند و به صفحه کامپیوترش خیره می شود. حتی هالووین نیز لغو شده است. در این شرایط ، فقط جانور به وظیفه یا نمره خود اهمیت می دهد. علاوه بر این ، هیئت مدیره مدرسه تصمیم گرفت که “تحت شرایط” ، به هر حال همه نمره قبولی کسب می کنند. تنها چیزی که برای من مهم است این است که آنها ذهن خود را از دست نمی دهند.

زندگی ام شلوغ بود. مسافرت زیاد مهلت های سخت تماس های مهم من یک برنامه فشرده را رعایت کردم – من زود کار می کنم ، به دفتر می روم ، کار می کنم ، ناهار با یک همکارم ، به کار خود برمی گردم ، بچه ها را به جایی می برم ، کارهایی را انجام می دهم ، آنها را برمی دارم ، کمی بیشتر کار می کنم ، شاید برای دیدن دوستان بیرون بروم ، سپس دیر می خوابم. من همیشه شبانه روز مسابقه می دادم. من همیشه نزدیک بودن ارابه زمانی بالدار را می شنیدم.

دیگه زیاد نیست وقتی بیدار می شوم. اگر من برای پر کردن قهوه خود بایستم ، سفر من حدود هفت قدم طول می کشد. من چند تماس زوم دارم ، اما این تماس ها اغلب با هم برخورد می کنند. هیچ کس دلیل آن را نمی پرسد. همه ما در یک قایق هستیم – توضیحی ندارید. ما می تونیم فردا صحبت کنیم. بعضی اوقات می کنیم

وقتی زمان خودش معنی خود را از دست داده چگونه ممکن است چیزی اینقدر فوری باشد؟ دیگر نیازی به نگاه کردن به ساعت من نیست. قبلاً خودم را به صورت 15 دقیقه ای برنامه ریزی می کردم. اکنون من “صبح” و “بعد از ظهر” دارم و کاملاً مطمئن نیستم که چه زمانی یکی به دیگری منتقل می شود. (زیرا ناهار اکنون یک مفهوم شناور است – گاهی اوقات بعد از صبحانه مدت زیادی طول نمی کشد. گاهی اوقات آن را فراموش می کنم. و گاهی اوقات بیش از یک بار اتفاق می افتد.)

امروز حتی مطمئن نیستم و راستش را بخواهید ، باید لحظه ای به آن فکر می کردید ، درست است؟ تشخیص بین یکشنبه و دوشنبه امکان پذیر نیست. من در یکی از آن روزها کراوات نمی بندم و روز دیگر برای ناهار با دوستان ملاقات می کنم. نه حالا این یک جین شلوار جین فرسوده و احتمالاً یک نان تست است که کنار میز آشپزخانه ایستاده است. هر دو روز. و بقیه هفته نیز.

تجارت برای همه کند شده است. گویی همه دنیا به طور مشترک توافق کرده اند که دیگر هیچ چیز فوری نیست. به جز شاید یک واکسن – من واقعاً امیدوارم که همه افرادی که روی این کار می کنند بدانند دقیقا امروز چه روزی است. اما برای بقیه ما ، هر چیز دیگری وقتی تمام شد ، انجام می شود. انتظارات قطع شده است. جداول بلند پروازانه است. همه برنامه ها به حالت تعلیق درآمده است.

مرتبط: درسهایی از بیماری همه گیر: چقدر می توانیم از پس آن برآییم؟

فکر می کنم همه اینها سرانجام تغییر خواهند کرد. همه ما سرانجام خود را “در مسیر درست” خواهیم دید و مانند گذشته سر و صدا خواهیم کرد. شاید وقتی سرانجام دروازه ها باز شد ، ما نقشه هایی را بیرون بیاوریم و تقویم های خود را با قرارها ، جلسات ، پروازها و برنامه ها پر کنیم.

اما بعضی روزها (از من نپرسید کدام یک) ، مطمئن نیستم که گرفتن و هزینه دوباره یک امر عادی خواهد بود. مکبث گفت: “اگر کار تمام شود ، خوب است” سریع انجام می شود این گزارش به موقع است ، یا من روزهایم را با یک کار بعد از کار دیگر پر می کنم.

بچه های من (بیشتر) خوشحال هستند. من (بیشتر) سالم هستم. خانواده و دوستانم (اکثرا) ایمن و سالم هستند. این موارد مهم است. بقیه موارد خوب و حتی مفید است اما فوری نیست. نیاز به همه گیری بود که به من یاد بدهم. کاش این اتفاق نمی افتاد. دیر آمدن بهتر است که نیست ، درست است؟


این ستون در شماره دسامبر 2020 چاپ شده است مک لین مجله ای با عنوان “پایان اضطرار”. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.


منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>