[ad_1]

پل ولز: چگونه گالری ملی کانادا و مدیر آن ، الکساندرا سودا در تلاشند “درها را باز نگه دارند” برای هنر جدید و واقعیت های جدید

کسی یک بار گفت که این قصه ها تنها شاهد هستند. من می خواستم در مورد الکساندرا “ساشا” سودا ، مدیر گالری ملی کانادا بنویسم. من می خواستم تفاوت بین سالی را که او انتظار داشت – اولین سال تقویمی کامل وی که م’sسسه برتر هنرهای تجسمی کشور را اداره می کند – و سالی که در عوض به پایان رسید مقایسه کنم ، که از بسیاری جهات همان نمایش ما بود. اما ابتدا از او در مورد یک پالت نارنجی بزرگ که در حساب اینستاگرام خود نشان داده بود پرسیدم. او مرا به طبقه بالا ، به یکی از بزرگترین اتاقهای نمایشگاه گالری برد.

نقاشی خط میانی است ، شورشی از ابر نارنجی و قرمز متمایل به اکریلیک و جوهر در عرض یک مربع بوم در کنار سه متر. این هنرمند فرانک بولینگ ، نقاش بریتانیایی متولد گویان است ، سالهای شکل گیری وی در شهر نیویورک در دهه 1960 بود و امسال توسط ملکه الیزابت شوالیه شد.

سودا یک هفته پیش برای دیدن میانه پاساژ به همراه فرزندانش به اینجا آمده بود. تا واقعاً او را بشناسیم. “ما حدود یک ساعت اینجا ماندیم و زیر نور آفتاب غوطه ور شدیم. همه لباس پوشیده ایم.”

تنظیمات مطلوب است. راهرو میانی ، هدیه وعده داده شده از سوی مایکل نسبیت ، سرمایه دار وینیپگ ، در کنار C-214 ، در کنار مقدس ترین و بعضاً بحث برانگیزترین آثار اکسپرسیونیست انتزاعی در مجموعه گالری ملی آویزان است: مارک روتکو ، کلیفورد استیل ، آگنس مارتین و گروهی از بارت نیومنس ، از جمله این صدای آتش است که کسب آن در سال 1989 یکی از بزرگترین جنجال های گالری ملی را برانگیخت. منطقی است: بولینگ معاصر باند AbEx بود ، با آنها ژست می گرفت و با آنها طوفان فکری می کرد. همانطور که سودا گفت ، همین حالا که او به عنوان اولین هنرمند سیاه پوست در اتاقی که “از بسیاری جهات به یک پناهگاه داخلی” تبدیل شده است ، به دیگران پیوست ، تا حدودی مورد نمایشگاهی است که به فرهنگ می پیوندد.

روتکو و نیومن شکل های ساده و زمینه های رنگی یکنواخت را ترجیح می دهند. در میانه پاساژ ، بولینگ چیزهای بیشتری برای گفتن دارد: نقشه آفریقا ، چهره های انسان قابل مشاهده است ، همه در ابرها نیمه تاریک است. این نقاشی روشهای کشنده حمل و نقل دریایی در اقیانوس اطلس تجارت برده در قرن 18 و 19 را تداعی می کند. در مقایسه با تجارت بی صدا در کنار آن ، عملاً پچ پچ است. سودا گفت: “او در حال انتظارات مجدد شماست.”

یک سال برای مذاکره مجدد درباره انتظارات در اینجا گذشته است. هنگامی که دولت ترودو در اوایل سال 2019 سودا را منصوب کرد ، وی مسئول ارشد معتبر هنر اروپا در گالری هنر انتاریو بود ، اما او جوان و آزمایش نشده بود و هرگز یک موسسه هنری را هدایت نمی کرد. وقتی در موردش با جان گدز صحبت کردم مک لین یک سال پیش ، او ایده های جدیدی برای افزایش بازدید بازدیدکنندگان داشت ، قریب به اتفاق اجرای تابستانی و چند سال برای نشان دادن او. سه ماه بعد ، ساختمان و بیشتر جامعه اطراف آن ظرف چند ساعت بسته شد.

بزرگترین نگرانی ما در آن زمان کمی در مورد ‘چگونه همه را در محل کار نگه داریم؟ و کمی بیشتر ، “چگونه همه محافظان خود را سالم نگه داریم؟” ما از سازمانی که با بیرون کار می کند واقعاً به یک شغل یعنی تأمین امنیت گروه ملی تبدیل شده ایم.

هفته ها پس از آن ، گالری ملی بین اجرای برنامه های احتمالی تهیه شده در ژانویه و فوریه و بداهه پردازی راهی به جلو تغییر یافت. سودا سازماندهی تورهای مجازی ساختمان را از طریق Instagram Live آغاز کرد. او و یک کارگر عکاسی در حال پرسه زدن در ساختمان خالی از سکنه بودند ، و در مورد مجسمه ها و نقاشی ها بحث می کردند. گشت و گذار در اینترنت اشتیاق به تجربه شخصی را که پیشگامان هر موسسه هنری به خوبی می شناسند ، تأیید و به سختی حل و فصل کردند.

در اواسط ماه جولای ، گالری از پنجشنبه تا یکشنبه برای بازدید عموم بازگشایی می شود. بالاخره بازدیدکنندگان گالری به محدودیت هایی که می توانند در آن پارک کنند عادت کرده اند. تا دسامبر ، 50،000 نفر از آن بازدید کرده بودند. در آخر هفته ها ، تعداد قابل مقایسه با سال قبل بود ، اما به جای گردشگران ، تقریباً تمام بازدید کنندگان محلی بودند. این کاملاً اتفاقی یک هدف اصلی است که از لیست کارهای سودا بیرون کشیده شده است – “برای تنظیم مجدد روابط ما با جوامعی که می توانیم به آنها خدمت کنیم.” از جمعیت زادگاهش شروع می شود. “ما می خواهیم چیزی بیش از جایی که مردم با بستگان خود می آیند ، یک یا دو بار در سال باشیم.”

هدف دیگری که باید منتظر بماند. سودا امیدوار بود که میزان حضور عمومی را فراتر از سطح تعیین شده توسط مارک مایر ، سلف خود ، حدود 400،000 بازدید کننده در سال افزایش دهد. اکنون سالها طول خواهد کشید. حتی پس از ایمن شدن ، مردم احتمالاً نسبت به ازدحام جمعیت احتیاط خواهند کرد. اما به هر حال اعداد اولیه هدف نبودند. “من برای افزایش ترافیک پا در یک نمایش مومیایی شرکت نمی کنم.” وی امیدوار است که گالری ملی کانادا بتواند مخاطبان را با هنر خوب جذب کند و از موضوعات دشوار خجالتی نباشد. گالری هنرهای معاصر بومی Abadakone ، که قبل از ورود آنها در دست ساخت بود ، یکی از نکات جالب توجه سودا و موفقیت مخاطبان بود. در ماه مه ، با گسترش همه گیری ، گالری میزبان اولین نمایشگاه بزرگ رامبراند در کانادا از سال 1969 است.

از سال 1969 تغییر بسیاری شده است. اکنون می توان نادیده گرفت که “عصر طلایی” هنر هلند تزئینی از رده بالای فرهنگ شاهنشاهی بود. در حالی که رامبراند در شهر است ، گالری آثار برجسته ای از هنرمندان جوان سیاه پوست ، تائو لوئیس از تورنتو و راشد جانسون از نیویورک را به نمایش می گذارد. “آنها گزارش های دیگری از مفهوم عصر طلایی هلند ارائه می دهند … ترکیب های منحصر به فرد معاصر که می توانید در رابطه با رامبراند فکر کنید.”

دیگر واقعاً نمی توانید یک استاد قدیمی را آویزان کنید ، یا فقط نمی توانید این کار را انجام دهید. COVID-19 تنها بحرانی نیست که دنیای هنر را در سال 2020 لرزاند. سودا گفت که اثرات زندگی سیاهان پس از مرگ جورج فلوید “بخش موزه ها را به لرزه درآورد” قابل توجه است. مدیران یا سازمانهایی که به نظر شرم آور یا مردد برای تغییر بودند ، به هرج و مرج کشانده شدند. گالری ملی کانادا نیز مجبور به بازی بود. قبل از افتتاح نمایشگاه 2019 در پل گوگن ، سودا و کارکنانش برخی کارت های عنوان را تغییر دادند تا واقعیت های شرم آور یا تکان دهنده ای در زندگی گوگن را منعکس کنند. ارجاعات به رابطه او با “زن جوان” تغییر کرده است. او زن نبود. او یک دختر 13 ساله تاهیتی بود.

سودا گفت: “و سپس این ایده وجودی بودن یک نهاد جایگزین مردم سفیدپوست ، که نوعی زبانی است که اکنون در حال پخش است ، در حال تحقق است.” “هیچ کس برای انجام کار اشتباه بیرون نرفته است. اما من فکر می کنم ما کمی از انجام این مکالمات دشوار ترسیده بودیم ، زیرا انجام این کار دشوار است. و من نمی گویم که من در این زمینه متخصص هستم. من دکترای تزئینات نسخه خطی قرن 15 از شمال اروپا دارم.” [But] فکر می کنم هر اثر هنری این دعوت را برای دیدن متفاوت آن ارائه می دهد. ماموریت ما این است که این درها را باز نگه داریم. “

“من فکر می کنم شاید زمانی بوده است که یک موسسه بزرگی مانند ما ماجرا را برای مردم قاب می کرده است. آن روزها گذشته است. نه برای ما بلکه برای هنر درون جامعه. فکر می کنم وقتی کسی حاضر می شود و می گوید:” شما در مورد این برچسب اشتباه می کنید و اتفاقاً این یک شوک است. ” در درون دوستی که با او بودید در حالی که آسیب می رسانید ، “ما به جای دفاعی ، نوعی آرامش می گیریم و می فهمیم که آنچه انجام می دهیم مهم است. مردم مراقبت می کنند. چگونه علاقه آنها را حفظ کنیم و داستان آنها را در اینجا بگنجانیم؟”

پاسخ آن آخر هفته کاری یا فصلی نخواهد بود. این یکی از عدسی هایی خواهد شد که دوره سودا در آن اندازه گیری و ارزیابی می شود. سال 2020 در جایگزینی کاری که مردم فکر می کردند از کار دیگری که اغلب دشوارتر و مهمتر است ، جلوتر بودند بسیار خوب بود. سودا گفت ، “گفتگوی محکمی در مورد نقش هنر در جامعه انجام خواهد شد.” “دوره. خواه فکر کنیم می توانیم از او پنهان شویم یا نه ، این اتفاق خواهد افتاد. و اگر ما آمادگی شرکت در آن گفتگو را نداشته باشیم ، نباید متخصص موزه باشیم.”

[ad_2]

منبع: green-sky.ir