[ad_1]

ایزابل آلنده احتمالاً مشهورترین نویسنده لاتین در جهان و مطمئناً مشهورترین نویسنده در بین خوانندگان انگلیسی است. آلنده در سال 1942 در پرو ، جایی که پدرش یک دیپلمات شیلیایی بود ، به دنیا آمد و اوایل زندگی پرفراز و نشیبی را متوقف کرد. وقتی 3 ساله بود ، بعد از اینکه پدرش خانواده را رها کرد ، با دو برادر و مادرش در خانه پدربزرگ و مادربزرگش در سانتیاگو ، شیلی زندگی کرد. آلنده در سن 6 سالگی ، با توصیف خود به عنوان “یک فمینیست در مهد کودک” ، به دلیل نافرمانی از مدرسه اخراج شد – و ریشه عصیان او در مشاهده این بود که خواهر و برادرش از چه امتیاز بیشتری برخوردار هستند. نویسنده در سن 74 سالگی ، در سومین ازدواج خود با مردی که تازه ملاقات کرده بود ، اظهار داشت: “من هیچ وقت برای تلف کردن ندارم”.

در سالهای بین آنها تفاوتی نداشت. در اواسط دهه 1960 ، مادر جوان دو فرزند به عنوان روزنامه نگار یک مجله جدید فمینیستی دیدگاه های چالش برانگیزی راجع به همه چیز ، از بکارت گرفته تا سقط جنین در یک جامعه کاملاً کاتولیک و مردسالار – ستون آلنده ، یک حمله منظم به زنانگی ، “حضور Troglodyet” نام داشت. “هنگامی كه كودتای مورد حمایت سیا دولت را به رهبری پسر عموی پدرش ، سالوادور آلنده ، در سال 1973 سرنگون كرد ، وی مجبور به فرار از شیلی شد تا زندگی خود را بدرقه كند. . او می گفت ، علی رغم اعتقاداتش به خلاقیت زن و گرایش طبیعی اش به قصه گویی ، تمایلی به نوشتن رمان نداشت ، زیرا از نظر اجتماعی با “سوicion ظن توانایی و استعداد من در تخطی از قانون ممنوع” ارتباط داشت. [male] حوزه.”

اما هنگامی که آلنده در سال 1982 با انتشار اولین رمان خود به یک نقطه عطف نهایی رسید ، خانه ارواح– حدود چهار نسل از ناآرامی های خانوادگی ، اجتماعی و سیاسی در شیلی – موفقیت فوری و پایدار بود. در تاریخ 2 مارس 2021 ، آلنده بیست و پنجمین کتاب خود را منتشر می کند ، روح یک زناو می گوید ، نه داستان او ، بلکه داستان همه زنانی است که زندگی او را ممکن کرده اند.

s: شما به خاطر مجموعه ای از آثار چشمگیر ، بیشتر داستان ، بلکه همچنین شناخته شده اید پائولانامه ای مبسوط به دختر 29 ساله فقید شما ، کتابی که به عقیده بسیاری از خوانندگان یک رمان است. به آن چه می گویید؟

آ: آه ، قطعاً یک دفتر خاطرات. اصلاً فانتزی نیست. وقتی پائولا در مادرید بیمار شد [from the liver disorder porphyria]او به کما رفت. و دو هفته بعد ، وقتی مردم به من هشدار دادند که کسانی که از کما بیدار می شوند اغلب چیزهایی را به خاطر نمی آورند ، فکر کردم که باید به دخترم در مورد زندگی خصوصی ، خانوادگی و زندگی کشورش بگویم. بنابراین من شروع به یادداشت برداری در بیمارستان کردم. و سپس کتاب را با این یادداشت ها و نامه هایی که در آن سال برای مادرم نوشتم نوشتم ، 180 نامه که سرانجام او به من برگرداند. این کتاب داستانی نیست ، اما من می دانم که مانند یک داستان خوانده می شود. همه چیز را اینگونه قاب می کنم. وقتی جوان بودم به من دروغگو می گفتند. اکنون که این دروغ ها را گذرانده ام ، مرا قصه گو می خوانند.

s: این استعدادی است که از همان ابتدا تعداد زیادی از خوانندگان وفادار را برای شما به ارمغان آورده است. فکر می کنم واکنش خوب منتقدان باشد. آیا این موضع طردکننده در سالهای اخیر به ویژه پس از برنده شدن جایزه ملی ادبیات شیلی در سال 2010 تصویب شده است؟

آ: او دارد. در ابتدا بسیار دشوارتر بود. یادم می آید که چه وقت داده شد خانه ارواح نسخه خطی نماینده من در اسپانیا در سال 1981 ، گفت: نویسنده باید تلاش هر مرد را دو برابر یا دوبرابر کند تا نیمی از احترام و احترام را بدست آورد – اگر زن باشید و موفق باشید ، هرگز بخشیده نخواهید شد. بنابراین این همیشه در ذهنم بود. و در شیلی ، بدون در نظر گرفتن ، هر کس یا هر چیزی بلافاصله کمی بالاتر از وسط کشیده می شود. ما یک کلمه برای آن داریم ، هر یک، از امیش تا ژاکت – می دانید ، او کسی را در دامان او گرفته و به پایین منتقل می کند.

s: یکی از دلایلی که در این باره پرسیدم پائولا و راه های مختلفی که مردم دیده اند ، روشی است که کتاب جدید شما ژانرها را محو می کند. این یک دفتر خاطرات جزئی و یک بیانیه جزئی است – واضح است که زن عنوان فقط ایزابل آلنده نیست ، مگر در مواردی که هر زنی بلند شود.

آ: اولا ، شاید عنوان در emish واضح تر باشد ، [it translates to] زنان روح من. و بله ، صحنه هایی از زندگی من وجود دارد ، اما وجود دارد خیلی از زنانی که در او هستند ، از زنانی که به من کمک کردند تا به آنچه که هستم تبدیل شوم. بدون کمک زیاد قادر به انجام هیچ یک از کارهایی نبودم که در زندگی ام انجام داده بودم. و این کمک ها همیشه از طرف زنان ، از مادرم ، نماینده من ، خوانندگانم ، دوستانم و افرادی که به من کمک کردند تا فرزندانم را تربیت کنم ، بوده است. من نمی توانم بدون زنان مراقب فرزندانم کار کنم. و زنانی هستم که من از طریق بنیادی که او پس از مرگ پائولا شروع به کار کرده است ، زنان خارق العاده ای وجود دارد ، زنانی که آسیب های وحشتناکی دیده اند. آنها گاهی اوقات همه چیز ، حتی فرزندانشان را از دست داده اند و روی پاهای خود ایستاده اند و قادر به کار ، زندگی ، عشق و خنده هستند. امیدوارم این کتاب به عنوان مکالمه با خوانندگان من گرفته شود.

s: لحظات زندگی شما ممکن است اندک باشد ، اما بسیار چشمگیر است. درست مثل 18 سالگی ، یک زن باردار 15 ساله ترسیده برای کمک به شما مراجعه کرد. چرا شما

آ: وی به سقط جنین احتیاج داشت – 60 سال پیش در شیلی به معنای سقط پنهانی بود. او مرا خوب نمی شناخت اما می دانست من پسری را که او را حمل کرده می شناسم. شما تنها کسی بود که به فکرش افتاد تا کمک بخواهد. او را پرستار سابق كه عمل را انجام داد ، محل رفت و تمام مدت با او ماند. برای من نیز غیرمعمول بود ، لحظه ای که فهمیدم اگر زنی نتواند قدرت باروری و بدن خود را کنترل کند ، او تنگ است.

s: بنیاد شما ، که اکنون تقریباً یک ربع قرن قدمت دارد ، نه تنها پس از مرگ پائولا ، بلکه از تجربه ای که با یک کودک ناخواسته در هند تجربه کردم متولد شد.

آ: شما زندگی من را متمایز کرده اید. اصلاً دو سال پس از مرگ دخترم ، زندگی من معنایی نداشت و همسر و دوست وقتم مرا به هند بردند تا به من کمک کند تا از این فلج خلاص شوم. یک بار ، وقتی ما را در جاده روستایی متوقف کردند ، زنی با دادن نوزاد تازه به دنیا آمده من را مبهوت کرد و او از پس گرفتن آن خودداری کرد. راننده متولد ما به دست زن دیگری فشار آورد و ما را راند. آن دختر کوچک هرگز از رویاهای من خارج نشد – من خواب می بینم که او مرده است یا اینکه دختر من است. هدف بنیاد من توانمند سازی زنان و دختران ناخواسته مانند او است. ما در سه زمینه کار می کنیم ، آموزش – مهارت ها به زنان اجازه می دهد تا کار کنند ، زیرا اگر نمی توانید زندگی خود را تأمین کنید و وابسته هستید ، فمینیسم وجود ندارد ، درست است؟ سلامتی ، از جمله حقوق تولید مثل ، و البته محافظت در برابر خشونت. ما برای جلوگیری از خشونت خانگی بسیار کار می کنیم. از زمان انتخاب ترامپ در سال 2016 ، ما به دلیل بحران انسانی در آنجا ، بر مرزهای جنوبی خود تمرکز کرده ایم.

s: روح یک زن تاریخچه فمینیسم را از طریق خانواده خود ردیابی کنید. شما زمانی که مادر شما سعی در فمینیسم “تزریق” داشت ، از مقاومت بسیار انتقادی داشتید. بعدا تغییر کرد؟

آ: فهمیدم مهمترین چیز این بود که مادرم همیشه وابسته است. او هرگز نمی توانست از پس زندگی خود و فرزندانش برآید ، ابتدا به پدرش اعتماد كند – مردی بسیار خوب ، اما بسیار سلطه جو ، سپس برادر بزرگترش ، كه به او بسیار كمك كرد. بعداً ناپدری ام ، که یک پسر شگفت انگیز نیز بود ، سخاوتمند و بامزه بود ، اما خدای من ، او شوونیست بود.

s: اکنون شما خود را بخشی از یک نسل انتقالی بین مادر و دخترتان می دانید ، درست تا زمانی که پائولا 20 ساله از شما می خواهد دیگر در مورد فمینیسم صحبت نکنید – همه اینها به حقیقت پیوسته است و صحبت در مورد آن اصلاً هیجان انگیز نیست .

ایزابل به همراه دخترش پائولا (با مجوز از ایزابل آلنده)

ایزابل با دخترش پائولا (با مجوز از ایزابل آلنده)

آ: اینطور بود تا اینکه به محل کار رسیدم. پس شما بهتر می دانید. اکنون یک نسل دیگر وجود دارد – هر سه نوه من به من اطمینان داده اند که آنها دوجنس نیستند ، نه اینکه ترنسجنس باشند بلکه به سیالیت جنسیت باز هستند و من مشتاقم وقتی دوستانشان را ملاقات کردم در مورد ضمایری که استفاده می کنند. دو نوه ما تصمیم می گیرند که بچه دار نشوند زیرا این کار به کار زیادی احتیاج دارد و این سیاره بسیار پرجمعیت است. من کمی ناراحتم – ما یک خانواده بسیار کوچک داریم. فرار از شیلی به معنای پشت سر گذاشتن قبیله است – اما خوشحالم که آنها این گزینه را دارند.

s: سپس ، این اعتقاد شماست که اگر هرگز بخواهید دنیا را از گرایش های مخرب – و مردانه خود نجات دهید ، این تلاش های جوانان بدون فرزند و زنان مسن تر است که فرزندان خود را تربیت می کنند.

آ: مادران مشغول مادری هستند. 20 سال از زندگی شما طول می کشد. اما قبل و بعد از آن متفاوت است – و ما اکنون عمر بسیار طولانی پس از آن داریم. این اولین بار در تاریخ است که تعداد زیادی از زنان مسن وجود دارند که دارای تحصیلات ، بهداشت و منابع هستند و می توانند واقعاً سهم بسزایی در آینده داشته باشند. بله ، زنان مسن – آنها قطعاً مردان مسن نخواهند بود ، زیرا آنها در دنیا همانطور که هست راحت زندگی می کنند. زنان این کار را نمی کنند.

s: مردان نیز خیلی زودتر برمی گردند.

آ: همچنین این

s: در مورد افزایش سن نظرات خاصی دارید. شما حداقل خود را فعلاً دوست دارید: “ذهن من هنوز کار می کند. من ذهنم را دوست دارم. احساس آرامش می کنم. بدون اعتماد به نفس آزادم. همه چیز را رها می کنم.” سپس ، تقریبا در پاراگراف بعدی ، می نویسید ، ” پدربزرگ و مادربزرگ خیلی طولانی زندگی می کنند. ” مفهوم؟

آ: جوامع و خانواده ها آمادگی مقابله با طول عمر را ندارند. این به منابع و یک شرکت نیاز دارد. چه کسی این را به شما می دهد؟ وقتی من بزرگ می شدم ، مردم زندگی خود را در خانواده با دختران ، نوه ها یا هر چیز دیگر – همیشه زنان ، نه مردان – به سرپرستی آنها می بردند. اکنون این اتفاق نمی افتد. بنابراین مردم در نهایت بسیار تنها و درمانده می شوند. جامعه باید راهی پیدا کند تا از سالمندان مراقبت کند و در صورت تمایل به آنها کمک کند تا بمیرند. نمی خواهم روزهایم را با پوشک های صندلی چرخدار و صندلی چرخدار به پایان برسانم. من می خواهم بمیرم قبل از اینکه به دوش گرفتن کمک کنم.

s: شما ابتدا به اپیدمی نزدیک پایان کتاب اشاره کردید. یکی از آخرین نکاتی که اضافه کردم مارس گذشته بود. به نظر می رسد شما در این امید که بسیاری از مردم در این ایده یافتند که این فاجعه نابرابری در جهان ما را نشان می دهد و ما می توانیم – برای گرفتن یک عبارت – بهتر بازسازی کنیم ، مشترک هستیم. با گذشت 9 ماه از خستگی COVID ، با افزایش شدید ویروس در وضعیت شما مانند هرجای دیگر ، هنوز احساس امیدواری می کنید؟

آ: بله من فکر می کنم این هم خواهد گذشت. این وحشتناک بود ، مخصوصاً برای زنان و کودکان. در صورت بروز درگیری یا بحران ، زنان بلافاصله می بازند. در زمان جنگ ، اشغال ، تروریسم یا ناآرامی های دیگر ، زنان و کودکان همیشه اولین قربانیان هستند. بنابراین ما شاهد افزایش چشمگیر خشونت خانگی در طی همه گیر شدن بیماری بوده ایم. عواقب این بیماری طولانی مدت خواهد بود ، اما برخی از آنها خوب خواهد بود. من هنوز هم فکر می کنم ما اینجا یک درس می آموزیم. ما فقط یک خانواده انسانی در یک سیاره بسیار شکننده هستیم. اگر ما متوجه این ویروس نشویم ، اگر با هم کار نکنیم ، اگر همه ما واکسینه نشده ایم ، نمی توان ویروس را شکست داد. در مقطعی فرو می رود و حالت عادی جدید بهتر خواهد شد.


این مصاحبه در شماره فوریه 2021 چاپ شده است مک لین مجله مشترک شدن در ماهنامه چاپ شده در اینجا.

[ad_2]

منبع: green-sky.ir