[ad_1]

Leanne Betasamosake Simpson نویسنده ای از Michi Saagiig Nishnaabeg و دانشگاهی ، موسیقی دان و مربی در مرکز تحقیق و یادگیری Dechinta است.

من در آستانه اتمام دوره انزوای اجباری 14 روزه برای کارگران غیر ضروری در Yellowknife بودم که اولین خبر از صدها بقایای کودکان که در منطقه Tekemlops T-Siquipimc در مدرسه مسکونی هند Kamloops پیدا شده بود ، منتشر شد. بازماندگان مدارس شبانه روزی بارها در مورد جنایات انجام شده در این مدارس و کشته شدن دوستان و برادرانشان به دست مدیران مدارس ، معلمان ، راهبه ها و کشیش ها به ما گفته اند. هزاران خانواده بومی در سراسر کانادا داستان کودکان دزدیده شده را که به مدارس شبانه روزی برده می شوند ، بعضی از آنها هرگز به خانه نیامده اند. به درجات مختلف ، ما درد این خشونت را در زندگی روزمره خود حمل می کنیم ، خواه این امر از مدارس شبانه روزی ، مدارس صنعتی ، مدارس روزانه ، پلیس ، زندان ها ، پناهگاه ها ، سیستم مراقبت از کودکان یا سایر موسسات ، سیاست ها و قوانینی بی شمار باشد که برای از بین بردن پیوند بین خانواده ها طراحی شده اند. مردم بومی و سرزمین های ما.

سرقت کودکان خانواده ها را از هم می پاشد. و سلب سرزمین از مردم ، اقدامی خشن و تأسف بار است و اقدامی که کانادا هنوز در مورد آن حساب نکرده است.

سیندی بلک استوک: در سکوت جیغ بزن

من در Yellowknife بودم زیرا در مرکز تحقیقات و یادگیری Dechinta تحصیل می کردم ، یک برنامه آموزش مقدماتی متوسطه برای مردم بومی شمال. ما در حال انجام یک دوره برنزه کردن برای دو هفته اول ماه ژوئن در امتداد رودخانه Wiìliìdeh (نشان داده شده در نقشه ها به عنوان رودخانه Yellowknife) در Yellowknives Dene First Nation ، تحت نظارت دقیق هماهنگ کننده بهداشت و ایمنی نوئل کوکنی ، در همه گیری بسیار پیچیده است. ما 15 دانش آموز ، اکثراً از جامعه Dettah و Ndilo را با دو متخصص عالی برنزه کردن ، بزرگان مادلین جودا از Wekweètì و آلیس Wifladt از Ndilo میزبانی کردیم. شارلین لسکی ، مدیر اراضی و منابع فرهنگی در دیسنتا ، فضایی برای یادگیری ایجاد کرد که به نظر می رسید محل زندگی سالمندان ، دانش آموزان و کودکان و یک جامعه کوچک کنار رودخانه است که همه می خواهند از آن دیدن کنند و هیچ کس نمی خواست آنجا را ترک کند.

ما اردو را با تشکر از دروگرانی که ماه ها قبل مراقبت ویژه از محصولات خود را انجام دادند ، درک کردیم که از پوست ها استفاده می کنیم ، شروع به کار کردیم. سه پوست دلتا بوفورت هدیه شد که بقیه آنها توسط جوردی لسکی ، رندی Pelargon ، Kela Lesage و جوستینا بلک پس از برداشت در زمین بایر در ماه فوریه به اشتراک گذاشته شد. در گروه های دو نفره ، دانش آموزان مراحل تخلیه ، برش گوشت ، خیساندن پوست در مغز کارائبو (که معمولاً در برنزه کردن چرم سنتی استفاده می شود) ، کشیدن سیگار و کشش کار می کردند. این کار سختی بود که غالباً شبهای طولانی و آفتابی انجام می شد. مادلین و آلیس نوعی معلم بودند که آرزو داشتم – با دانش آموزان مهربان و ملایم ، در هر مرحله آنها را تشویق می کنند و یک جامعه دوست داشتنی و یادگیرنده پر از خنده ، اشتراک و پشتیبانی ایجاد می کنند. آنها اطمینان حاصل کردند که دانش آموزان فضا را برای ایجاد روابط خود با پوست خود و یکدیگر دارند. هیچ وقت اشکالی وجود نداشت ، فقط “خوب حالا که این کار را کردی ، شاید لازم باشد این کار را بکنی.” مادلین بی سر و صدا تکرار کرد: “شما می توانید این کار را انجام دهید ،” اما این به خود شما بستگی دارد. “

WAUB RICE: دیپلم با نام اشتباه

با رسیدن صبح اول ، مری-رز ساندبرگ ، مترجم و متخصص زبان ، با تجسم قوانین یک دین ، ​​نحوه زندگی مشترک را به ما یادآوری می کند. او هر روز می آمد ، از چرم سازی ها بازدید می کرد و با مردمک ها صحبت می کرد. برنا مارتین ما را به حزب Feed the Fire هدایت کرد. سرآشپزهای ارین سانگرس ، برندا میشل ، کارن و مرلین کالینز به خوبی از ما تغذیه می کردند ، تیمی از بازوها و قلب های قوی دیتا چوب را بریدند ، تور ماهی را گذاشتند و اطمینان حاصل کردند که جامعه در چادرها و زیر پارچه ها گرم و خشک بماند. دانش آموزان و کارمندان ما فرزندان خود را آوردند و جاستینا بلک و رنا ماینویل کودکان را از طریق انواع فعالیت های روزانه در بیابان هدایت کردند. از آنجا که این یک دوره دانشگاهی بود ، ما می خواندیم ، سخنرانی هایی در مورد تعیین سرنوشت و استعمار گوش می دادیم ، و انتقادی در مورد این که چرا ارتباط دوباره با سرزمین ما ، با بدن ، با ذهن ، با روح و با یکدیگر بسیار مهم است فکر می کنیم . شانا مک لئود ، که به همراه دخترش آمده بود ، کمربند مهره ای ، پر و قابل توجه کودک را به ما نشان داد ، در حالی که یک هنرمند دیگر ، کارن رایت-فریزر ، داستان دوخت لباس گوئیچین و سفر عشق و خانوادگی خود را از طریق دوختن به اشتراک گذاشت.

ما از درخشش دین غرق شدیم. درخشش دین مقاومت به نسل بعدی منتقل شده است. درخششی که مدارس شبانه روزی نمی توانند از بین ببرند.

آلیس ویلفلد ابزارهای خود را برای برش گوشت و تراشیدن پوست موزه تیز می کند.  (با مجوز از Kyla LeSage / مرکز تحقیقات و یادگیری Dechinta)

پیر آلیس وفلد ابزارهای خود را برای برش و تراشیدن چرم موکا تیز می کند (با احترام از Kyla LeSage / مرکز تحقیقات و یادگیری Dechinta)

بیشتر این جامعه اردوگاهی در مدرسه شبانه روزی تحصیل می کردند و یا توسط والدینی تربیت می شدند که شرکت کردند و علی رغم آن تجربیات ، در کنار ویلادیده کنار هم بودند و به زبان خود صحبت می کردند ، پوست های خود را آماده می کردند ، از یکدیگر مراقبت می کردند و به یکدیگر منتقل می شدند. تا نسل بعدی تمرین می کند. کودکان این اردوگاه به عنوان هدیه و معلمین فوق العاده گرامی داشتند. آنها با حمل خنده خود از طریق اردوگاه ، ما را به یاد خنده و احمق بودن با خود می اندازند و به ما یادآوری می کنند که شادی پارچه زندگی بومیان است. روز اول ، Sheka Sundberg ، دانش آموز کلاس اول مدرسه Kaw Tay Whee در دیتا ، “من تو را دوست دارم” را روی یک یادداشت چسبناک نوشت و آن را در لیوان قهوه من فرو برد.

جسی فرث-هاگن ، دانش آموز مدرسه گویچن از اینوویک اظهار داشت: “من در حال برقراری ارتباط مجدد با اجدادم و ارتباط با زمین ، خانواده و جامعه ام هستم. همه چیز به هم پیوند خورده و من را خوشحال می کند!”

Kyla LeSage پوست موی نیمه دودی را خراش می دهد (با مجوز از Kyla LeSage / مرکز تحقیقات و یادگیری Dechinta)

Kyla LeSage پوست خزه نیمه دودی را خراش می دهد (با مجوز از Kyla LeSage / مرکز تحقیقات و یادگیری Dechinta)

پنهان کردن دباغی کاری تکراری ، دقیق و روشمند است. ساعات زیادی را که با پوست کارائبو گذرانده بودیم ، به معنای فکر کردن در مورد کسانی بود که قبل از ما آمده بودند و همین کار را انجام می دادند ، و فکر کردن در مورد چگونگی ادامه این رابطه با زمین ، کاریبو ، برداشت محصول و البته فکر کردن در مورد زندگی خود مکان در جهان در طول این دو هفته ، من غرق در جهانی شدم که توسط یک دین ساخته شده بود ، در سرزمین آنها ، با استفاده از قوانین ، اخلاق و سیاست های خودشان. جهانی که کانادا برای نابودی آن بسیار تلاش کرده است ، جهانی که کانادا هنوز هم به سختی در تلاش است تا آن را نابود کند.

بیایید شمارش را شروع کنیم.

اما چگونه کانادا سرزمین ها را به مردم بومی باز خواهد گرداند؟ چگونه کانادا از ما در تجدید زبان ها ، اقتصاد و فرهنگ های سیاسی ما حمایت می کند؟ چگونه کانادا به قوه قضاییه و تعیین سرنوشت ما احترام می گذارد ، خصوصاً وقتی که به خطوط لوله ، معادن یا برش های واضح نه می گوییم؟ چه موقع کانادا خواستار حقوق ما در توافق نامه های ادعای زمین را لغو می کند و در عوض روابطی را تأیید می کند که این حقوق را تأیید می کند و درک ما از معاهدات را تأیید می کند؟ چه مدت کانادا از شرایطی که منجر به مفقود شدن و مردن بیشتر زنان ، دختران و روحیه های بومی می شود ، پشتیبانی می کند ، سالانه تعداد بیشتری از کودکان در سیستم مراقبت از کودکان و تعداد بیشتری از افراد زندانی می شوند؟ اینها س importantالات مهمی برای کانادایی ها است.

بومیان ، مانند Dene در کرانه های Wiìliìdeh ، به مراقبت از یکدیگر ادامه می دهند و ما با اتصال مجدد خود به سرزمین ، فرهنگ ها و زبان هایمان ، درست مثل اجداد مقصود. ما با وجود نسل کشی ناموفق ، به ساختن زندگی ادامه خواهیم داد.

ما به ساخت جهانهای بومی از ابتدا ادامه خواهیم داد.


این مقاله در شماره آگوست 2021 چاپ شده است ماکلین مجله ای تحت عنوان “درست همانطور که اجداد ما می خواستند”. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir