[ad_1]

آنوشا کاو: بله ، فرصت های شغلی زیادی برای فارغ التحصیلان هنر وجود دارد. اما ارزش واقعی درجه عمیق تر از عملی است.

آنوشا کاوه ، فارغ التحصیل هنر دانشگاه آلبرتا ، در دره رودخانه در ادمونتون ، آلبرتا.  (عکس از جیسون فرانسون)

کاف در کلاسهای دانشگاهی در علوم سیاسی ، تاریخ هنر و رسانه شرکت می کند (عکس از جیسون فرانسون)

آنوشا کاو در حال اخذ مدرک کارشناسی ارشد روزنامه نگاری از دانشگاه بریتیش کلمبیا و فارغ التحصیل دانشگاه آلبرتا است.

در 22 آوریل 2020 ، آخرین مقاله را از مدرک فنی خود در دانشگاه آلبرتا ارسال کردم. این پیش نویس نهایی پایان نامه من بود و پروژه ای است که کمی بیش از یک سال روی آن کار کرده ام. راستش احساس تلخی کردم. از یک طرف احساس آرامش می کردم. بعد از چهار سال قرائت بی پایان ، خراشیدن برنامه ها برای اتمام مقالات ، دویدن برای ترک کارها دو دقیقه قبل از موعد مقرر در -20 درجه سانتی گراد و نوشیدن مقدار زیادی ماتچا لاته ، بالاخره کار من تمام شد. من مدرک خود را به پایان رساندم و چیز عظیمی بدست آوردم.

از یک طرف ، من آنقدر ناراحت بودم که همه چیز به پایان رسیده بود – روابط با دوستان ، همکلاسی ها و معلمان که طی این سالها پرورش داده بودم ، وابستگی من به مضحک ترین چیزها ، مانند ساختمان مورد علاقه دانشگاه (توری ، قلب من) ، و بحث های ابدی با طرفدار شیطان ، که جنبه ای از آزار دهنده اما کلاسیک در درس های علوم سیاسی. پایان سال در بیماری همه گیر جهانی من به من کمک نکرد تا امسال را به پایان برسانم ، بنابراین در طی چند ماه گذشته زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد آنچه که مدرک هنرهایم به من داده است ، کردم.

مانند بسیاری دیگر از دانشجویان هنر ، همکلاسی ها ، اعضای خانواده و جامعه دائماً از من می پرسند که بعد از اتمام دوره تحصیلی من انتظار دارم چه کار کنم. می دانید ، این سوالاتی که معمولاً متشنج می شوند ، “خوب ، شما علوم سیاسی را می خوانید ، بنابراین … و معمولاً” یک وکیل “یا” نخست وزیر “یا” بیکار “دنبال می شوید؟ من پاسخ می دهم ،” خوب ، همه ما مجبور هستیم. ” وکیل باشم؟ “من اضافه می کنم که تحصیل در رشته علوم سیاسی فراتر از سیاست و انتخابات است ، که مدرک من در هنر از هیچ لیسانس کمتری برخوردار نیست و چشم اندازهای زیادی برای فارغ التحصیلان هنر وجود دارد. این که آیا آنها در زمینه های مشخص مانند دولت و خدمات عمومی هستند ، یا در مشاغل کمتر از حد انتظار مانند صنعت فناوری ، روزنامه نگاری ، امور مالی ، یا هنر و فرهنگ ، فرصت های فارغ التحصیلان هنر می تواند بی پایان باشد.

اما من ترجیح می دهم در مورد نحوه تأثیرگذاری مدرکم بر روی هنرها شخصاً صحبت کنم.

برای مبتدیان ، مدرک تحصیلی من این فرصت را به من داد تا انتقادی بیندیشم و فرضیات عامه را درباره روش کار جامعه به چالش بکشم. به عنوان مثال می توان به شیوه ای اشاره کرد که فرهنگ پاپ رمانتیک اغلب نادیده گرفتن مرزهای رضایت و آسیب ناشی از شوخی های نژادپرستانه است ، یا نحوه توجه رسانه ها به همسر کمالا هریس بیش از مواضع سیاسی وی. تردیدی نیست که ما برای رفع نابرابری هایی مانند نژادپرستی و تبعیض جنسی ، مسیری طولانی را طی کرده ایم ، اما قبل از شروع تحصیل ، سخت بود که این تعصبات در زندگی روزمره ما عمیق باشد – حتی در حالی که بسیاری از موارد تبعیض را خودم تجربه می کنم. هیچ پاسخ قاطعی برای بسیاری از موضوعات وجود ندارد و درجه هنری من بر ارزش نقد نظرات خود و سیستم های دشوار قدرت ، یا حداقل بررسی دقیق آنها تأکید کرده است. صرف این که کاری سالها به روشی خاص انجام شده به این معنی نیست که باید آن راه را ادامه دهد. من برای مدت طولانی اعتقاد داشتم که بیشتر زنان یا افرادی که نژادپرستی را در منصب منتخب خود تجربه می کنند تنها چیزی است که برای رسیدن به برابری لازم است. بحث ها و قرائت های کلاسی من به من آموخته است که ، علیرغم اهمیت نمایندگی ، ایجاد تغییر در سیاست چیزی فراتر از صرف داشتن افرادی است که در موقعیت های قدرت شبیه من هستند.

مدرک تحصیلی من در هنر نیز فوق العاده انعطاف پذیر بود و به من اجازه می داد از رشته های مختلف رشته های انتخابی انتخاب شوم و خود را در ادبیات سنتی و همچنین رسانه های مدرن مانند تلویزیون ، فیلم و حتی بازی های ویدیویی غرق کنم. از همه مهمتر ، مطالعه من راه های ارتباط و قدرت هر یک از این رسانه ها را به من نشان داد. در فصل ادبیات تطبیقی ​​در مورد افسانه ها ، نحوه ایجاد بازار ادبیات کودکان را آموختم. در كلاسی درباره سیاست آمریكا در داستان ، یاد گرفتم كه جدا كردن هالیوود از كپیتول هیل غیرممكن است. این درس ها فقط چیزهایی نبود که من در کلاس می خوانم و سپس لپ تاپم را خاموش می کردم تا روزانه با آنها تماس بگیرم. من از داستان ها و دانش هایی که باعث پیشرفت رنگ آمیزی تجربیات من می شوند ، لذت می برم.

این بعد از شرکت در کلاس تاریخ هنر ، طراحی و فرهنگ بصری در اروپا از قرن 15 تا 19 برای من بارزتر بود. از آن زمان هر بار که از موزه ای بازدید می کنم ، درک اینکه الان چقدر می بینم تحت تأثیر قرار می گیرد. وقتی متوجه شدم که بدن زنان چگونه کشیده شده و به طور غیر واقعی جنسی شده است ، پس زمینه آن را به یاد می آورم رفت مدوزا، نقاشی Teodore Géricault از غرق شدن وحشتناک کشتی در سال 1816 و انتقاد سیاسی از بی کفایتی که منجر به فاجعه شد. من قطعاً انتظار نداشتم که این مطالب وقتی در کل کلاس شکایت کردم تأثیر زیادی بگذارد ، این مطمئناً است. خوب بود که بدانیم تصویر بزرگتری وجود دارد – با استفاده از جناس بازی – و اینکه هنر و فرهنگ در خارج از کلاس اهمیت دارند.

