حماقت ادعای چین مبنی بر نقض حاکمیت کانادا


شانون گورملی: هنگامی که کانادا و دیگر کشورهای غربی تعداد کمی از مقامات چینی را تحریم کردند ، آنها حق حاکمیت چین را نقض نمی کردند – آنها حاکمیت خود را تأیید می کردند.

هنگام عصبانیت پکن خوب است. وقتی متهم به نسل کشی می شود فوراً پاسخ هوشمندانه پیدا کنید دشوار است ، اما ماه گذشته جمهوری خلق چین بهترین تلاش خود را به او ارائه داد.

“شما هم نسل کشی کرده اید!” پس از آنكه كانادا چهار مقام پكن را به خاطر نقش آنها در نقض چشمگیر حقوق بشر علیه مردم اویغور ، اقلیت تركیه ، مجازات كرد ، این كاملاً قادر به مدیریت آن است. جمله “من تو را می شناسم اما من کی هستم” به طور کلی در اوج اطلاعات یا دیپلماسی حتی در مواردی که به دلیل ارتکاب جنایات علیه بشریت مورد انتقاد قرار نمی گیرید ، دیده نمی شود ، اما وقتی دوباره به اتهام وارد شد ، این رشته نیش خود را از دست می دهد پرتاب به متهم الف) مربوط به یک سیاست دولت نیم قرن در پرونده متهم است اما یک کارزار گسترده و مداوم توسط دولت در پرونده شما وجود دارد ، و ب) توسط مقامات دولتی در پرونده متهم شناخته شده است اما توسط هر کسی در شما شناخته شده است.

بنابراین همدردی نشان دهید: پکن در رابطه با نسل کشی و حتی بیشتر از آن که خود ساخته است ، موقعیت دشواری دارد و حتی در حین انجام نسل کشی را انکار می کند. در این مرحله به اندازه کافی خنک شده و اخم کنید. اما در موضوع تحریم ها ، پکن تحمل بیشتری دارد: یک سخنران این تحریم ها را چیزی کمتر از “نقض جدی حاکمیت چین” توصیف نکرد.

بیشتر بخوانید: تجربه در چین چگونه است

اوه واقعا؟ کانادا و متحدانش توانایی چین در اداره خود را نقض نمی کنند. آنها فقط پیشنهاد کردند که آنها از نسل کشی متنفر هستند ، و به اندازه کافی از آن متنفر هستند که تعداد کمی از افراد درگیر در آن را مجازات خواهند کرد. موضع گیری در مورد یک موضوع بین المللی و اقدام به آن در صلاحیت شخص ، به معنای نقض حاکمیت کشور دیگر نیست – این تصدیق حاکمیت فرد است.

از آنجا که به نظر می رسد این سیستم در این نقطه دچار سردرگمی شده است ، و از آنجا که علاقه به مقایسه دارد ، ارائه برخی از مثالهای فرضی نقض حاکمیت به عنوان نوعی از آن مفید خواهد بود. راهنمااین یکبابا. بیایید شروع کنیم کوچک: با هزاران انجمن دانشجویی در دانشگاه ها و کالج ها در سراسر جهان. فرض کنید این گروههای دانشجویی به کشوری وابسته بودند که از آنها برای گزارش خلوص ایدئولوژیکی همکارشان استفاده می کرد. فرض کنید او همچنین آنها را تشویق کرده است تا مکالمات فعالان حقوق بشر را مختل کنند و حتی به آنها پول سرقت تحقیقات و بازگرداندن آنها به وطن را نیز داده است. آیا این نقض حاکمیت ملی است؟ مطمئناً بلژیک ، آلمان ، کانادا و دیگر کشورهای غربی وقتی پکن از بخش کاری جبهه متحد برای بهره برداری از دانشجویان چینی که در خارج از کشور تحصیل می کنند به این طریق استفاده کرد ، چنین فکر کردند.

اگر به یک مثال سنتی تر نیاز باشد ، یک فتح منطقه ای به سبک قدیمی قدیمی چه می شود؟ تصور کنید که چندین کشور ادعای بخشی از بدن را دارند. تصور کنید که یک کشور اساساً خواستار همه اینها است. تصور کنید که این موضوع به داوری می رود ، زیرا کشوری که خواستار آن است بیش از هر چیز ضرر می کند و با این وجود کشورها را تهدید به اقدام نظامی می کند اگر آنها در آبهای خود فعالیت می کنند ، سپس به آنها تجاوز می کنند. ممکن است تصور کنیم که چین بر همین اساس حاکمیت ویتنام در دریای چین جنوبی را نقض می کند و فیلیپین نیز همین است.

مرتبط: “دقیقاً مانند اردوغان”: اشتباه ترودو با چین

مثال دیگر: فرض کنید یک کشور مقامات امنیتی دولت را به کشور دیگری می فرستد. فرض کنید او او را به منظور بازجویی به آپارتمان کسی فشار داده است. و بگذارید بگوییم این کار را بدون اجازه کشور دیگر انجام می دهد و ویزای مقامات را نقض می کند. یک بار دیگر ، ممکن است بگوییم که این کشور حاکمیت کشور دیگری را نقض کرده است. در این مورد ، باید بگوییم که چین هنگامی که میلیاردر Guo Wengui را در منهتن تعقیب کرد ، حاکمیت ایالات متحده را نقض کرد.

یا چگونه است: یک ایالت ممکن است مدرسه ای را برای اهداف خاص آموزش جاسوسی اداره کند. شاید یک معلم در آن مدرسه به یک کشور همسایه نقل مکان کند و در آنجا قانونگذار شود که بتواند سیاست های مطلوب کشوری را که در آن جاسوس آموزش می دهد تشویق کند. ممکن است این را نقض حاکمیت بدانیم. این همان چیزی است که سرویس های امنیتی نیوزلند در مورد جیان یانگ ، نماینده پارلمان این کشور که کشف کرد بیش از 10 سال در مدرسه تدریس کرده است ، به عنوان محل آموزش اطلاعات ارتش چین شناخته شده است.

آخرین مثال ، دقیقاً به نفع پکن. اگر رژیمی در راه ارتکاب نسل کشی علیه یک گروه اقلیت بود ، چه می کرد؟ چه می شود اگر یک میلیون نفر از آنها در اردوگاه های کار اجباری چرا نکنند؟ اگر دو گروه مستقر در داخل خاک رژیم ، یکدیگر را به عنوان مثال به یک کشور خارجی ردیابی کنند ، چه می شود؟ اگر این گروه ها بدافزار را برای نظارت بر روی رایانه های خود بکارند ، چه می شود؟ اگر این بخشی از الگوی آزار و اذیت منتقدان رژیم در این کشور خارجی باشد ، چه می شود؟ آیا این به معنای نقض حاکمیت نیست؟ وقتی در این ماه مشخص شد که پکن اجازه داده است این اتفاق برای اویغورهای کانادا بیفتد ، اگر در این ماجرا سازماندهی نشود ، این همان چیزی نبود که درگیر آن شدید؟ آیا واقعاً “نقض حاکمیت” موضوعی است که چین ، از همه کشورها ، می خواهد درباره آن بحث کند؟ آیا شما سعی می کنید خوب باشید؟


این ستون در نسخه مه 2021 چاپ می شود مک لین مجله ای تحت عنوان “کلمه ای برای خردمندان”. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.




منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>