[ad_1]

در سال 2013 من با دو اپراتور نیروهای ویژه سابق در Le Bistro ، بهترین رستوران فرانسوی در کابل ، شام خوردم ، مکانی معمولی با حیاط خوب و غذای خوب. این یک استراحت خوش آمدید از شهر متخاصم بیرون بود و بدترین جایی بود که من تا به حال دیده بودم – یک پیچ و خم گرد و خاکی از دیوارهای منفجر شده ، زره و ایست های بازرسی که توسط سربازان صورت شاهین با کلاشینکف ساخته می شد.

من در یک سفر مطبوعاتی یک هفته ای که توسط ناتو هزینه شده بود ، آنجا بودم تا کارهایی را که متحدان ما برای آماده سازی ارتش افغانستان برای خروج نیروهای خارجی انجام می دادند ، نشان دهم-کاری که ما در این هفته فهمیدیم بی نتیجه بود.

ما تبلیغات جدی زیادی دریافت کرده ایم-اطلاعاتی از افسران برجسته ناتو با پاورپوینت مملو از کلمات اختصاری نامفهوم که با خوشحالی در مورد تدارکات و آموزش بحث می کنند ، در حالی که ماموریت خارج از پایگاه بی وقفه شکست می خورد.

سربازان بازنشسته ای که با آنها غذا خوردم و در ناتو خدمت نمی کردند ، خوش بین نبودند. یکی از آنها روس بود که در نیروهای ویژه شوروی زمانی که این کشور با مجاهدین ، ​​نسخه بتا طالبان می جنگید ، خدمت می کرد. او فکر نمی کرد که اوضاع برای ناتو خوب پیش می رود ، و گفت که سربازان ناتو از مردم بسیار دورتر هستند تا بتوانند مثر باشند.

او گفت: “زمانی که ما اینجا بودیم ، از غذاهای مشابه افغان ها می خوردیم.”

وی به من گفت که برخلاف سربازان ناتو ، سربازان روس در میان افغان ها زندگی می کنند ، پایگاه های آنها با دیوارهای بتنی عظیم احاطه شده است و ایست های بازرسی مفصلی برای جلوگیری از بمباران کامیون های طالبان وجود دارد.

اتحاد جماهیر شوروی که آمادگی متحمل ضررهای بیشتر از ناتو را داشت ، 15000 نفر را در افغانستان قبل از اینکه توسط مجاهدین خسته شوند ، از دست داد ، درست همانطور که ناتو در نهایت توسط طالبان خسته شد.

ریاضیات غم انگیز فتوحات حکم می کرد که فاتحان نمی توانند به اندازه درد شورشیان تحمل کنند. هوشی مین ، رهبر ویت کنگ ، در سال 1946 به فرانسوی ها هشدار داد ، “شما می توانید 10 نفر از مردان ما را به ازای هر یک از شما بکشیم” ، اما “حتی در این شرایط ، شما بازنده خواهید شد و ما پیروز خواهیم شد.” حق با او بود. ویتکونگ ها فرانسوی ها و سپس آمریکایی ها را شکست دادند.

ریاضیات در افغانستان مشابه بود. ناتو 3592 سرباز از جمله 158 کانادایی را از دست داد. نیروهای دولتی افغانستان 66000 نفر و طالبان 52000 نفر را از دست دادند.

در این عصر گزارش فوری رسانه ها و جمعیت آرام و ریسک پذیر در غرب ، رای دهندگان از ادامه اشغال حمایت نمی کنند زیرا ما نمی توانیم ضررها را متحمل شویم. به همین دلیل ، برای چندین دهه پس از شکست تحقیرآمیز آنها در ویتنام ، آمریکایی ها ترجیح دادند بمب ها را پرتاب کنند و نیروهای خود را مستقر نکنند.

جمله پنتاگون برای توضیح محاسبات سیاسی پشتوانه حملات هوایی استفاده می کند: “خلبانان بمب افکن مادر ندارند”.

در حالی که در کابل بودم ، از آکادمی علوم پزشکی نیروهای مسلح دیدن کردم ، یک بیمارستان آموزشی نظامی که در آن پرسنل پزشکی نیروهای مسلح کانادا به افغان ها کمک می کردند تا بتوانند از سربازان زخمی خود مراقبت کنند.

پزشکان و پرستاران – گروه بزرگی که کار مهمی را انجام می دادند – یک مرکز را به ما نشان دادند و سپس ما را از محوطه بیمارستان به ساختمان دیگری بردند. برای عبور از محوطه ، در مرکز شهر کابل ، چند کیلومتر با هر میدان جنگی ، همه ما مجبور بودیم کت های مشکی بپوشیم و سربازان مسلح کانادایی را همراهی کنیم.

پس از مسافرت در شهر با وسایل نقلیه بدون سلاح تحت حفاظت مردی حوصله دار که AK-47 در دست داشت ، به دنبال پروتکل های خطرناک به ظاهر پوچ ، ناگهان خود را در بازداشت نیروهای کانادایی یافتیم. این حتی برای کارکنان ما در سفارت کانادا بدتر بود ، زیرا اساساً از خروج از محوطه با امنیت بالا جلوگیری شد.

انتظارات اساسی ما به عنوان کانادایی ما را برای خدمت نظامی در مناطقی مانند افغانستان آماده نمی کند. ما برای جان سربازان و غیرنظامیانمان آنقدر ارزش قائل هستیم که آنها را به خطر نمی اندازیم. این چیزهای خوبی در مورد این کشور پربرکت می گوید ، اما ما را در کار شیطانی فتح دیگر کشورها و تحمیل اراده خود به بیگانگان م effectiveثر نمی کند.

کارهای زیادی وجود دارد که می توانیم برای کمک به مردم در سراسر جهان انجام دهیم. من هرگز به اندازه کشورم که ملوانان و غیرنظامیان کانادایی را در حال کمک به هائیتی ها پس از زلزله سال 2010 می دیدم ، به کشور خود افتخار نکرده ام.اما ما باید بدانیم که ما بهترین سربازان اشغالگری نیستیم و از تلاش برای این کار دست برداریم.

این بدان معنا نیست که چهل هزار کانادایی که شجاعانه در افغانستان خدمت کردند. من دوستانی دارم که بقیه عمر خود را با جراحات وارده در آنجا سپری خواهند کرد. آنها قهرمان هستند. اما ما نباید آنها را به آنجا می فرستادیم و باید نسبت به آینده در سال 2001 که آمریکایی ها از ما خواستند به ماجراجویی آنها بپیوندیم ، بیشتر شک کنیم.

بیش از 38000 غیرنظامی افغان در طول جنگ 20 ساله کشته شدند و چرا؟ همه اینها یک اشتباه بزرگ بود و صحنه های هولناک در فرودگاه کابل – جان های بیچاره پس از چسبیدن به بدنه هواپیمای عزادار کشته شدند – تنها آغاز است. ناتو طالبان را به مدت 20 سال دفع کرد و اکنون آنها بازگشتند ، بدون شک آنها بار دیگر به راه خود باز می گردند در حالی که دولت پاکستان تشویق می کند و دشمنان ناتو می خندند.

ما در حال تلاش برای بیرون آوردن مترجمان و نگهبانان افغان هستیم – جانبازان دیوانه وار کانادایی همه چیز خود را برای راندن آنها به فرودگاه و سوار شدن به هواپیماها در محل ایمنی می گذارند. وحشتناک است فکر کنیم اگر آنها را ناامید کنیم چه اتفاقی می افتد.

چه کسی می تواند استدلال کند که وقتی تصمیم گرفتیم در این فاجعه در سال 2001 شرکت کنیم ، تصمیم درستی گرفتیم؟

اما به سختی می توانم ژان کریتین را به خاطر امضای ما در این نمایش ترسناک متهم کنم. به نظر من که کانادا از جنگیدن در عراق خودداری کرده است ، از نظر سیاسی انتخاب چندانی ندارد ، اما باید با آمریکایی ها همسو شود. با این حال ، این باید برای همیشه به خاطر سپرده شود.

جورج دبلیو بوش و کوته بینان شاهنشاهی اش – دیک چنی ، پل ولفوویتز ، دونالد رامسفلد و دیوید فروم – درس های تاریخ را نادیده گرفتند و معتقد بودند که بمب های هوشمند همه چیز را تغییر داده است.

در سال 2004 ، در کتاب خود ، پایان شرارتفروم کسانی را که هشدار می دادند عراق و افغانستان بد پایان خواهند یافت ، به سخره گرفت. او در افغانستان نوشت ، “نیروهای آمریکایی جهان را با نوع جدیدی از جنگ زمینی و هوایی مبهوت کردند.” “در عراق ، نیروهای آمریکایی کل رژیم صدام حسین را در نیمی از مدت زمان لازم برای بیرون راندن صدام از کویت در سال 1991 سرنگون کردند. مهم نبود: بدبینان خجالت نمی کشیدند.”

بدبینان حق داشتند و فروم – که هنوز نظری در مورد افغانستان دارد – خجالت نمی کشد.

دفعه بعد که کسی پیشنهاد اعزام کانادایی ها به جنگ در محلی مانند افغانستان را داد ، باید این شکست شرم آور را به خاطر بسپاریم ، افراد ناتوان و سقوط کنندگان را به خاطر بسپاریم ، متحدان را که رها کرده بودیم به خاطر بسپاریم و نه بگوییم. متاسف. عدد.

از فرد دیگری بپرس.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir