به مادرشوهر محبوبش: نوبت من است که برای تو قوی باشم


قبل از رفتن: اینگرید لیتمن تای در نامه ای به مادرشوهر زوال عقل خود ، فرزندانش نای نای نوشت: “از اینکه بانوی محبت خانواده ما هستید سپاسگزارم.”

یادم می آید اولین باری که تو را بوسیدم.

شما و یی آخر هفته با پسر بزرگتر خود از تورنتو به کلگری سفر کردید. شما متوجه نبودید که این دیدار دوست دختر جدید او را نیز شامل می شود. در آن زمان ، ووی به عنوان خانم و آقای ته خطاب کرد – بالاخره ما فقط ملاقات کردیم.

این دیدار دو فرهنگ بود ، تعظیم چینی های رزرو شده در برابر فرانسوی ها بوسه روی گونه ها او محکم ایستاد و عادت به صمیمیت استقبال فرانسوی ها را نداشت. سعی کردم این رسم عزیز را توضیح دهم ، مادرم اهل فرانسه است و این سلام و احوالپرسی در خانواده ما آشناست. به آرامی سر تکان دادم ، اما می توانم به شما بگویم که از من راحت نیستید که به فضای شخصی خود حمله کردم.

بیش از 25 سال شام هفتگی خانوادگی ، تولد و تعطیلات با هم ، من به نمایش محبت خود عادت کردم. حالا آرزو می کنم روزهایی را که می توانستیم در یک اتاق باشیم ، وقتی گونه ات را می بوسم و تو با لبخند بزرگی و “اوه سلام” را با لهجه سبک و شیرین خود پاسخ می دهی. این روزها ، وقتی ما از طریق زوم با شما صحبت می کنیم ، هیچ بوسه ای وجود ندارد و لبخندهای گرم کمتری وجود دارد. محل اقامت سالمندان در کلگری تنها 15 دقیقه با خانه ما فاصله دارد ، اما به نظر می رسد که ما در دو دنیا با هم فاصله داریم.

بعد از اینکه در سال 1995 با پسرت ازدواج کردید – مثل شما خیلی مهربان ، سخت کوش و یک آشپز عالی – احساس کردید که در خانه خود هستید. هرگز سرزده نیست بلکه همیشه فقط یک تماس تلفنی برای کمک به بچه ها یا یک دستور العمل جدید است. هنگامی که اولین خانه خود را خریداری کردیم ، من خوشحال شدم که در عشق شما به باغبانی شریک شدم و او به من آموخت که گل پرورش دهم. شما می توانید احساس کنید وقتی به شما نیاز داریم و در آنجا خواهید بود – در هر زمان و هر مکان.

بخوانید: سیمو لیو به پدر و مادرش: “به ویژه ، من آرزو کرده ام عشق تو را”

با دیدن مادربزرگ شدن شما در بهترین حالت شما را دید. پس از بزرگ كردن دو پسر ، از اینكه نوه اولتان دختر بود بسیار خوشحال شدید. بهش زنگ زدم شیائوکسینگ زینگ (چشمک می زند به ستاره کوچک) او در دوران کودکی می گوید با درخشش چشمانش و درخششی که هر اتاق را روشن می کند به دنیا آمد. من این را از تو گرفتم

اندکی پس از تولد من ، کنار مبل و روی مبل نشسته بودم و در حال تلاش برای شیردهی به من نگاه می کردم. اشک روی گونه هایم سرازیر می شد زیرا بسته شادی من به آن نمی چسبید. بدون تردید ، سینه ام را گرفتم و به دهان کودکم هل دادم. فریب ندهید. شما مانند همیشه کار را تمام کردید.

سالها بعد که بیماری تشخیص داده نشد ، دوباره مسئولیت را به عهده گرفتم ، قرار ملاقاتهایی را با متخصصین طب سوزنی رزرو کردم و مرا برای ترجمه همراهی کردم. من نسخه های مسکن را از گیاهان دارویی شلاق زدم ، مطمئن شدم که آخرین تنتور موثر است.

وقتی حالم خوب نبود ، نوه هایت را جمع کردم تا بتوانم استراحت کنم. وقتی آنها را برمی دارم ، اغلب می بینم که تو دختران روی زمین روی صندلی نشسته اید. آنها وقتی شما ماندارین را به آنها می آموختید با تحسین به شما خیره می شدند. آنها حتی در سنین جوانی می خواستند بتوانند با شما به زبان مادری صحبت کنند.

بخوانید: برای مادربزرگ مبتلا به بیماری آلزایمر: “شاید فراموش كردن آرام آرام من برای شما خوب باشد”

طی پنج سال گذشته ، بی رحمی زوال عقل این لحظات صمیمی را از ما ربوده است. اکنون ، با ملاقات شخصی به دلیل COVID-19 ، شخصیت فعال شما سریعتر محو می شود.

در تماسهای خانوادگی هفتگی با بزرگنمایی ، بلافاصله می توانم به شما بگویم که روز بدی را سپری می کنید. صورت شما خالی ، غیر احساسی و بی خبر است و مددکار در خانه مراقبت باید شما را به تعامل ترغیب کند. در روزهای خوب هر از گاهی با لبخند استقبال شما که از گوش به گوش می رود خوش آمد می گوییم. وقتی نوه هایت با هیجان فریاد می زنند ، “هی ، نای نای!” در آن لحظه ها ، یادم می آید که تو هنوز آنجا بودی ، جایی.

من میخواهم از شما تشکر کنم. از اینکه برای خانواده ما چنین مادر مهربانی هستید سپاسگزارم. حتی اگر دیگر نمی توانید از نظر جسمی به خانه ما سر بزنید و حتی گاهی ما را نمی شناسید ، من احساس آرامش و شوخ طبعی شما را روزانه در شوهر و دخترانم می بینم – که سریع می خندند ، درست مثل نای نای .

وقتی چهره خندان شما را روی صفحه رایانه می بینم ، می خواهم روی گونه های نرم شما را خوابانده و ببوسم. می خواهم تو را نزدیک کنم و دستانم را به دور بدن ضعیف تو بپیچم. من می دانم که شما اکنون این سلام را به گرمی می پذیرید ، دوباره مرا ببوسید و از من در فضای خود استقبال کنید. شما سالها به قدرت و عشق خود اعتماد کرده اید. حالا نوبت من است که برای تو قوی باشم.


این مقاله در شماره مه 2021 به چاپ رسیده است مک لین مجله ای تحت عنوان “نای نای عزیز …” مشترک مجله ماهانه چاپ شده در اینجا شوید.

ویجت بخشی از است مک لین سریال Before You Go ، که پیام های منحصر به فرد و صادقانه کانادایی هایی را جمع می کند که وقت می گذارند و به افراد خاص زندگی خود می گویند “متشکرم ، دوستت دارم” – زیرا برای گفتن ما لازم نیست منتظر بمانیم تا دیر شود. عزیزان احساس واقعی ما مقالات بیشتر را اینجا بخوانید. اگر می خواهید پیام ها یا پیام های خود را ارسال کنید ، برای ما ایمیل بفرستید. برای اطلاعات بیشتر در مورد ارسال پروفایل خود ، اینجا کلیک کنید.




منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>