[ad_1]

اندکی قبل از بحث عصر پنجشنبه رهبران TVA ، مکلیان من با جرالد پوتز ، دبیر ارشد سابق نخست وزیر جاستین ترودو و معمار اصلی کمپین های لیبرال در سال های 2015 و 2019 صحبت کردم. پاتس ، نایب رئیس و مشاور ارشد گروه اوراسیا ، در مورد اینکه آیا واقعاً در حاشیه نشسته است صحبت کرده است ، نامه های عاشقانه ساختگی عمومی و عدم موقعیت شگفت انگیز او در حال حاضر.

س: نقش خود را در این کمپین چگونه می بینید؟ شما مقام رسمی ندارید ، اما این روزها کی هستید که در مورد چیزها اظهار نظر می کنید؟

پاسخ: من هیچ نقشی در این کمپین ندارم ، مگر به عنوان فردی که قبلاً تجربه ای در آن داشته است و در مورد آن اظهار نظر عمومی می کند. من در شرکتی کار می کنم که ژئوپلیتیک جهان را تجزیه و تحلیل می کند و بخشی از تجارت ما در کانادا است ، [and] من می دانم که این برای برخی افراد بسیار عجیب است ، اما من در این کمپین مشارکت حزبی ندارم. بدیهی است که من دوستان زیادی در دولت دارم ، من طرفدار دولت هستم و یک لیبرال هستم ، اما سعی می کنم این کار را به عنوان یک تمرین کننده باتجربه از دریچه تحلیلی تر از دیدگاه حزبی ببینم.

س: وقتی از شما این مصاحبه را خواستم ، اشاره کردید که در فکر نوشتن چیزی هستید. نظر شما در مورد نوشتن چیست ، نظر شما در مورد این نکته چیست؟

پاسخ: من در مورد نوشتن در مورد نیمه اول کمپین و اینکه چگونه فکر می کردم بعد از روز کارگر شروع خواهد شد فکر می کردم. شوخی من در زندگی سیاسی قبلی من بود مگر اینکه بتوانید پیام هایی را در طرف دیگر کباب کانادایی نشان دهید ، در ماه اوت توجه زیادی از آنها جلب نمی شد. من فکر می کنم بسیاری از تجزیه و تحلیلهای انجام شده در دو هفته اول نسبت به نتایج کمپین نسبتاً بی اهمیت تلقی می شود. البته با یک استثنا ، این که حمایت از کمپین به وضوح روحیه عمومی را به شکل منفی نسبت به دولت عقب انداخته است ، که فکر نمی کنم برای بسیاری از ناظران نزدیک سیاست در کانادا تعجب آور باشد. من فکر نمی کنم مشارکت زیادی در این کمپین وجود داشته باشد و اکنون دولت باید ثابت کند که چرا آنها وجود دارند و چرا باید دوباره انتخاب شوند.

س: در مورد حال و هوای رای دهندگان در حال حاضر ، آنچه مردم می خواهند و ما در کجا ، به صورت جمعی و شخصی چه می خوانید؟

پاسخ: شما این را مدام می شنوید ، مردم می گویند “سوال نظرسنجی در این کمپین چیست؟” حقیقت این است که برای اکثر کمپین ها – حداقل کمپین هایی که من در آن نزدیک بوده ام – اکثر کمپین ها حول ترکیبی از موارد می چرخند. آنها همیشه یک موضوع کلان دارند ، اما در این مورد ، من فکر نمی کنم که من تا به حال کمپینی را دیده باشم که همه چیز درباره یک چیز باشد ، این است که چگونه این کابوس را که همه ما در آن زندگی می کردیم به پایان برسانیم و ظاهری شبیه به آن داشته باشیم. بازگشت به حالت عادی؟

من فکر می کنم لیبرال ها در چند هفته اول مبارزات انتخاباتی مشکلاتی داشتند زیرا به نظر می رسید که طیفی از مسائل را که به خودی خود مهم هستند ، اما مسئله اصلی در ذهن مردم نیست ، مورد بررسی قرار می دهند. این امر فراگیر بوده است ، و شما باید اعتبار کمپین محافظه کاران را برای تمرکز بسیار روی این یک موضوع ، همه گیری و بهبود ، قائل شوید.

