[ad_1]

جرالد پاتس نایب رئیس گروه اوراسیا است ، یک شرکت جهانی مدیریت ریسک که دفتر مرکزی آن در نیویورک است. او به عنوان دبیر اصلی نخست وزیر جاستین ترودو و نخست وزیر سابق انتاریو دالتون مک گینتی خدمت کرد

آیا هنگام مصرف Peel 96 باید خواب خود را از دست بدهید؟

مدتها پیش ، در طول اقامت خود در مونترال ، فهمیدم که سود ناچیز انگلیسی زبانان برای داشتن نظر در مورد روند نشاط زبان فرانسه از صفر به منفی است. من به گروه مفسران خوشحال در جمهوری چین که تصمیم دیگری گرفتند نمی پیوندم ، مگر اینکه بگویم کبکرها باید کاری را درست انجام دهند ، زیرا انگلیسی ها بیشتر زبانهای بومی و مهاجران آمریکای شمالی را در وان غرق کرده بودند.

یک شخصیت تا حدودی مبهم در تفسیر Bell 96 وجود داشت ، زیرا ستون نویسان برای برگزاری این مراسم یک جلسه برگزار می کنند آنچه پدر نخست وزیر فکر می کند از واکنش پسرش به آن. مثل همیشه ، شانتال هبرت مطرح می کند راهنمایی محکم در مواردی از این قبیل ، او به همکارانش توصیه می کند که از شر تابلوهای Ouija خلاص شوند و یک کتاب تاریخ را انتخاب کنند. پیش بینی های ترودو بری درباره تأثیر 101 اشتباه بود و به هر حال او خیلی سر و صدا نکرد.

اما هرگز نمی دانید ، نظرات ROC از دو بحران گذشته اتحاد ملی کمتر از 12 بحران پیش بینی کرده است (کانادا شکسته شد!) ، و شاید سیزدهمین سحر باشد.

بیشتر بخوانید: Trudeau Kipcare

من او با شوخی در توییتر پرسید اینکه آیا اصلاح قانون اساسی کانادا به صورت یک جانبه به معنای آن بود که سرانجام دولت کبک آن را پذیرفته است یا خیر ، پسربچه این کار را به برخی افراد داد. برای یادآوری ، این یک بحث جدی سیاسی یا قانونی نیست. در حالی که دو ستاره Bequest ، لوسین بوچارد و پائولین ماروآ ، قانون اساسی را در سال 1997 اصلاح کردند تا مدارس کبک را به دلایل زبانی و نه دینی سازماندهی مجدد کنند ، آنها مشتاقانه بودند که در مقدمه تضمین هایی را برای معتقدین ارائه دهند که کار آنها به هیچ وجه به معنای تصدیق خیانتکار نبوده است. قانون اساسی که آنها در آن بودند اصلاح شده است

میدانم. همه اینها حتی گاهی برای من بیش از حد است.

من از زمان معرفی Peel 96 با بیگل های برجسته قانونی صحبت کرده ام. بیشتر آنها می گویند که قانون اساسی مانور دولت کبک نامشخص است ، اما تعداد کمی متقاعد شدند که اگر به دادگاه عالی راه یابد ، کاملاً رد می شود. من وکیل نیستم ، بنابراین به حرف آنها گوش خواهم داد ، اما این ایده ای است که اگر 30 سال پیش برای برایان مولرونی و رابرت بوورز اتفاق بیفتد ، کشور بسیاری از مشکلات را نجات می داد.

نه ، جنبه واقعاً بد لایحه 96 مربوط به هیچ یک از این اختلافات موقت نیست ، بلکه یادآوری دقیق ماده 33 منشور حقوق و آزادی کانادا ، بند اصطلاحاً “با این وجود” است.

تاریخچه عمیق فراتر از محدوده این قسمت است ، اما در اینجا به روزرسانی موارد برجسته ارائه شده است شناخته شده است که بند 33 مصالحه ای بود که مادر همه تنگناهای مشروطه را متلاشی کرد و اجازه داد منشور و قانون اساسی بر خلاف خواست دولت آن زمان کبک به تصویب برسد. طرفداران استدلال می کردند که این مسئله منطقی نگرانی های مشروع نخست وزیران در مورد فعالیت قضایی را برآورده می کند ، در حالی که مخالفان مخالفت می کنند که این منشور را تضعیف می کند و اجازه می دهد سیاستمداران منطقه ای هر زمان متناسب با منافع سیاسی آنها باشد ، آن را دور بزنند.

کمتر شناخته شده ، وقتی منشور یتیمی سیاسی در اواخر دهه 1980 بود ، نگهبانان دادگاه به او اجازه می دادند در ترافیک بازی کند. در یک حکم برجسته 1988 که هنوز پابرجا است ، دیوان عالی کشور از اعمال هرگونه محدودیت واقعی در استفاده از ماده 33 امتناع ورزید ، اساساً گفت که تحریم ها می توانند خود را با آنها اخراج کنند. اگر تمایل دارید که بیشتر به این موضوع بپردازید ، من اکیداً توصیه می کنم پروفسور لورن وینرپ در سال 1990 برکنار شد وابسته سنگر وضوح. ارزش خواندن کامل آن را دارد.

این خیلی فراتر از یک بحث جالب درباره اساتید حقوق کشور است. نه اینکه نکته خیلی خوبی را در این مورد مطرح کنیم ، اما آنچه در اینجا مطرح است این است که آیا این حکم نهایی است یا خیر مال شما است منشور حقوق و آزادی ها دیوان عالی کانادا یا نخست وزیر منطقه است.

بیشتر بخوانید: حمله نفوذ به حقوق زبان

اگر فکر می کنید این موضوع بیش از حد چشمگیر است ، به خاطر داشته باشید که قانع کننده ترین بحث برای بخش 33 استفاده از آن در حد متوسط ​​است. وزیر دادگستری وقت ، همكاری به نام ژان چریتین ، گفت كه این فقط “شرایط مسخره” را برطرف می كند. جای تعجب است که آیا مواردی که اکنون به دلیل عهد و پیمان ، مانند برابری در ازدواج یا حق انتخاب یک زن ، مسلم می دانیم ، در ذهن او در آن زمان واجد شرایط این دسته بودند یا خیر.

یکی همچنین از خود می پرسد که آیا این همان کاری نیست که “مرزهای معقول” در بخش 1 انجام می شد ، اما من ادامه می دهم. بخش 33 برای داشتن معامله و معامله ای که به دست آورده اید طراحی شده است. عواقب را می توان بعداً شناسایی کرد – و برای ما لذت بخش است – بعداً اکنون آن را داریم.

لایحه 96 سومین بار طی دو سال گذشته است که دولت استان از ماده 33 برای معافیت قوانین خود از نظارت منشور توسط دادگاه ها استفاده می کند یا به طرز قابل اعتمادی تهدید به استفاده از آن می کند. دو بار در کبک ، قانونگذار از کلیه حقوق منشور ممکن فراتر رفت ، خواه به قوانین مورد بحث پیوسته باشد یا نه. پیام کاملاً واضح است: حقوق مردم مانعی برای یک دولت منتخب نخواهد بود. چند ساعت پس از معرفی بل 96 ، نخست وزیر دیگری ابراز تحسین از این روش کرد.

داگ فورد ما تهدید کردیم که از بخش 33 استفاده خواهیم کرد وقتی دادگاه عالی انتاریو به نخست وزیر جدید بزرگترین کشور ما گفت که او نمی تواند مانند یک گربه با یک تار نخ با ساختار بزرگترین شورای شهر ما بازی کند. فرانسوا لگول از من دور نماند پیشگیری شرایط را استناد کنید برای محدود کردن آزادی بیان مذهبی کبک در مورد لایحه 21. علی رغم وسوسه شدید مارک آندره بلانچارد ، قاضی دادگاه عالی کبک “بی توجهی دولتش به حقوق و آزادی افراد آسیب دیده” ، وی یک سال بعد دوباره این کار را انجام می دهد. برای تأثیرات اضافی ، رویه نوظهور در کبک استفاده از یک بند در منشور استانی حقوق بشر و آزادی است که به اتفاق آرا در سال 1975 تصویب شد.

نخست وزیر فعلی آلبرتا اکنون 24 سال است که دفتر منتخبی را در اختیار دارد. در حالی که به نظر می رسد نظرات او تکامل یافته است ، جیسون کنی به ندرت در مصلوب شدن در مورد موضوعاتی که نباید برای او مهم باشد ، کند بوده است: حق انتخاب یک زن ، آنچه زنان می پوشند ، افرادی که می توانند آنها را دوست داشته و با آنها ازدواج کنند – شاید او احساس کند که سبک. هنگامی که او “دوست داشتن” خود را برای نخست وزیر دیگری با استفاده از ماده 33 به طور پیشگیرانه ابراز کرد ، می توانید شرط بگذارید که این کار را نکرده است تا بتواند از حقوق اقلیت های زبانی در آلبرتا محافظت کند. همانطور که او به سمت یک سال انتخابات در نظرسنجی ها می رود و سعی می کند اتحاد شکاف پذیر را با هم حفظ کند ، ممکن است این وسوسه برای او زیاد باشد.

و حالا ما اینجا هستیم.

او من را به سبک قدیمی توصیف کرد ، اما آیا جوامع دموکراتیک دقیقاً به این دلیل که از نظر سیاسی تمایل به نقض دارند ، حقوق اقلیت ها را در اسناد بنیادی غیر نقض قرار نمی دهند؟ سیاست مداران دفاع از حقوق اقلیت ها در تئوری راحت تر از عمل است ، و اگر فکر می کنید که زندگی در یک دموکراسی پیشرفته مصونیت از گله رهبران اکثریت را که آنها را به خاطر لگد زدن و لگد لغو کرده اند ، فراهم می کند ، با نزدیکترین فرد بومی – یا یک آمریکایی صحبت کنید.

خواننده ، مرده هایی که باید نگران آنها باشیم ، در گورها نسبت به پیر ترودو فروتن تر هستند: بی شمار زنانی که وی در اثر اقدامات درمانی بهداشتی درگذشت؛ افرادی که مشغول کار بودند توسط پلیس کشته شد ضربه زدن اشخاص چه کسی دستگیر شده است به دلیل نژاد آنها. دانش آموزان از مدارس ما مستثنی است به دلیل اعتقادات مذهبی آنها؛ یا بچه ها برگرفته از والدین آنها به دلیل هویت اصلی آنها.

قرار بود منشور حقوق و آزادی ها این حقایق ناخوشایند تاریخ ما را برای آینده ما غیرممکن سازد. اگر تصمیم گیری در مورد اینکه آیا در هر روز به هر یک از ما اعمال می شود ، به هر دلیل مناسب سیاسی ، به دست سیاستمداران منطقه ای سپرده شود ، احتمال وقوع آن اندک است.

این چیزی است که ارزش از دست دادن خواب را دارد.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir