داستان غم انگیز یک پیشگام واکسن در کانادا


به گفته یکی از رقبای جایزه نوبل ، او “دانشمند” و “ناجی” خوانده شد و در کنار جان استین بک به عنوان “یک نابغه آمریکایی که کارش در طول قرن ها ادامه خواهد یافت” نامگذاری شد اما او آمریکایی نبود ، کانادایی و تا سال 1939 – تنها چهار سال پس از دریافت تحسین بین المللی – تحقیقات واکسن وی بسته شد ، وی از یک کار معتبر در دانشگاه نیویورک اخراج شد و بر اثر حمله قلبی درگذشت ، حتی اگر یک همکار سابق آن را خودکشی توصیف کرد.

دکتر موریس برودی فقط 36 سال داشت.

اگرچه امروز ناشناخته است ، اما داستان محققانی که در اوتاوا بزرگ شده و در مک گیل تحصیل کرده است ، یک داستان اساسی در زمینه ایجاد ایمنی واکسن است. همچنین این یک مطالعه غم انگیز از جاه طلبی و نوع دوستی در زمان همه گیری است.

دکتر پل اوفیت ، مدیر مرکز آموزش واکسن در بیمارستان کودکان فیلادلفیا می گوید: “وی اولین کسی بود که واکسن فلج اطفال م effectiveثر ایجاد کرد.” “او برخی از کارهای پیشگامانه را انجام داد. تنها چیزی که وجود نداشت این فناوری بود” برای تولید واکسن قابل اعتماد در مقادیر زیاد.

دیگران انتقاد بیشتری داشتند. در سال 1935 ، یک دانشمند پس از بررسی مقاله مستند آزمایشات واکسن برودی ، “اقدام بی پروا” را نوشت. مقاله برودی هرگز منتشر نشد.

در دهه 1930 ، فلج اطفال پیشتاز آگاهی عمومی بود. شیوع آن در اوایل دهه باعث ایجاد ترس از یک بیماری همه گیر گسترده تر شد (که او در سال 1937 وارد کانادا شد) رئیس جمهور آمریكا ، فرانكلین روزولت ، یكی از بازماندگان فلج اطفال ، دید جدیدی از این بیماری و گزارش سالانه خود ارائه داد.توپهای کریسمسبودجه ای برای درمان فلج اطفال و تحقیقات واکسن ، از جمله Brodies ، فراهم شده است.

کریستوفر روته ، مورخ بهداشت عمومی که در مدرسه بهداشت عمومی دالا لانا در دانشگاه تورنتو تدریس می کند ، می گوید: “این تهدید رو به رشد بود.” واکسینولوژی اخیراً از دیفتری پیشی گرفته است. “فلج اطفال یک مورد استثنایی بود ، چالش برانگیز بود و نیاز به سرمایه گذاری داشت.”

موریس برودی ، 1932 (با مجوز از کتابخانه ملی پزشکی)

موریس برودی ، 1932 (با مجوز از کتابخانه ملی پزشکی)

پس از تحسین بخاطر تحقیقاتش در زمینه Pioneer Pediatrics دکتر آلتون گلدبلوم در مک گیل ، بردی با پول FDR به نیویورک فریب داده شد ، که می تواند به پرداخت صدها میمون رزوس مورد نیاز تحقیق کمک کند (برودی آنها را “شهدای علم” نامید). در نیویورک ، به راهنمایی دکتر ویلیام اچ پارک ، یک پژوهشگر کهنه کار سلامت در ترویج کار خود در رسانه ها ، برودی روزهای خود را صرف برداشت میمون های آلوده به نخاع می کرد تا مواد ویروسی کافی برای تولید واکسن بدست آورد. .

نوآوری منحصر به فرد وی استفاده موفقیت آمیز از یک ماده شیمیایی به نام فرمالین برای غیرفعال کردن ویروس و استفاده از آن برای تزریق تحریک آنتی بادی ها بود. فرمالین قبلاً استفاده شده بود برای از بین بردن سم دیفتری و ایجاد واکسن به اصطلاح اکسیداسیون. اما دیفتری ناشی از باکتری است نه ویروسی مانند فلج اطفال.

روتی می گوید: “این یک کاربرد ساده از آنچه در مورد سموم موجود در واکسن فلج اطفال اتفاق افتاده نیست ، کاملاً متفاوت است.”

روش برودی جواب داد. در این مجله معتبر اعلام شد كه “با استفاده از ویروسی كه فرمالین را مسری نمی سازد ، می توان ایمنی ثابت شده در برابر ویروس فلج اطفال را ایجاد كرد.” علوم پایه در ژوئن 1934.

در طول سال آینده ، روزنامه ها مشتاقانه یافته های برودی در مورد حیوانات را گزارش کردند ، سپس وی را برای آزمایش واکسن – بر روی خود و همکارانش – و در یک مأموریت قهرمانانه در یک سفر رحمانی برای ارائه 600 دوز برای جلوگیری از شیوع در منطقه کرن آزمایش کردند ، کالیفرنیا

تنها پس از 24 ساعت اطلاع ، دکتر موریس A. برودی … دستیاران خود را به جنون چرخ انداخت و امروز او توانست با اولین “بار” واکسن ، “Hearst-” ، به چالش مرگ پاسخ دهد. خدمات سیم متعلق به گزارش پرواز هنگام عزیمت پرواز از نیوآرک.

بین نوامبر 1934 و مه 1935 ، 1654 کودک و کارگر بهداشت در این استان مورد اصابت گلوله قرار گرفتند. گفت افسر بهداشت شهرستان معاف به مجله نیویورک تایمز که “هیچ کس به تنهایی به فلج اطفال مبتلا نشده است.” مخفیانه ، او در نامه ای به دکتر پارک اعتراف کرد که کرن کانتی برای انجام یک آزمایش مناسب واکسن مجهز نبوده مگر اینکه م Instسسه ملی بهداشت به ما افراد آموزش دیده را بفرستد که واقعاً کار آن قسمت از برنامه واکسیناسیون را انجام دهند. “

برودی مراقب بود. رسانه ها به هر حال او را به عنوان یک قهرمان خرد شده جوان نشان دادند.

کانادا قبلاً پدیده های تحقیقات پزشکی تولید کرده است. در سال 1923 ، او فردریک بانتینگ شد ، که انسولین را کشف کرد جوانترین گیرنده تاکنون جایزه نوبل پزشکی (32). موسسه تحقیقاتی به نام وی به بودجه کار اولیه بردی در مونترال کمک کرد و این دو مرتباً با هم مقایسه شده اند.

اما برخلاف بانتینگ ، که در ابتدا به عنوان دانشجوی سطح متوسط ​​تلاش می کرد ، همه چیز در مورد زندگی جوان برودی نشان می دهد که او یک سوپراستار است. وی یک ورزشکار پیست ، بوکسور آماتور ، گزارشگر Ottawa Citizen و دارنده مدال طلای کالسکه های جنگلی برای McGill بود. او حتی پسری را از غرق شدن در رودخانه ریدو نجات داد.

مردی که نبوغ و ستارگی را دوست داشت – بیشتر از خودش – دانشمند و نویسنده پل دو کرایف بود و دبیر صندوق سرمایه گذاری FDR بود. وی ابتدا بورسیه تحصیلی برودی را به دست آورد و سپس با شور و شوق درباره پیشرفت خود در روزنامه نگاری نوشت. دانیل ویلسون ، مورخ ، نویسنده کتاب ، می گوید: “دی كریو مشتاق بود و اگر به پروژه شما مشتاق بود ، تمام تلاش خود را برای حمایت از آن می كرد.” زندگی با فلج اطفال: اپیدمی و بازماندگان.

ویلسون خاطرنشان می کند که دی کرایف و دیگران شک گرایان برجسته ای مانند ویروس شناس توماس ریورز را که معتقد بودند آزمایشات واکسن زودرس است ، نادیده گرفتند. دی کرویف همچنین هرگز نظارت بر آزمایشگاه گسترده را توصیه نکرد.

وقتی گزارش شد که برودی به آزمایشات محدود انسانی روی آورده است ، وزارت بهداشت نیویورک تحت تأثیر درخواست مادران مضطرب از نوزادان خود برای دریافت واکسن اثبات نشده ، تحت فشار قرار گرفت. در آوریل 1935 ، روزولت از آزمایش جدید برودی در کارولینای شمالی مطلع شد ، که برخلاف آنچه در کالیفرنیا انجام می شد ، با دقت توسط مقامات بهداشت فدرال مستند و تحقیق می شد.

انتظارات و فشارها زیاد بود زیرا روزنامه ها از کار برودی و یک رقیب خبر می دادند: جان کلمر از دانشگاه تمپل. برودی و کلمر هر دو باید یافته های خود را در جلسه انجمن بهداشت عمومی آمریکا در میلواکی در ماه اکتبر ارائه دهند.

اما در آن پاییز س questionsالات جدیدی در مورد کارایی و ایمنی واکسن برودی وجود داشت. سایر آزمایشگاه ها نتوانستند یافته های خود را در میمون ها تکرار کنند. دو کودک در کالیفرنیا که واکسن را در ماه اکتبر دریافت کردند بیمار شدند (اگرچه مشخص نیست که آیا آنها قبل از واکسن این کار را انجام داده اند ، به دلیل آن یا م orثر نبوده است). از هزار و 452 شرکت کننده در آزمایش کارولینای شمالی (چه کسانی که این واکسن را دریافت کرده اند و چه در گروه کنترل) ، هیچ یک از فلج اطفال مبتلا نشده اند ، و این موضوع مشخص نیست که آیا واکسن م workedثر است یا شرکت کنندگان در معرض ویروس قرار نگرفته اند.

بسیاری از دانشمندان شروع به انتشار تردید در مورد عملکرد یا عدم واکسن فرمالین غیر فعال برودی می کنند. از این بدتر ، آنها از اینکه واکسن ویروس کولمر ضعیف شده با ریسینولات واقعاً کشنده است وحشت داشتند. پنج گیرنده واکسن کولمر به دلیل عوارض ناشی از فلج اطفال درگذشتند.

توماس ریورز ، شکاک سلطه گر ، “از من خواسته شد که به میلواکی بروم و کینه کنم.” یاد آوردن در دفتر خاطرات او. او ارزیابی تندی داد.

وقتی APHA ماه بعد دوباره در سنت لوئیس ملاقات کرد ، یک مقام بهداشت فدرال به نام جیمز لیک یافته های برودی را زیر سال برد و کالمر را یک قاتل خواند. حادثه اعلام شد در طی آن ماه ، شهر نیویورک از ادامه تحقیقات برودی جلوگیری کرد.

او سه سال آخر خود را به عنوان یک آسیب شناس در دیترویت گذراند ، جایی که در سال 1939 درگذشت. دی کرویف در موسسه خیریه روزولت کنار رفت و ریورز جایگزین وی شد ، وی بودجه پروژه های اساسی بیشتری را شروع کرد ، از جمله دستیابی به جایزه نوبل دستیابی به موفقیت از رشد فلج اطفال در آزمایشگاه – اقدامی ضروری برای تولید واکسن عملی که سالها پیش توسط مشاور بردی ، آلتون گلدبلوم پیشنهاد شده بود.

کارهای برودی داستان احتیاطی را برای آن فراهم کرد چگونه آزمایش واکسن انجام نشود. فقدان مستندات دقیق مطالعه کالیفرنیا یافته های آن را برای انتقاد باز گذاشت و هنگامی که با کار بی کفایت و خطرناک کولمر ترکیب شد ، آزمایش های آینده را غیر مسئولانه جلوه داد. اما همانطور که پل آفیت اشاره کرد ، کار برودی همچنین درسهای بسیار ارزشمندی در مورد کار با ویروس غیرفعال شده با فرمالین ارائه داد – درسی که جوناس سالک از آن برای تولید واکسن فلج اطفال موفق در دهه 1950 استفاده می کرد. این یک پیروزی پزشکی بود که برودی هرگز برای دیدن آن زندگی نکرد.

“اولین چیزی که شخص در مورد دکتر برودی متوجه می شود لذت خوشامدگویی وی است – برای غریبه ها و کارمندان ،” تورنتو استار او پس از بازدید از آزمایشگاه شلوغ Brody در نوامبر 1934 نوشت. او همچنین به ورزشکاری و رهبری خود اشاره کرد. “خصوصیات جسمانی دکتر برودی این تصور را ایجاد می کند که در اینجا جوانی پرانرژی و تحریک ناپذیر وجود دارد که آماده است تا مسیر اشتیاق مشتاقانه خود را برای تحقق آن دنبال کند.” چهار سال و نیم بعد ، او در اثر حمله قلبی درگذشت.

آفیت ، که واکسن روتاویروس را اختراع کرده بود ، از شایعات خودکشی تعجب نکرد ، یا همانطور که نویسنده گریر ویلیامز اظهار داشت ، برودی “از قلب شکسته درگذشت”. از نظر محقق ، تصور اینکه هر واکسنی که برای نجات جان انسان طراحی شود ممکن است به شخص آسیب برساند ، یک ایده ویرانگر است.

او می گوید ، “شما فقط نمی گویید ،” خوب ، دانش قیمت دارد. “

کیت جانستون یک مربی در گروه انگلیسی و تاریخ در دانشگاه الگوما است


منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>