[ad_1]

دانشجوی اسقفی ، Loch Baillie ، در زمینه طراحی کلاسهای مجازی به یک کار مشترک دست یافت و روشهایی را برای پیشرفت هرچه بهتر تحصیل در خانه – برای خود و دیگران کشف کرد

Loch Baillie اصالتاً اهل وورستر ماس است. ، دانشجوی سال چهارم ممتاز ادبیات انگلیسی و دانشجوی فرانسوی در دانشگاه بیشاپ.

مارس 2020 بود و من تازه از ترم خارج از انگلیس به خانه آمده بودم – به جز اینکه ترم هنوز تمام نشده بود ، در قرنطینه به سر می بردم و یک ویروس قاتل در سراسر جهان شروع به خزیدن می کند. قرار بود در تعطیلات تحصیلی خود اروپا را کشف کنم. در عوض ، من از طریق چت روم در اقیانوس های دور افتاده برای درس شرکت می کردم.

در این زمان همه چیز عجیب و نامشخص بود. مفهوم یادگیری آنلاین برای من به اندازه کلمات “فاصله اجتماعی” و پوشیدن ماسک برای فروشگاه مواد غذایی برای من بیگانه بود. به نظر نمی رسید که هیچ چیز آشنایی برای پایبندی وجود داشته باشد ، و بدتر از آن ، هیچ راهی برای دانستن ماه های بعدی وجود ندارد.

در آوریل ، ایمیلی از یکی از اساتیدم دریافت کردم که می پرسید آیا به دنبال کار تابستانی هستم. دانشگاه بیشاپ به عنوان بخشی از برنامه جدید مشاور آموزش و یادگیری آنلاین (OLTC) به دنبال جذب دانشجو بوده است. اگر این شغل را پیدا کنم ، برای طراحی دوره های پاییزی برای تحویل آنلاین ، از نزدیک با اساتید همکاری می کنم ، بنابراین نقش مهمی در پاسخ COVID دانشگاهم دارم.

شب مصاحبه ام – یک شب گرم در ماه مه – در کامپیوترم نشستم و با 30 دانش آموز دیگر به تماس ویدیویی پیوستم. در حالی که در ابتدا ایده مصاحبه گروهی من را ترساند ، به سرعت فهمیدم که قالب دقیقاً همان چیزی است که پس از انزوا برای مدت طولانی به آن نیاز داشتم. ما در مورد آنچه که تجربه بیشاپ در طی COVID به نظر می رسید صحبت کردیم و برای اولین بار پس از ماهها ، احساس امیدواری کردم. دلم برای جامعه اسقف بسیار تنگ شده بود و به همین دلیل از میزان توجه همه افراد در این تماس به مدرسه ما الهام گرفته ام.

وقتی به عنوان OLTC استخدام شدم ، متشکر و راحت شدم. زمانی که احساس می کردم بی معنی است سرانجام هدفی داشت و من می توانم در تصمیم گیری های مربوط به سال آخر دانشگاه حرفی بزنم. من از ماه ژوئیه آموزش را شروع کردم و روزهایم را با یادگیری نحوه استفاده از سیستم عامل های مختلف آنلاین ، طراحی کلاس نمایشی برای یک استاد اساتید و آشنایی با همسالانم گذراندم. موضوع دشوار COVID-19 در راس بسیاری از مکالمات ما بود ، اما من راحت تر شدم که صحبت کردم در مورد آن صحبت کردم. امروز فهمیدم که دوره کارآموزی من نقش مهمی در نحوه کنترل ترومای خود پس از موج اول ویروس دارد.

لحظات زیادی در تابستان نبود که من خودم کار می کردم. من و چند نفر از همکارانم غالباً در کنفرانس تلفنی بودیم تا فقط در کنار افراد دیگر باشیم. این کار برای سلامت روان ما شگفت انگیز عمل کرده و فضای زندگی مشترکی را به ما داده است ، دقیقاً مانند یک دفتر کار. این تماس ها برای پرسیدن سوال و حل مشکلات نیز مناسب بود. به عنوان مثال ، من می توانم برنامه درسی یک همکلاسی را اصلاح کنم و آنها می توانند نحوه تعبیه فیلم ها را به من آموزش دهند. من از طریق این تعاملات آموختم که بیشتر از آنچه فکر می کردم کار در گروه ها را دوست دارم.

جلسات یک به یک من با اساتید از روشن کننده ترین بخشهای کار من بود. در طول این ارزیابی ها ، من در مورد روش های تدریس فردی اساتید یاد گرفتم ، به نگرانی ها و نگرانی های آنها درباره ورود به پاییز 2020 گوش دادم و به آنها کمک کردم تا دروس جذاب و متناسب با نیازهای دانشجویان خود را بیاورند. برای کلاس شکسپیر انگلیسی که قبلاً شرکت کرده بودم ، این کمک کرد تا درباره تحویل مطالب و نحوه تعامل دانش آموزان با یکدیگر بازنگری کنیم. ما در نهایت سه روش برای تعامل با محتوای دوره را انتخاب کردیم – سخنرانی های کوتاه ویدئویی ، پادکست ها و قرائت ها – و پنج اجرای تئاتر مجازی (دانش آموزان اعضای بازیگران هستند) را برنامه ریزی کردیم که در طول ترم برگزار می شود. این تنظیمات این اطمینان را به وجود می آورد که دانش آموزان هنوز کلاس را از خانه می گیرند ، خواه مستقیماً از استاد بیاموزند یا با همسالان خود کار کنند.

بخوانید: چرا حرکت برای یادگیری بسیار مهم است

مقداری شجاعت لازم است تا دانشکده نگهبانان خود را کنار بگذارد و در چنین سرزمینی ناآشنا وارونه بپرد. از زمان استخدام من ، تعاملات من با اساتید بی نظیر بوده و ، صریحاً ، گاهی اوقات ناخوشایند بوده است. معلمان می توانند دریغ کنند وقتی دانش آموزان آنها فقط دانشجو نیستند بلکه همکاری می کنند. این مدل سلسله مراتب اساتید و دانشجویان را که به طور سنتی در دانشگاه یافت می شوند به چالش می کشد ، اما من دریافته ام که چنین مدلی می تواند نتایج مثمر ثمری داشته باشد.

کار من باعث شده است که من از آنچه معلمان انجام می دهند بیشتر استقبال کنم و به من آموختم که شرکت در طراحی سفرهای یادگیری خود برای دانش آموزان ضروری است. بسیاری از برنامه ریزی های نامرئی برای ایجاد دوره های کارشناسی انجام می شود ، از انتخاب مباحثی که برنامه درسی را راهنمایی می کند تا اختصاص درصد برای تکالیف در کتاب نمرات. من می توانستم این فرآیند را به عنوان OLTC شاهد باشم در حالی که به عنوان یک دانش آموز در مورد آنچه که فکر می کنم در کلاس دیجیتال بهترین نتیجه را دارد ، بینش می دهم. به هر حال چه کسی بهتر از معلمین است که به معلمان توصیه می کنند؟ داشتن فرصتی برای شرکت در طراحی آموزش خودم در چگونگی دیدن خودم به عنوان یک یادگیرنده تأثیر داشته است. قبلاً فکر می کردم یادگیری از خانه کاری نیست که بتوانم انجام دهم. یکی از دلایلی که من مدرسه را دوست دارم این است که در یک کلاس درس است ، بنابراین اگر همه کلاس ها آنلاین باشند چگونه دیگر می توانم مدرسه را دوست داشته باشم؟

اگرچه یادگیری آنلاین هنوز کامل نیست ، اما شغل من به من فهماند که اگر کلاسها به درستی طراحی شده باشند ، اگر به خودم استراحت بدهم و روال مناسبی را پیدا کنم ، او هست شاید. من همچنین اکنون می دانم که این الگوی آموزشی پس از COVID از بین نمی رود. هنگام نوشتن این مقاله ، مدرسه من در ترم دوم آموزش آنلاین است و کار من به عنوان OLTC ادامه دارد. آنچه روزگاری راه حلی برای سقوط نامشخص بود ، الگوی طراحی آینده تحصیلات متوسطه است.


این مقاله چاپ شده است راهنمای دانشگاههای کانادا 2021 از Maclean با عنوان ، “خم شدن به فاصله”. کپی پرونده را اینجا بخواهید. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir