[ad_1]

روز سه شنبه ، نمایندگانی که در مبارزات بعدی به دنبال انتخاب مجدد نخواهند بود – در حالی که اواخر تابستان یا اوایل پاییز وقت خود را به زمزمه می گذارند – فرصت داشتند اظهارات خداحافظی را در مجلس عوام مخلوط انجام دهند.

در میان ابراز امیدواری و تشکر معمولاً صمیمانه اما تند و تیز ، میملاک قاقاق ، نماینده نونووت ، نمای درخشان و تندی ارائه داد. او با دلخراشی شیوا و خونسرد ، تصویری از نزدیک به دو سال حضور خود در مجلس عوام را ترسیم کرد تا نشان دهد متعلق به او نیست و هیچ تغییری معنادار برای افرادی که آنها نمایندگی داشتند ، ارائه نشده بود ، حتی به خاطر شجاعت برای او لیست.

در اینجا یادداشت های او به طور کلی وجود دارد:

آقای بلندگو ، هر وقت وارد خانه مشترک زمین می شوم و در این اتاق ها صحبت می کنم ، هر قدم از راه را به یاد می آورم که به اینجا تعلق ندارم.

من هرگز در موقعیت خود ، به ویژه در مجلس عوام ، احساس امنیت و محافظت نکرده ام و غالباً در آسانسور با خودم گفتگوهای پرشوری انجام می دهم یا برای حفظ خونسردی خود لحظه ای را در غرفه دستشویی می گذرانم. وقتی از این درها عبور می کنم ، به یاد نمی آورم که خانه استعمار آشکارا با اشتیاق آتش زده شود ، من در حالت زنده ماندن هستم.

از آنجا که من انتخاب شدم ، انتظار دارم که توسط امنیت در محل کار من متوقف شود. من در راهروها پشت سرم یک دزدگیر امنیتی داشتم ، و آنها تقریباً دست من را گرفتند و به عنوان نماینده مجلس به من نشان دادند. من می دانم که در این شرایط چه کاری باید انجام دهم. زندگی من در کانادا و به ویژه از طریق این تجربه چیزهای زیادی را به من آموخته است. به عنوان یک سبزه ، خیلی سریع یا ناگهانی حرکت نکنید. صدایت را بلند نکن صحنه درست نکنید ، تماس چشمی داشته باشید و دستان خود را پنهان نکنید.

هر اینوک حالت بقا دارد. ما باید. دو نسل پیش ، حالت زنده ماندن به معنای تحمل درجه حرارت شدید و یافتن غذا در تمام طول زمستان نبود. حال ، حالت زنده ماندن به معنای دیدن گرمای مناسب در پناهگاه و مقرون به صرفه بودن است ، اما این امر توسط دولت فدرال تکذیب می شود.

نهاد فدرال به جای ایجاد موانعی برای افرادی مانند من ، باید سیاست ها و رویه های خود را برای انعکاس واقعیت تغییر دهد. من نباید از رفتن به محل کار بترسم و هیچ کس از رفتن به محل کار خود نترسد. امکان ایجاد تغییر وجود دارد. این می تواند از اینجا در مجلس عوام شروع شود و در کانادا منعکس شود. یک طرد و عدم تمایل به تغییر وجود دارد ، نه عدم توانایی در دستیابی به آن. افرادی مانند من در FED متعلق به اینجا نیستند. من انسانی هستم که می خواهم از این بنیاد برای کمک به مردم استفاده کنم.

اما حقیقت این است که این نهاد و کشور در پشت ، آسیب ها و آوارگی های بومیان ایجاد شده اند. حتی اگر به ما گفته شود که باید فرار کنیم ، هنوز با موانع بزرگی روبرو هستیم. به جوانان گفته شد كه آنها به اندازه كافي تجربه ندارند ، آماده رهبري نيستند. از زنان خواسته شد که به زیبایی بنشینند و گوش دهند ، به افراد معلول حتی شایسته گفتگو نشان داده نشد ، اینوئیت ها خود را با بالاترین نرخ در کشور می کشند. ما با اپیدمی خودکشی روبرو هستیم و این نهاد از حمایت مالی خودداری می کند.

در طول مدت حضورم در این اتاق ، من کلمات بسیار زیبایی مانند آشتی ، تنوع و فراگیری را شنیده ام. افراد خارج از حزب من مرا شجاع ، شجاع و قوی توصیف کرده اند. اما بگذارید صادقانه بگویم – بی رحمانه صادقانه: سخنان ملایم و بدون اقدام دردناک وقتی توسط افرادی که قدرت را بر تشکیلات فدرال دارند (که) از عمل امتناع می ورزند ، گفته می شود. در میراثی که این موسسه همچنان حفظ می کند ، نه فقط ساخت و سوخت گیری ، هیچ چیز – چیزی – برای افتخار وجود ندارد. صاحبان قدرت گزینه هایی دارند ، دائماً اولویت هایی را انتخاب می كنند كه از رژیم های ستمگر حمایت می كنند ، كودكان بیمار را در خانه های پوسیده رها می كنند و والدین خود را از دست می دهند ، زیرا این افراد قدرتمند معتقد نیستند كه تغییر ارزش پول دارد.

من اخیراً از وزیری پرسیدم که به جای من چه کار می کند؟ اگر سواری او بیشترین میزان خودکشی را با بیشترین خانه هایی که نیاز به تعمیر داشتند ، اگر زنان و دختران در جامعه او گم شده بودند و کودکان بدون توجه به وضعیت رفاه خود به سیستم مراقبت های مادرانه منتقل می شدند ، چه احساسی داشت. من از او پرسیدم اگر وزیر به او بگوید که منتظر بماند آیا پاسخ خود را تغییر می دهد؟ او نمی توانست جواب من را بدهد. او گفت حتی سعی نمی کند خودش را جای من بگذارد.

اما مشکل دقیقاً همین است. اینوئیت ها به کسانی که قدرت و توانایی ایجاد تغییر را داشتند سعی می کردند یک روز ، یک هفته یا یک ماه در جای خود بمانند. آنها نتوانستند. ممکن است برای وزیران درک اینکه ما هر روز چه چیزی را می گذرانیم غیرممکن باشد ، اما من از شما می خواهم – به شما می گویم – گوش دهید و باور کنید و در این باره کاری انجام دهید. هنگامی که ما از شما می خواهیم اکنون اقدام کنید ، باید اکنون نیز اقدام کنید. و اگر می فهمید ، شرم بر شما. چون اگر بفهمید چقدر دردناک است ، می فهمید عمق آن چقدر است. برای من آسان تر خواهد بود که به من گفته شود که من اشتباه می کنم و شما موافق نیستید ، تا اینکه به من بگویید من درست می گویم و شجاع هستم ، اما در بودجه شما جایی برای حقوق اساسی بشر وجود ندارد که بسیاری دیگر از آن استفاده کنند. قطعا.

ببینید آقای بلندگو ، من اینجا نیستم. اما امیدوارم وجود من در حال شکستن پایه های این نهاد فدرال باشد که به سختی 70 سال پیش استعمار اینویت ها را آغاز کرد. فهمیدم که شنیدن این برای بعضی از اعضا سخت است. اما این حقیقت و حقیقت است. این مکان بر اساس آزار و شکنجه مردم بومی ساخته شده است. افرادی مانند پدربزرگ من که در این زمین متولد و بزرگ شده اند ، اما به اجبار به یک شهرک منتقل شده توسط شرکت فدرال تأمین و ساخته شده اند.

تاریخ ما آغشته به خون است – خون کودکان ، جوانان ، بزرگسالان و افراد مسن. وقت آن است که با مقیاس عدالت روبرو شویم. از یک طرف ، ما کوهی از رنج و درد و رنج داریم و هر وقت دولت یک قرص پشتیبانی به ما می دهد ، به نظر می رسد که آنها اعتقاد دارند که آسیب دیدگی گذشته ما اصلاح شده است و آنها به نوعی لایق ضربه زدن به پشت هستند. اما حتی برای شروع روند بهبودی نیز پشتیبانی زیادی لازم است. تا زمانی که این سالن ها به جای اقدام واقعی با وعده های پوچ طنین انداز شوند ، من به اینجا تعلق نخواهم داشت.

اگرچه ممکن است من به این نهاد تعلق نداشته باشم ، اما به حزب خود تعلق دارم. حزب دموکراتیک دموکراتیک مدتهاست حزبی است که متعهد به بالا بردن آرا از همه افراد با زمینه های مختلف است که اغلب توسط دستگاه های فدرال نادیده گرفته می شود. من می خواهم از کاپیتان خود ، یکی از اعضای Burnaby South ، تشکر کنم که به حرف های من گوش داده و باعث شده اند احساس امنیت و راحتی در بیان آنچه لازم دارم ، داشته باشم. در حالی که اعضای احزاب دیگر به من مراجعه کرده اند و از من خواسته اند تا از علتی دست نخورده توسط کانونهای حزبشان حمایت نمایم ، اما من هرگز احساس نکرده ام که توسط حزب دموکراتیک خلق کمی شده است. من هرگز نمی توانم به حزب دیگری بپیوندم و به دموکرات جدید افتخار می کنم.

با تشکر از همکارانم از اعضای Westminster Burnaby ، North Island-Powell River و به ویژه مرکز همیلتون ، از اینکه همیشه از من حمایت می کنید ، متشکرم. بدون همکاران NDP من چنین بستر خوبی نداشتم که بخواهم کارهای بیشتری انجام دهم و کارهای بهتری انجام دهم. و او درست عمل کرد.

من همچنین می خواهم ، البته ، اولین حمایت خود ، مادر و پدرم بی و جیمی و برادرم لارس را برای همه چیز از روز اول تشکر کنم. فریاد عظیم فریادی کارمندان من – من نمی توانستم بدون شما زنده بمانم. همه چیزهایی که از پشت میز کار من بیرون می آیند ، به همه افتخار می کنم ، می دانم که نمی توانم (خارج) انجام دهم. من از شما خیلی ممنون هستم.

البته ، در پایان ، من از ته قلب به اینویت ها و نونافومیو که به من ایمان دارند و از من حمایت می کنند ، تشکر می کنم. پیامهای دلگرم کننده بیشتر از آنچه مردم می دانند برای من معنی دارند. من می خواهم از Pauktuutit تشکر کنم که همیشه در برابر زنان و دختران اینویتی مانند من ایستاده است و حتی اگر ناراحت کننده نباشد حقیقت را به زبان می آورد.

من همیشه برای حقوق بشر مردم بومی در نوناووت و سراسر کشور خواهم جنگ. من فکر می کنم ما در حال تجربه تغییر در این کشور هستیم زیرا کانادایی ها بیدار شدن از واقعیت را آغاز می کنند. من منتظر زمانی هستم که افرادی مانند من بتوانند به اینجا تعلق داشته باشند. وقتی می توانیم اینجا باشیم من امیدوارم که یک جوان دیگر یا اینووک یا زن دیگری ، یا هر سه ، راه او را ادامه دهند و به پیشبرد این بنیاد در حمایت از مردم بومی کانادا ادامه دهند. وی به ملت و جهان نشان داده است كه غیرممكن ممكن است ، امید در جایی كه عمداً مطرح شود می تواند رشد كند و اگر با هم كار كنیم و از صدای خود استفاده كنیم ، می توانیم تغییرات واقعی ایجاد كنیم.

من همیشه معتقدم که سیاست می تواند متفاوت و متفاوت به نظر برسد و احساس کند. می توانم ، من شروع کرده ام. ما به این کار ادامه خواهیم داد. همه ما باید از این موضوع اطمینان حاصل کنیم.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir