[ad_1]

ساعت 10 صبح روز یکشنبه ، زمانی که قرار بود نخست وزیر جاستین ترودو انتخابات زودهنگام را در 20 سپتامبر اعلام کند ، کابل ، پایتخت افغانستان ، دچار هرج و مرج شده بود. وقتی ترودو به سمت تریبون در سالن Rideau رفت ، ماسک صورت مشکی خود را برداشت و لبخند خجالتی و پسرانه ای را برای دوربین ها لبخند زد ، خبری مبنی بر فرار رئیس جمهور اشرف غنی از افغانستان ، همراه با گروهی از مشاورانش و دیگر نانخواهان منتشر شد. کاخ ریاست جمهوری. ترودو گفتگوی خود را با افغانستان آغاز کرد و به کسانی که گوش می دادند اطمینان داد که او می داند چه خبر است. وی گفت: “ما به طور مداوم تحولات اوضاع را زیر نظر داشتیم و صبح امروز صبح مقامات در جریان آخرین تحولات میدانی قرار گرفتند.”

صبح همان روز ، که بعد از ظهر در کابل بود ، دستیار دیرینه من در افغانستان فیلم ویدئویی را از ساختمان بلند مرتبه ای از زندانیان طالبان که از زندان پل چرخی در حال خروج بودند ، از جمله برخی از جنگجویانش ، برای من ارسال کرد. به به دستیار من یک پشتون هوشیار از کوههای شرق افغانستان بود ، او در طول ده سالی که با هم کار می کردیم هیچ وقت احساسات زیادی نشان نداده بود اما این بار ، صدایش تکان خورد. وی در ضبط گفت: “عدنان ، این زندان بول شرقی است.” “به همه این افراد نگاه کنید.”

دستیار من ، بگذارید او را عبدالله بنامیم ، دلیلی شدید برای نگرانی داشت: او سالها در لیست هدف طالبان بود ، تا حدی به دلیل کارهایی که برای انواع رسانه های خارجی انجام داده است ، از جمله مکلیانتا حدی به این دلیل که او از یک خانواده برجسته حامی دولت بود. این احتمال وجود دارد که برخی از زندانیان فرار شده طالبان که از پولی چرخی سرازیر شده اند توسط اعضای خانواده وی در آنجا مستقر شده باشند.

در همین حال ، ترودو ، در دنیایی دورتر از اتاوا ، مقابل گروهی از خبرنگاران ایستاده و گزارشی از اتفاقات رخ داده را ارائه می دهد. وی در مورد تخلیه کارکنان دیپلماتیک کانادا و “تعهد کانادا به مردم افغانستان از جمله زنان ، دختران و جامعه LGBTQ2” صحبت کرد. او همه جعبه ها را بررسی کرد و در نقش خود در شکستن PM به خوبی عمل کرد.

با این حال ، چیزی که او فاقد آن بود ، این بود که او گرانش لحظه را درک می کرد. وی با اشاره به برنامه اسکان مجدد اضطراری که کانادا در 13 آگوست اعلام کرد تا 20000 افغان را به کانادا می آورد ، گفت که دولت وی “این کار را در هفته های آینده ادامه خواهد داد.” آنچه به طرز حیرت انگیزی غایب به نظر می رسید این بود که بدانیم واقعیت اصلی از آن زمان تغییر کرده است و برخی از افرادی که بدون شک واجد شرایط اسکان مجدد اضطراری هستند ، ممکن است در هفته های آینده بمیرند یا زندانی شوند.

در شرایطی که طالبان تقریباً به طور کامل بر افغانستان مسلط است ، آینده افرادی مانند عبدالله و افراد بی شماری مانند او در تردید است. ساعت ها و روزهای پس از سقوط کابل مبهم ، جریان بی پایان درخواست های فوری و التماس های مأیوس کننده از افرادی است که از آینده در هراس هستند. ابتدا شهیده ، دانشجوی پزشکی در قندهار بود که زبان انگلیسی و سواد رایانه ای را در مدرسه ای با بودجه کانادا آموخت. “آقای او یکشنبه بعد از ظهر از کابل ، جایی که با خانواده اش ملاقات کرده بود ، به من گفت:” عدنان ، لطفاً ، آنها اکنون در منطقه ما هستند. “” چه می توانیم بکنیم. آیا می توانیم به کانادا بیاییم؟ کجا خواهیم رفت؟”

بعداً ، شازیا و سوریا ، دو خواهر که از مدرسه با بودجه کانادا فارغ التحصیل شده اند ، هر دو در سومین سال تحصیل خود در دانشگاه قندهار در رشته علوم کامپیوتر تحصیل می کنند. آقای شازیا عدنان از طریق تلفن به من گفت: “ما صبح امروز سعی کردیم به کلاس برویم اما دو دانشجو گفتند دختران دیگر اجازه ورود به دانشگاه را ندارند و به ما گفتند به خانه بروید. باید چکار کنیم؟ ما شنیده ایم که کانادا به افراد در معرض خطر ویزا می دهد. فکر می کنید من و خواهرم می توانیم یکی داشته باشیم؟ “

و ده ها نفر از آنها وجود داشت: یاسمینا در کانادا ، که سال گذشته در مراسمی در افغانستان با دوست دختر افغان خود ازدواج کرد و اکنون می ترسد که دیگر هرگز او را نبیند. مترجمان نظامی ، استادان ، کارگران سازمان های مردم نهاد ، فعالان حقوق بشر ، هنرمندان ، موسیقیدانان ، ده ها هزار افغان وجود داشتند که کاری را که جامعه بین المللی از آنها خواسته بود انجام دادند: آنها آموختند و به بازسازی کشور خود کمک می کردند.

بسیاری از آنها اکنون مخفی شده اند.

تلاش برای نجات این افراد شدید و گسترده بود. مردم سراسر اروپا و آمریکای شمالی کمپین هایی را برای تحت فشار قرار دادن دولت ها برای افزایش دفعات تخلیه سازماندهی کرده اند. شبکه های مردم اسامی برخی از آسیب پذیرترین افراد را جمع آوری کرده و مطمئن می شوند که در پروازهای تخلیه مکان هایی به آنها داده شده است.

به عنوان یک کانادایی ، تماشای تلاش دوستان و همکاران ایالات متحده ، فرانسه و آلمان در حالی که کانادایی ها در بلاتکلیفی منتظر می مانند ، نتیجه بخش است. تا روز چهارشنبه ، آمریکایی ها پروازهای ساعتی را برای تخلیه انجام می دادند در حالی که فرانسوی ها روزانه دو پرواز انجام می دادند. آلمان دوشنبه شب تلاش کرد پرواز کند اما به دلیل تیراندازی مجبور به پرواز شد زیرا تنها نیم ساعت را روی آسفالت گذراند و تنها هفت نفر از مسافران در آنجا بودند.

اما آلمان حداقل تلاش کرد و مقامات آلمانی به طرز دیوانه واری لیستی از افغان های در معرض خطر را تهیه کردند تا وقتی اعزام پروازهای تخلیه امن بود ، مقامات فرودگاه آماده باشند و پروازها دیگر خالی نمانند.

در همین حال ، کانادا دارای سه هواپیما ، از جمله یک هواپیمای بزرگ حمل و نقل نظامی Globemaster است که در کویت نشسته و منتظر تخلیه است. کانادایی ها در کابل به من گفتند که آنها بارها و بارها از جزئیات مربوط به تاریخ احتمالی این پروازها خواسته اند تا به آنها بگویند هیچ اطلاعاتی وجود ندارد. به نظر می رسد هیچ اقدام اضطراری برای آماده سازی برای نبش قبر افغانهای آسیب پذیر وجود ندارد.

امور جهانی به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد. سکوت او تعجب آور نیست اما کر کننده است. مقامات کانادایی اشاره کرده اند که منتظر هستند تا وضعیت خارج از فرودگاه قبل از اعزام پروازهای تخلیه تحت کنترل قرار گیرد. به گفته یک منبع در کابل ، او همچنان خواستار فاش شدن وضعیت است ، زیرا سازمانش به او اجازه نمی دهد با رسانه ها صحبت کند. او به من گفت: “مشکل این است که جمعیت زیادی در خارج از هر سه دروازه فرودگاه وجود دارد.” یک محاصره اولیه توسط طالبان محافظت می شود. اگر می توانید از آنها عبور کنید ، باید با سربازان آمریکایی یا انگلیسی برخورد کنید که نمی خواهند دروازه را باز کنند زیرا آنها در معرض خطر ورود سیل دیگری از افراد به فرودگاه هستند ، جایی که آنها باید صخره را پاکسازی کنند. “

اما افغان هایی که منتظرند ببینند آیا می توانند به کانادا بیایند ، شکایت دارند که نبود هواپیما آنها را نگران می کند که هیچ تلاش هماهنگی قابل مشاهده ای وجود ندارد. دختر یکی از فعالان برجسته حقوق زنان که درخواست مهاجرت اضطراری به کانادا را داده و خواست نامش فاش نشود ، به من گفت: “من نمی خواهم در حال حاضر پرواز انجام شود.” “من نمی خواهم اکنون به فرودگاه بروم زیرا اوضاع در آنجا بسیار خطرناک است. اما خوب است بدانیم حداقل ما در پرواز هستیم. در حال حاضر ، ما در وحشت هستیم زیرا نمی دانیم چه چیزی هیچ کس از کانادا با ما تماس نگرفته است. “

در همین حال ، طالبان ادعا می کنند که مردم دلیلی برای نگرانی ندارند. ذبیح الله مجاهد ، سخنگوی قدیمی آنها در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود در روز سه شنبه ، بر تعهد این گروه تاکید کرد که هیچ قتل انتقامی و هیچ اقدامی برای مجازات کسانی که با خارجی ها یا دولت افغانستان کار می کردند وجود نخواهد داشت. مجاهد با اعلام عفو عمومی گفت: “من می خواهم به جامعه بین المللی از جمله ایالات متحده اطمینان دهم که به هیچ کس آسیبی نمی رسد.”

اما بسیاری از افغان ها نگران هستند. گزارش هایی مبنی بر قتلهای انتقام جویانه در دیگر شهرهای افغانستان که طی چند هفته گذشته به دست طالبان افتاده بود ، منتشر شده است. طالبان همچنین وعده خود را مبنی بر احترام به حقوق کار و تحصیل زنان در شهرهایی مانند قندهار و هرات نقض کردند ، جایی که ورود زنان به دفاتر و محوطه های دانشگاه ممنوع بود و به آنها گفته شد که به خانه بازگردند.

اکثر کارشناسان نگرانند که حجاب اعتدال طالبان فقط یک ترفند است تا زمانی که نیروهای آمریکایی به طور کامل از آنجا خارج شوند. وقتی این اتفاق بیفتد و فرودگاه کابل به دست طالبان بیفتد ، بسیاری می ترسند که پنجره فرار برای افغان های آسیب پذیر بسته شود.

این احساس فوریت چیزی بود که در سخنرانی ترودو در روز یکشنبه وجود نداشت. او به طور کلی در مورد “مردم افغانستان” و زنان و دختران آن صحبت کرد. اما وقتی این مقوله ها را جدا می کنید ، آنچه برای شما باقی می ماند تراژدی های فردی است: یک شهید و پایان رویای پزشک شدن. شازیا و سوریا ، در خانه خود برگزار شدند. عبدالله روزها را می شمارد تا طالبان در خانه او را بکشند.

آنچه آنها همه می پرسند وعده های مبهم درباره اتفاقی نیست که “در هفته های آینده” رخ می دهد ، بلکه اقدام در حال حاضر است.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir