[ad_1]

عدنان آر. خان: دلقک های ترامپ که به کپیتول حمله می کردند پایان مناسبی برای دوره ترامپ بود. اما همچنان خطرناک ترین تهدید برای آمریکا باقی مانده است.

بیایید اجراهای نمایشی را کنار بگذاریم: دموکراسی آمریکا در تاریخ 6 ژانویه بیش از تهدیدهای دوران ریاست جمهوری ترامپ تهدید نشد. خطر کودتا وجود نداشت. آشوبگران و سارقانی که در جلسه مشترک کنگره به کاپیتول حمله کردند ، نتایج انتخابات سال 2020 را مهر و موم می کردند ، رک و پوست کنده ، این یک شوخی بود ، انواع تئوری های توطئه که پست ها و طرفداران برتری سفید را در فضای وایکینگ ها مورد ضرب و شتم قرار می دادند.

مطمئناً بسیاری از آنها خشن و خطرناک بودند. یک افسر پلیس کشته شد و بسیاری از افراد دیگر می توانستند به راحتی جان خود را از دست دهند. عده معدودی که ظاهراً لباس پوشیده و آماده نوعی عصیان یا گروگان گیری بودند – کسانی که زرهی ضد گلوله به سر داشتند و به تپانچه یا تپانچه مسلح بودند – پراکنده و بی نظم بودند. غافلگیری آنها چیزی بیش از تئاتر نبود (در حقیقت ، یکی از آنها پس از تصادف اشتباه و سکته قلبی درگذشت ؛ گفته می شود دیگری با مادر 56 ساله خود وارد ساختمان کاپیتول شده است)

من طی سال گذشته در ایالات متحده با این گونه ها آشنا شده ام. آنها جیغ می کشند ، فریاد می کشند و تهدید می کنند ، اما در پایان ، آنها خیرخواهان دندان نیستند و فکر می کنند که لحظه تاریخی خود را به عنوان شخصی پیدا کردند. بسیاری از افراد به اندازه کافی توهم کرده اند و خود را انقلابی می دانند ، اما بگذارید واقعیت را بپذیریم که آنها برای انقلابیون واقعی در همه جا خجالت آور بودند.

بخوانید: کانادا از ترامپ مصون نیست

نکته نگران کننده این است که برخی از آمریکایی ها اکنون طوری رفتار می کنند که گویی این مضحکه نمایانگر نوعی لحظه تعیین کننده است: آمریکا ، در استثنایی بی نهایت خود ، بار دیگر بر یک فاجعه قریب الوقوع غلبه کرده است. با روش هذلولی معمول آمریكا (و به قول رهبر اکثریت مجلس سنا ، میچ مک کانل) ، فتنه ها سعی در “برهم زدن” دموکراسی آمریكا داشتند و “ناكام ماندند”. دیگران به افراط و تفریط به الکس جونز رفتند ، و آنچه را که در کپیتول هیل اتفاق افتاد ، به عنوان “شورش” و “اقدام به شکست کودتا” توصیف کردند.

من شورش ها و تلاش های کودتا را از نزدیک دیده ام و این چیزی نیست که در واشنگتن اتفاق افتاده است. آنچه در واقع اتفاق افتاده این است که رئیس جمهور ناکارآمد ، با حمایت چاپلوسین و ارتش فاسد راست گرای رسانه ای ، هزاران نفر – عمدتا مردان سفیدپوست – را ترغیب کرد تا به سمت پایتخت نشین بروند و … چه؟ آن را به زور می گیرید؟ انتخابات را برگردانید؟ این کاملاً واضح یا از نظر هرگونه تحلیل واقعی واقعیت نیست.

این همان چیزی است که این کل حادثه ناخوشایند را اساساً تأسف آور می کند: چهار سال ریاست جمهوری ترامپ یک هرج و مرج طولانی و بی شرمانه بوده است که در یک پاسخ فرضی عدم واکنش به یک بیماری همه گیر ویرانگر و یک جمعیت خشن و ناهماهنگ در تپه کپیتول به اوج خود رسیده است.

این بدان معنا نیست که آمریکایی ها نباید نگران باشند. آنچه در 6 ژانویه رخ داد ، یک محصول جانبی نگران کننده از پوسیدگی دموکراسی آمریکا بود. این نتیجه رای ده ها میلیون آمریکایی به مردی بود که هرگز توانایی انجام کار رئیس جمهور را نشان نداده بود و در عوض استعداد خود را در هرج و مرج و آشوب به وضوح نشان می داد. اکنون چهار نفر به طور مستقیم بر اثر این تصمیم گیج کننده جان خود را از دست داده اند. و نزدیک به 400000 نفر ، حداقل بخشی از آن ، به دلیل آن جان خود را از دست دادند.

بخوانید: بیایید این بحران را در دموکراسی آمریکا تلف نکنیم

اما بیایید به این احمق نابجا که اکنون در کاخ سفید لرزیده است اعتبار زیادی ندهیم. ترامپ باعث بحران دموکراسی آمریکایی نشده است که امروز تجربه می کنیم. این افتخار متعلق به حزب جمهوری خواه است ، که مرکز سیاسی خود را رها کرده و تلاش می کند آنقدر مرتبط باشد که رادیکال ها مخاطبان اصلی آن باشند. حزب جمهوری خواه دونالد ترامپ ، رئیس جمهور آمریکا را ایجاد کرد و این بستری است که اکنون باید در آن آویز باشد.

حوادث هفته گذشته ، بار دیگر ، زخمهای مهیب دموکراسی آمریکا و زوال نهادی یک رئیس جمهور خطرناک و یک بیماری همه گیر را نشان می دهد. ما از این طریق دیدیم که متأسفانه پلیس کاپیتول آمادگی لازم را برای متوقف کردن جمعیت خشونت آمیز سفیدپوستان را ندارد که کاملاً قادر به شکست دادن معترضان سیاه پوست بدون خشونت در جریان اعتراضات SLM هستند و ما می توانیم آن را در مظاهرات تمسخرآمیز طرفداران جمهوری خواه ترامپ ببینیم که ناگهان حمایت آنها از منافع شخصی خود از یك پادشاه دیوانه می تواند عواقب مهلكی در پی داشته باشد.

فساد اجتماعی نیز است ، اگرچه بسیاری از رهبران آمریکایی قادر به دیدن آن نیستند ، که مانند نوار موبیوس ما را به خود فساد بازمی گرداند. این همان چیزی است که باعث این عبارت قدیمی خسته شده است: “این چیزی نیست که ما هستیم” ، در حالی که واقعاً چنین است. این آمریکاست یا حداقل قسمت بزرگی از آن است. آمریکا برتری سفیدپوستان است. این یک امتیاز سفید است ، آنها افراد تحصیل کرده و شستشوی مغزی هستند که محکم به ایدئولوژی حرص و آز می چسبند.

اما این واقعیتی نیست که بسیاری از آمریکایی ها می خواهند بشنوند. آنها افسانه های خود را ترجیح می دهند. افسانه 6 ژانویه 2021 در رسانه های آمریکایی در حال ساخت است ، به زبان تئاتر آن لحظه تاریخی ، و به همه افسانه های دیگری که بنیان نامناسب آمریکا را تشکیل می دهند – افسانه پیشگام آمریکایی ، افسانه گاوچران آمریکایی ، اسطوره عظمت آمریکا اضافه می شود.

در شرایطی که دموکرات ها پس از دور دوم دور مجلس سنا در جورجیا ، هر دو قوه مجریه و مقننه دولت را کنترل می کنند ، احساس می شود که آمریکا به سرعت تلاش خواهد کرد تا بر آسیب های چهار سال گذشته فائق آید ، و این نیاز به حساب است که هرگز ممکن نیست ، حداقل تا زمانی که تاریخ تکرار شود ، یک احتمال واضح. در سال 2024.

در همین حال ، آمریکا با برخی از خطرات واقعی روبرو است. با این حال ، از میان جمعیت کارناوال که به طرز حیرت انگیزی نتوانستند قلب دموکراسی آمریکا را تسخیر کنند ، پدیدار نمی شود. بدترین افراد – از جمله ترامپ – البته باید مجازات شود ، اما خطر واقعی در کسانی است که آنتونی کوین وارنر ، که یک بمب کود را در نشویل ، تین منفجر کرد ، از دست داده اند و دقیق ترین و متدآمدترین آرامش را دارند. در روز کریسمس یا شبه نظامیان راست افراطی که گروههایی مانند مرکز حقوقی جنوب برای سالها هشدار داده اند خطرناکترین تهدید برای آمریکا است.

این افراد و گروه ها کاملاً عقیده دارند که حزب دموکرات در حال برنامه ریزی برای تصاحب کمونیست ها از آمریکا است ، این یک فرقه شیطانی است یا هر دو. و با کنترل دموکرات ها در کنترل قدرت ، این افراد منفجر می شوند.

ریاست تلویزیون واقعیت با خیزش در تلویزیون واقعیت به پایان رسید. اما واقعیت آمریکا بسیار ترسناک تر است.

[ad_2]

منبع: green-sky.ir