من این را علنی گفتم و ممکن است این کلمات را تا پایان مبارزات انتخاباتی قبول کنم ، اما دو ماه پیش فکر کردم که محافظه کاران در مشکل واقعی هستند. اما شما باید به آنها حق بدهید ، آنها مجبور شدند راه خود را برای بازگشت به رقابت در نیمه اول مبارزات انتخاب کنند و انجام دادند. اما همانطور که در حال حاضر دولت شکست خورد ، بیایید آن را دو گل پیش ببریم ، حالا این یک بازی هاکی است که تعداد زیادی هاکی برای بازی باقی مانده است.

س: ما ماه هاست که گمانه زنی های انتخاباتی بوده ایم و لیبرال ها کاملاً در نظرسنجی ها پیشتاز بوده اند و به نظر می رسد که از 15 اوت از بین رفته است. آیا از تحول همه چیز متعجب شده اید؟

پاسخ: خیر ، در گروه اوراسیا ، ما این روند را در سراسر جهان بررسی می کنیم. یکی از جالب ترین تحقیقات ما تجزیه و تحلیل دولت های فعلی در سراسر جهان است که در طول همه گیری آسیب دیده اند. و به ذهنم رسید که آنچه ما واقعاً اندازه گیری می کردیم این بود که رای دهندگان تا چه حد توانستند از دیدگاه های حزبی خود در بحران فراتر روند. بنابراین ، اگر در کشوری بوده اید که پایبندی حزب نسبتاً ضعیف است ، مشکلات بزرگی برای دولت های کنونی دیده اید زیرا مردم واقعاً اهمیتی نمی دادند که کدام حزب در قدرت است ، آنها فقط می خواستند دولت کار خوبی انجام دهد.

کانادا در انتهای این طیف قرار داشت ، بنابراین در روزهای اولیه همه گیری ، همان افراد می توانستند به داگ فورد و جاستین ترودو 20 امتیاز در رتبه تاییدیه بدهند. در حالی که در ایالات متحده ، که در آن سوی دیگر این طیف قرار دارد ، سقف دونالد ترامپ واقعاً پایین بوده است ، زیرا دموکرات ها هرگز به رئیس جمهور جمهوری خواه هیچ اعتباری نمی دهند ، چه برسد به هیچ چیز. اما این به اعداد مسابقات اسب دوانی بین انتخابات تبدیل می شود ، که پس از صدور فرمان کاملاً منطقی نیست.

این یک راه بسیار طولانی برای گفتن این است که من هرگز فکر نمی کردم که گلوله ها واقعی یا بسیار قدرتمند باشند ، و انتظار داشتم که جایی در جایی که مبارزات انتخاباتی در سال 2019 به پایان رسید ، دوباره تنظیم شود. و با حاشیه خطا ، ما اینجا هستیم.

س: همه اینها بسیار قانع کننده و جالب است ، اما اگر بتوانم بی رحمانه طعنه آمیز باشم ، بسیاری از مردم می گویند: “خوب ، البته ، بهترین دوست او درست آنجا در راس مهمانی است و مدتها در این فروشگاه بوده است. مدتهاست و اینها توجیهات خوبی برای این است که چگونه همه چیز خوب پیش می رود. ”پاسخ شما در این باره چه خواهد بود؟

پاسخ: من فکر نمی کنم هیچ تضمینی وجود داشته باشد که همه چیز خوب پیش برود. باور کنید ، من فکر می کنم این کمپین هنوز در افق است. کمپین ها حول محورهای بالقوه ای برای پیروزی با شروع به کار برای ذینفعان مختلف می چرخند و این مسیرها با ادامه مبارزات باریک می شوند. محافظه کاران در نیمه اول مبارزات انتخاباتی مسیرهای بالقوه خود را برای پیروزی گسترش داده و مسیرهای لیبرال را محدود کردند ، حداقل اگر پیروزی لیبرال را دولتی اکثریت می دانید ، زیرا این نقص با اظهار نظر عمومی هنگام برگزاری انتخابات مشخص شد. من فکر می کنم این بسیار بسیار زیاد در هوا است.

من این روزها شانس را ارزیابی می کنم و می خواهم بگویم ، برای سخاوتمند بودن ، 15 درصد احتمال دارد ، شاید 10 از اکثریت لیبرال. اگر به نظرسنجی های عمومی اعتقاد دارید ، در آغاز کمپین 35 ، 40 بود. من فقط آن نظرسنجی ها را باور نمی کردم.

س: بسیاری از گمانه زنی ها در هفته گذشته یا بیشتر به این دلیل که نوع من تصمیم گرفته است که کشتی نیاز به تصحیح دارد این است که شاید کار هوشمندانه شما را به عقب برگرداند. آیا شما به آن باز هستید؟

پاسخ: نه ، نه ، من فکر می کنم این دیوانه کننده باشد.

س: چرا؟

پاسخ: از آنجا که این چیزها یک شبه تغییر نمی کند ، ماه ها در برنامه است. با توجه به کمپین 2015 ، یک گروه اصلی از ما بود که صبح ، ظهر و شب را برای ماه ها و ماه ها برنامه ریزی آن کمپین را صرف کردیم. حتی اگر مایل به انجام آن هستید [now]، که من نمی خواهم – و باید بگویم ، از من س askedال نشد – پس من فکر می کنم این حرکت بدی برای همه افراد درگیر خواهد بود ، زیرا من آنقدر نزدیک نیستم که بدانم چه کنم و افرادی که در برنامه ریزی آن دخیل هستند با زمینه خاص این کمپین بیشتر آشنا هستند و همه آنها متعلق به حیوانات خود هستند. هر کمپین متفاوت است.

س: آخرین باری که با جاستین ترودو تماس داشتید کی بود؟

پاسخ: ما درست قبل از شروع کمپین یک گفتگوی دوستانه داشتیم و هدف این بود که برای او آرزوی سلامتی کنیم.

س: در مورد PMO چطور؟ شما می توانید در مقام رسمی حضور داشته باشید ، اما همچنان یک فرد باهوش باشید که دوستان به او اعتماد کرده و از او مشاوره می خواهند. آیا نکات غیر رسمی در حال انجام است؟

پاسخ: نه ، من واقعاً فکر می کنم که وقتی رفتی ، رفتی. وقتی در کار بودم ، یکی از چیزهایی که مرا دیوانه کرد افرادی بودند که او بود در محل کار مصاحبه کنید و نحوه انجام کار را به من بگویید. وقتی تیم را ترک کردم متعهد شدم که هرگز یکی از آن افراد نخواهم بود. اما من فکر می کنم حداقل مدتی گذشته است ، و امیدوارم دست کم علاقه ای به خوانندگان شما داده شود تا به کسی که قبلاً این مسائل را بررسی کرده است ، نحوه عملکرد این چیزها گوش دهند.

س: آیا دلتان برای سیاست تنگ شده است؟ آیا تماشای یک کمپین وقتی دستان خود را در دست ندارید دشوار است؟

پاسخ: نه ، من اصلاً ندارم. در واقع ، اگر چیزی باشد ، من منتظر پایان این کمپین هستم.

س: آیا از اثربخشی کمپین محافظه کار تعجب کردید؟

پاسخ: من همیشه فردی بوده ام که می گوید مخالفان خود را دست کم نگیرید. با چرخاندن یک خفاش سنگین در دایره روی عرشه ، نمی توانید اشتباه کنید. همه مخالفان خود را جدی بگیرید ، سعی کنید آنها را بهتر از خودشان بفهمید ، در این صورت واقعاً حس خوبی از نحوه پاسخگویی خواهید داشت. خط مایک تایسون در مورد استراتژی ، این است که هر کس برنامه ای عالی برای ضربه زدن به صورت خود دارد ، و این از نظر مبارزات انتخاباتی بسیار صادق است. اگر درک کرده و وقت بگذارید و در مورد نحوه پاسخ مخالفان خود به شرایط خاص فکر کنید ، وقتی پای دیسک بیفتد پای شما بلند می شود و استعاره های ریاضی را با هم مخلوط می کند.

