[ad_1]

واکنش هولناک به همه گیری ، ناخن نهایی را در افسانه برتری دموکراسی لیبرال قرار داد

این یک سال بود که فهمیدیم آنچه که فکر می کردیم زمین زیرپای جمع ما محکم است ، در واقع یک رمپ است که با کمی فرسایش طبیعی یا یک ضربه شدید خرد می شود. ما در مورد سال 2020 فکر کردیم تا واقعیت ها را پیدا کنیم ، ما را از بین برد. این یکی از آنها است. درباره سالی که همه چیز را تغییر داد بیشتر بخوانید »


مانند بسیاری از نسل من ، روزی را که دیوار برلین در سال 1989 سقوط کرد ، به یاد می آورم. احساسات فراموش نشدنی هستند: شادی و سرخوشی ، این احساس وصف ناپذیر امید ، چنان قوی که کلمه “امید” به طور کامل حوزه احتمالاتی را که چنین لحظه تاریخی گشوده است ، پوشش نمی دهد.

این یک لحظه تعیین کننده بود ، اما همچنین یک ناامیدی تعیین کننده بود. قرن بیست و یکم یک فاجعه بود که با جنگ مداوم و افزایش نابرابری همراه بود. ممکن است سال گذشته – سال همه گیری ، کشتار اجتماعی و سیاسی آمریکایی ، آتش سوزی های ویرانگر و مهمتر از همه کشتن هورنت ها – به نظر وحشتناک بود ، اما در واقع برای دوره مساوی بود.

قرار بود لیبرال دموکراسی و بازارهای آزاد نئولیبرالی جهانی شده دنیا را از دست رژیم های استبدادی نجات دهند و صدها میلیون نفر را از فقر نجات دهند. متناوباً ، یا شاید یک اضافات (صدها میلیون) متعلق به خود است طی چند دهه گذشته ، که عمدتا در کشورهای در حال توسعه از فقر برداشته شده اند ، گرچه به نظر می رسد روند معکوس باشد) ، آنها همچنین به تقویت موقعیت نخبگان سیاسی مستحکم کمک کرده اند و در کشورهای پیشرفته ، گروه کوچکی از مردم را به ازای طبقه بسیار ثروتمند کردند. مرکزی.

مانند بسیاری دیگر از شکست ها ، سال 2020 سالی نبود که این موارد به یکباره اتفاق افتاد ، بلکه سالی بود که این موارد کاملاً آشکار شد. کشورهای ثروتمند غربی ، از جمله کانادا ، برای دهه ها خود را در مورد توانایی خود برای کنار آمدن با هر بحرانی که پیش آمد ، فریب داده اند. در سال گذشته ، این افسانه سرانجام از بین رفت. در واقع ، اکنون کارشناسان نتیجه گرفته اند که به اصطلاح “غرب” ، کمتر در مورد جغرافیا و بیشتر در مورد ثروت و قدرت ، حداقل در طی دو دهه گذشته اثبات شده است که در شکستن جهان بهتر از اصلاح آن است.

سردبیر ما: با نگاه کردن به واقعیت ها ، منفجر شوید

اما چگونه این اشتباه رخ داده است؟ ایوان کراستف و استفان هولمز در کتاب خود بحث می کنند نوری که شکست خورد: یک حساباین مشکل اندکی پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد ، زمانی که غرب پیروز به رهبری ایالات متحده این کشور را بر عهده گرفت تا جهان را به شکل و شمایل خود تغییر دهد. اما این سنت به جای تولید دموکراسی های کوچک و کامل از بقایای اتحاد جماهیر شوروی سابق ، وحشی و اقتدارگرا شد. “انگار به جای تماشای یک اجرا پیگمالیوندنیا با اقتباس نمایشی از مری شلی به پایان رسید فرانکشتاین، “آنها می نویسند.

نهادهای جهانی ایجاد شده توسط ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم برای جذب تازه واردان در باشگاه “غرب” تلاش کردند. به سرعت آشکار شد که برای موفقیت لیبرال دموکراسی ، فقط مسئله انتخابات آزاد و بازارهای آزاد نیست ، بلکه هنجارها و طرز تفکر نانوشته است. بوبو لو ، همکار تحقیقاتی در مرکز روسیه / NIS در انستیتوی روابط بین الملل فرانسه ، با ویدئو گفت: “من فکر می کنم که استکبار نسبتاً سریع پس از پایان جنگ سرد وجود داشت.” نوعی احساس وجود داشت ، به ویژه در دهه 1990 ، که لیبرال دموکراسی این شکل جادویی را فراهم می کند. این می توانست دنیایی شاد و خالی از ژئوپلیتیک باشد و افرادی که در آن شرکت نمی کردند ضرر می کردند. “

لوو ، كه تابستان گذشته مقاله ای را برای م Lowسسه لاو منتشر كرد كه در آن ارتباط عدم مقابله با بیماری همه گیر ویروس كرونا را با فروپاشی نظم مبتنی بر قوانین لیبرال مرتبط دانست ، معتقد است كه دهه اول قرن بیست و یکم زمانی بود كه همه چیز شروع به آشكار شدن كرد. اشتباهات سیاست خارجی ، از حمله به عراق گرفته تا سو mis مدیریت لیبی و سوریه ، این امید را که ثروتمندترین کشورهای جهان قادر به مقابله با هر چالشی هستند ، از بین برد. بحران مالی 2008 احساس ناکارآمدی را تشدید کرد و پاسخ ضعیف و وحشتناک ضعیف به اپیدمی ویروس کرونا کرنر نهایی را در افسانه برتری دموکراسی لیبرال قرار داد.

لو می گوید: “بحران در نظم به اصطلاح لیبرالی ریشه در قطع ارتباط بین ارزشهای بلند و عملکردهای غیرمولد ما دارد.” “اگر تدابیری که ما به خودی خود موفق بودیم ، شاید می توانستیم از این جدایی بهبود یابیم.” در سال گذشته ، لو اضافه می کند ، همه گیری همه گیر این برداشت ها است. برخی از کشورهایی که بیشترین آسیب را دیده اند – ایالات متحده ، انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا و اسپانیا – نیز اتفاقاً بزرگترین ضربه ها در نظم لیبرال دموکراتیک هستند. پاسخ ایالات متحده در سطح بی لیاقتی خود به تنهایی ایستاده است ، اما اتحادیه اروپا نیز ثابت کرده است که چراغ همکاری نیست که خود فروخته است.

اکنون چالش ها جدی است ، اما غیر قابل عبور نیست. حاکمان اقتدارگرا به مردم “غرب” آینده ای با ثبات تر و سعادتمندتر وعده می دهند ، اما تصرف یک حاکم استبدادی ناپایدار قدرتمندترین دموکراسی جهان یادآوری این است که حکمرانی خوب – همه آن چیزهای کسل کننده ای که متخصصان در آن با سیاستگذاری مبتنی بر واقعیت و نهادهای انعطاف پذیر درگیر می شوند – واقعاً مهم است. این نیرنگ این است که حکمرانی خوب به رهبری خوب نیاز دارد و رهبری خوب به نوبه خود نیاز به مخاطب آگاه دارد که برای به دست گرفتن قدرت درباره آن رای بدهد.

لو می گوید: “نوع رهبری که در جهان می بینید ، در دموکراسی ها و رژیم های استبدادی ، شاید بدترین نوع از دهه 1930 باشد.” “مثل اینکه ما با نسلی از رهبران بدتر از نسل دیگر از دهه 1930 نفرین شده باشیم. همه ما می دانیم که بعد چه اتفاقی افتاد.”

14 چیز 2020 که ثابت شد اشتباه است


دموکراسی سرنوشت است

بدترین سیستم به استثنای بقیه در سالهای گذشته مورد حمله قرار گرفته است. ترامپ فقط ما را متوجه کرد.


آینده فرضی است

همه گیری این مساله را به روش های بیشتری از آنچه تصور می کردیم حدس می زدیم ، روشن کرده است: شما واقعاً باید آنجا باشید


“کشورهای ثروتمند می توانند بر آنها غلبه کنند.”

واکنش هولناک به همه گیری ، ناخن نهایی را در افسانه برتری دموکراسی لیبرال قرار داد


“در بحران ها ، رهبران رهبری می کنند.”

شرح شغل در عنوان شغلی صحیح است ، اما بسیاری از آنها در کار حاضر نمی شوند


“زنان در کار پیروز می شوند”

بحران اقتصادی ناشی از همه گیری ، نابرابری ها و موانعی را که پیش از این تصور می شد مربوط به گذشته است ، نشان داده است.


فرد والا او است

عشق دهه های طولانی ما با استقلال ناهموار ناگهان رنگ باخته است


“بورس یک معنی دارد”

توسط بسیاری به عنوان یک شاخص اصلی اقتصادی در نظر گرفته می شود ، اکنون کاملاً از عملکرد واقعی اقتصاد جدا شده است


نمی توان جلوی تغییرات اقلیمی را گرفت

پس از دهه ها رشد تهدید کننده سیاره ، انتشار از یک پرتگاه کاهش یافته است. دوستداران محیط زیست نقطه عطفی را احساس می کنند.


“ما برای افراد مسن خود ارزش قائل هستیم”

چندین دهه وعده ها برای بهبود کیفیت زندگی سالمندان کانادایی محقق نشده است


بچه ها ثابت قدم هستند

توانایی کودکان در بهبودی به نقطه شکست رسیده و برخی اختلافات ناخوشایند نشان داده شده است


“اجرای کارها خسته کننده است”

عجله برای گرفتن شیر زمانی اوج بی حوصلگی بود. امروز ، یک سفر بسیار نگران کننده است.


“ما به سالن ورزشی احتیاج داریم.”

قفل اپیدمی مجبور به بررسی واقعیت شد: برای بسیاری ، تمام اوقات گذراندن در ورزش بیش از یک ضرورت یک لوکس بود


“بوروکراسی آهسته است”

این همه گیرى باعث تغییر فرهنگى در دولت شد ، و ثابت شد که کارنامه قرمز واقعاً کوتاه است


شما می توانید نژادپرستی را نادیده بگیرید

انکار نژادپرستی سیستمی دیگر قابل تحمل نیست. اما آیا عصبانیت تابستان گذشته به یک تغییر اساسی تبدیل خواهد شد؟

[ad_2]

منبع: green-sky.ir