مدرک تحصیلی من باعث شده است که من از داستان سرایی در همه اشکال آن بیشتر قدردانی کنم. گاهی اوقات عجیب است که در مورد چگونگی تحلیل خود صحبت کنم پروژه مندی یا جان سخت تخیل طرفداران و این واقعیت که نامه افتخار من چگونگی استفاده از رسانه های مردسالار در منابع فرهنگ عامه را نشان می دهد تا نشان دهد آرنولد شوارتزنگر و دونالد ترامپ رهبران سیاسی موفقی هستند. اما توانایی جدی گرفتن این مباحث و دادن همان توجه و وزن به آنها همان چیزهایی مانند فلسفه قرن هجدهم چیزهای زیادی در مورد جوامع ما ، آنچه برای ما ارزش قائل است ، از چه چیزهایی لذت می بریم و به چه کسانی توجه می کنیم به من آموخت. من آموختم که نحوه نمایش زنان در فیلم های ابرقهرمانی از اهمیت برخوردار است. دختران جوان باید خود را قهرمانانی باهوش ، مستقل و قوی بدانند. وقتی این داستان برای اکثر زنان جوان و افراد LGBTQ2S + برای نوشتن داستان در مورد تجربیاتشان فراهم می شود ، نباید داستانهای پیش پا افتاده را نادیده بگیریم. سرانجام ، همه ما بیش از آنچه بخواهیم بپذیریم باید به فرهنگ پاپ و افراد مشهور اهمیت دهیم. این می تواند در انتخابات سیاسی ما تأثیر بگذارد.

همانطور که بسیاری از همکاران من گواهی می دهند ، داشتن مدرک تحصیلی در علوم اجتماعی – که اغلب شامل خواندن درباره چیزهای مخربی است که در گذشته اتفاق افتاده است و در حال حاضر نیز در حال وقوع است – می تواند بسیار ناامیدکننده باشد. در كلاس جنسیت و مردانگی ، رمانی به نام بلوز سنگ Butch، که زندگی و آسیب روحی قهرمان اصلی کتاب در دهه 1960 در ایالات متحده را به تصویر کشید. دادگاه جرالد استنلی برای قتل کلتون بشی در سال 2016 در روستای ساسکاچوان در حالی برگزار شد که من در مورد قوانین هند می آموختم و این سابقه خشونت علیه مردم بومی این کشور را برجسته می کرد. در مواقعی از این دست ، شهادت من ناامیدانه و کاملاً ضروری احساس می شد.

اما من توانستم چیزهایی را که در کلاس آموختم مستقیماً در نحوه تعامل با افراد زندگی ام و تصمیماتی که می گیرم به کار ببرم. پس از یادگیری اینکه شرکت های بزرگ چگونه شرایط کاری مضر را ایجاد می کنند ، مقدار زیادی دی اکسید کربن منتشر می کنند و کارمندان رنگارنگ را درمان می کنند ، شروع به خرید محلی و اخلاقی بیشتر برای مواد غذایی ، لباس ، کتاب و آثار هنری کردم. پس از اطلاع از تاریخ مردم بومی ، من شروع به حمایت از فعالیت های بومی کردم و خودم را به عنوان مقام مستقر در سرزمین های پیمان 6 آموزش دادم. از همه مهمتر ، مدرک تحصیلی من در هنر مرا به افرادی معرفی کرد که دارای ارزشهای مشابه من هستند و تمایل دارند برخی از اشتباهاتی را که می بینیم اصلاح کنند. این به من بهترین روش برای حمایت از دوستان و اعضای جامعه خود را یاد داد ، خصوصاً اینکه با تبعیض ، بی عدالتی و قدرت در همه روابط ما پیمایش می کند. این امر من را به گوش دادن بیشتر ترغیب کرد و به من نشان داد که تجربیات من ، تجربیات اطرافیانم ارزش گوش دادن دارند و هنگام اشتراک آنها سزاوار همدردی و مهربانی هستند.

مدرک تحصیلی من در هنر نه تنها مهارت های توسعه حرفه ای خود را به من آموخت بلکه فرد دلسوز تری نیز هستم. فکر می کنم بیش از هر چیز این ارزش مدرک من است. یادگیری نوشتن بهتر یا بحث در مورد نکات با وضوح بیشتری آسان است ، اما گشودگی برای تغییر ، خوداندیشی و رشد شخصی – این کار به تلاش و تعهد واقعی نیاز دارد. یادگیری این درس برای مدرک من مهم بود و من بسیار ممنونم برای آن درس.


این مقاله در شماره 2021 رتبه بندی دانشگاه ها به چاپ رسیده است مک لین مجله ای تحت عنوان “مطالعه برای داشتن شهروند بهتر”.

[ad_2]

منبع: green-sky.ir