با حمایت از ترامپ ، حزب جمهوری خواه به یک حزب خودکامه تبدیل شده است


شانون گورملی: حزب جمهوری خواه با آزمون و شکست روبرو شد. آیا آیا تخریب یک حزب بزرگ باعث فساد حزب باقی مانده است؟

وی پس از حمایت از رئیسی که خواستار حبس برای مخالفان سیاسی خود بود ، علناً به قضات و دادستان های مستقلی که نظارت بر پرونده های تجاری و معاملات سیاسی وی را بر عهده داشتند ، حمله کرد و به طور مشخص از مدیر سرویس اطلاعاتی که در حال بررسی معاملات انتخاباتی خود بود ، سوگند وفاداری می خواست و خشونت علیه معترضین و اعضای مطبوعات را تشویق می کرد. الحرا در این تجمعات که به صراحت از رهبر یک مخالف آمریکایی تعریف و تمجید می کرد و پس از آنکه سرویس های اطلاعاتی دریافتند وی در انتخاباتی که برنده شده دخالت می کند ، در ملاقات خصوصی ملاقات می کند و وی با تهدید به انسداد وی سعی در سیاه نمایی رهبر یک متحد آمریکایی دارد. کمک کنید مگر اینکه به او اطلاعاتی بدهید که بتواند در انتخابات بعدی که آرزو دارد پیروز شود ، که میزبان بزرگان خارجی در استراحتگاه خود Mar-a-Lago بود و آنها را به جاسوسی متهم کرد ، که مانع از ورود افراد به ایالات متحده می شود اگر آنها از کشورهای مسلمان می آیند ، قفس اگر آنها از کشورهای آمریکای لاتین باشند ، که عمدا به یک کشور دروغ گفته اند در مورد ماهیت و خطر شیوع بیماری مهلک ، که خواستار “آزاد سازی” کشورها از مخالفان خود شده است ، زیرا توسط شبه نظامیان وحشت زده شده اند ، که مخالف قانونی بودن روند رای گیری قبل از شروع آن هستند ، یک انتقال مسالمت آمیز ، دستور اقتدار توسط گروهی از نژادپرستان سفیدپوست را برای “کنار ماندن” ، که حاضر به انصراف از انتخاباتی که با همان تعداد آرا elect انتخاباتی “غالب” توصیف کرد هنگام پیروزی در آنها را رد کرد ، خواستار ابطال میلیون ها آرا شد ، که خواستار دستکاری یک مقام دولتی در ورقه های رای بود وی از ترس اینکه به دلیل عدم رعایت قانون به زندان بیفتد ، از شهروندان خواست که به پایتخت بشتابند و معاون رئیس جمهور از تأیید نتایج انتخابات خودداری کند – پس از اینکه رئیس جمهور را از طریق همه اینها حمایت کرد – روشن است: حزب جمهوری خواه به یک حزب اقتدارگرا تبدیل شده است. او از اقتدارگرایی حمایت کرد. او اقتدارگرا است.

بخوانید: ریاست جمهوری دونالد ترامپ: لیست تکان دهنده کارهایی که او انجام داده است

مهمتر از آن ، هیچ چیز مشترکی با هیچ حزب سیاسی مهم دیگری در هر دموکراسی مستقر دیگر در جهان ندارد و از همان جنبه ها از احزاب حاکم در روسیه ، ترکیه و مجارستان قابل تشخیص نیست: مشروعیت مخالفت سیاسی خود را به رسمیت نمی شناسد. تلاش برای تضعیف اراده خود در سیستم عدالت. برای بی اعتبار کردن یا جلوگیری از هرگونه انتقاد ، به مطبوعات آزاد حمله می کند. این اقلیت های آسیب پذیر را به دام می اندازد تا آسیب پذیری های آنها را پنهان کند. از نهادها سو Ab استفاده کرده و برای منافع شخصی و سیاسی به کشور خیانت کنید. او با تسلیم و دروغ گفتن بی محابا ، نظریه های توطئه را گسترش می دهد. این با همه این موارد و تقریباً هر چیز دیگری که یک رهبر بخواهد تا زمانی که رهبر قدرتمند باشد همراه است.

اما در حزب مرد نیرومند آمریکا ، دیگر فرد قدرتمندی وجود نداشت. رئیس جمهور ایالات متحده پیرمردی بی روح است که در تلویزیون خود فریاد می زند. او در طول دوره سیاسی خود اینگونه بوده است ، بله ، اما اکنون او فقط همین است. اکنون ، ایستگاه تلویزیونی موردعلاقه او تمام بدگویی هایش را بر سر او فریاد نمی زند. حزب جمهوری خواه با آزمایشی روبرو شد – آیا تا زمانی که یک اقتدارگرا آن را پیشنهاد دهد ، آیا یک اقتدارگرا را تأیید می کند؟ اکنون که مستبد ضعیف شده است ، آزمون به پایان رسیده و او شکست خورده است. او به یک سفر دیوانه وار ادامه داد تا اینکه به درخت برخورد کرد. این حزب در صورت عدم پیروی از رئیس جمهور تا انتهای کودتا به حزب نسبت داده نمی شود ، زیرا هیچ تلاش برای کودتا به اندازه کافی برای پیگیری م effectivelyثر قابل اجرا نیست. یک حزب بزرگ دموکراتیک یک حزب فاشیست را تا پایان دنبال کرد و در آنجا با یکی از حزب های خود دیدار کرد.

اما ما این را می دانیم. من می ترسم که ما به خوبی نمی دانیم که چگونه یا اگر از بین بردن یک حزب بقیه را خراب می کند. احزاب سیاسی خود را در رابطه با یکدیگر تعریف می کنند. اگر رئیس جمهور دونالد ترامپ مانند شیطانی که ایالات متحده تاکنون او را دیده است به نظر برسد ، بسیاری از دموکرات ها فکر می کنند که به جز فرشتگان کنار آن ایستاده اند. آنها خود را تصور خواهند کرد مگر فرشتگان. وقتی کاملاً به خود اعتقاد داشته باشیم که بچه های خوبی هستیم ، بهتر می توانیم تمام کارهای بدی را که ممکن است بخواهیم انجام دهیم توجیه کنیم. و اگر یکی از احزاب در یک دموکراسی دو حزبی با انصراف عمومی از دموکراسی ، خود را از دموکراسی کنار بگذارد ، پس حزب باقیمانده – حزب حاکم – چه می شود؟

بنابراین در آستانه از بین بردن یک دولت بیمار به یاد می آوریم که در یک رقابت سالم – در یک دموکراسی رقابتی سالم – بخاطر خودمان ، نه برای مخالفان خود ، ما می خواهیم آنها را شکست دهیم ، نابود نکنیم ، تا زمانی که مخالفان خودشان سالم باشند. حزب جمهوری خواه چنان فاسد است که نمی تواند به عنوان مخالف مورد نیاز دموکراسی عمل کند. با این حال ، هنوز افراد شایسته ای وجود دارند که اصولی را که برای پذیرش آنها استفاده می کردند – دولت کوچک ، تدبیر مالی ، رهایی از محدودیت های مختلف – تأیید می کنند ، اما اولویت بیشتری بر اصول دموکراسی غیر قابل گفتگو دارند. مترقیان آمریکایی ممکن است فضایل مختلف را در اولویت قرار دهند ، اما از نظر آنها آسیب های اجتماعی مسئول محافظه کاری است ، دشمن آنها نباید محافظه کاری بلکه استبداد باشد. محافظه کاران شریف هرچه زودتر جمع شوند بهتر برای همه ، از جمله و به ویژه کسانی که مخالف آنها هستند ، جمع می شوند.


این ستون در نسخه فوریه 2021 چاپ می شود مک لین مجله ای با عنوان “خطر یک حزب”. مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.


منبع: green-sky.ir

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>