س: به نظر شما این کمپین با چه معیارهایی باید برای ترودو و لیبرال ها موفقیت یا شکست محسوب شود؟

پاسخ: موفقیت یا شکست به وضوح برنده یا باخت است ، و من فکر می کنم بسیاری از تجزیه و تحلیل های کمپین پس از مرگ ، که همیشه آسان تر از انجام یک بازی در این میان است ، تمرکز می کند ، واقعا این را برد؟ “خوب ، من قدیمی هستم و حزبی که مردم برای دولت انتخاب می کنند ، برنده این کمپین است. بنابراین در این زمینه ، مشخص است که استانداردهایی در دولت اکثریت تعیین شده است و بسیاری از مردم ناامید خواهند شد. اگر این اتفاق نیفتاد. “

اما در پایان ، موضوع پیروزی و باخت است. و به دست آوردن اکثریت دولت در این کشور واقعاً سخت است. در زندگی من ، دو رهبر لیبرال برای تشکیل دولت اکثریت علیه حزب محافظه کار متحد حضور داشتند و هر دو ترودو نامیده شدند. واقعا سخت است.

س: به نظر شما کانادایی ها چگونه جاستین ترودو را نسبت به شش سال قبل متفاوت می بینند یا اینطور؟

پاسخ: نگاه کنید ، من فکر می کنم هرکسی که بیش از نیم دهه در قدرت باشد ، مانند نخست وزیر ، در حین حرکت سوراخ هایی در زره خود مشاهده خواهد کرد. در Trudeaulandia ، همانطور که من آن را می نامیدم ، همیشه اینطور بود که او 10 برابر است ، چراغهای روی او همیشه روشن تر هستند.

به یاد دارم زمانی که ما کمپین رهبری را در سال 2013 راه اندازی کردیم ، من با بن چن – که به ما در راه اندازی رهبری کمک می کرد ، شوخی کردم – که البته اکنون در یک مقام ارشد در PMO بازگشته است – و من به او نگاه کردم و گفتم: “من فکر می کنید تعداد دوربین ها در این اتاق بیشتر از اعضای ما است. ” او از همان روزی که برای درخواست نامزدی در پاپینو اقدام کرد ، یک نامزد منحصر به فرد بوده است ، بدین معنا که میزان سوختگی طبیعی او از روزی که شروع به کار کرده است برای او افزایش یافته است. این به او کمک کرد ، ترکیبی از کمک ها و شیطنت ها در طول زندگی حرفه ای او بود ، اما من فکر می کنم مانند هر سیاستمداری دیگر که این مدت طولانی در آنجا حضور داشته است ، مردم خوب و بد را به خاطر می آورند ، و من فکر می کنم که چنین خواهد بود تا زمانی که او آنجاست

س: اگر شما در یک تجمع انتخاباتی به خدمت گرفته شده اید ، انتظارات شما در حال حاضر چیست؟

پاسخ: هنوز برای گفتن زود است ، اما اگر انتخابات فردا باشد-و منظور من این است که اگر فردا باشد ، زیرا بحث می تواند این وضعیت را تغییر دهد-من می گویم لیبرال ها با چیزی نزدیک به حالت قبل برمی گردند. به منظور من جایی بین پنج کرسی کمتر یا بیشتر از حد مجاز آنها است.

س: بسیاری از مردم تصمیم می گیرند که این یک شکست است ، ما این کار بزرگ و گران را انجام دادیم که همه از انجام آن بسیار خسته شده بودند ، بدون هیچ کاری. آیا فکر می کنید این جمله درستی باشد؟

پاسخ: من فکر می کنم قدری تقلیل دادن یک شست و یک شست به چیزی پیچیده مانند نتیجه انتخابات است. من فکر می کنم تا حد زیادی به پویایی بستگی دارد ، بنابراین من نمی خواهم در مورد آن به سبک راجر ایبرت قضاوت کنم.

س: این بر این باور است که دلیل برگزاری انتخابات این است که آنها اکثریت را می خواهند ، بنابراین این کارشناسان و رسانه ها هستند که معیارها را تعیین می کنند و سپس تصمیم می گیرند ، خوب ، اگر برآورده نشد ، چرا ما این کار را کردیم که این کار را انجام دهم؟

پاسخ: ببینید ، چالشی که حزب از زمان سفر نخست وزیر به فرماندار کل با آن روبرو بوده است ، توضیح قانع کننده ای است که چرا ما این کار را انجام می دهیم. بنابراین دیگران بازگشت به وضع موجود را کمی عدالت شاعرانه می دانند. [laughs]



[ad_2]

منبع: green-sky.ir