[ad_1]

از خودم می پرسم: چقدر در کلاسهایم موفق بوده ام؟ به پدرم کمک می کنید؟ برای حفظ ظاهر من؟ در تیز کردن سرگرمی های من؟ احساس تنهایی؟

وقتی بزرگ می شدم ، همیشه از نوع سخت کوش و قانون مدار بودم. من به مدارس رقابتی آکادمیک رفتم و در همه رشته ها و رشته ها با استعدادهای همکارم احاطه شده بودم و آنها از نشان دادن استعدادهای خود نمی ترسیدند. از این رو ، تا حدودی بزرگ شدم و تا حدی یک فرد برتر شدم. من تا آنجا که ممکن بود کلاسهای سطح بالا شرکت کردم ، به همان تعداد فوق برنامه اضافه شدم که رزومه من را پر کنند و پس از فارغ التحصیلی فقط به بهترین برنامه ها و دانشگاهها پیشرفت کردم.

اما اصلی ترین دستاورد من اضطراب بوده است. اگر نگرانی در مورد مدرسه نبود ، در مورد امور مالی ، خانواده یا دوستان بود. اگر من درس نمی خوانم ، بی نظم و تنبل هستم. اگر مشغول نباشم وقتم را تلف می کنم. هر چیزی که بلافاصله در آن سرآمد نبودم دنبال کردنش بی معنی بود و هرچه در آن بهترین نبودم بی ارزش بود. این فقط فشار برای موفقیت نبود که به یک نیروی محرکه در زندگی من تبدیل شد ، بلکه نیاز به ظاهر پرمشغله بودن – برای موفقیت در همه زمینه های دانشگاهی ، اجتماعی و شغلی – باعث شد که بارها و بارها از خودم پیشی بگیرم.

همانطور که انتظار دارید ، این طرز تفکر مختل می شود. به همین دلیل ، در سال آخر دبیرستان ، بسیار مصمم بودم که قدرت را ادامه دهم. فارغ التحصیلی در چشم من بود. سالها رزومه سازی ، شبهای آخر و شبکه سرانجام نتیجه می دهد. من آزاد بودم ، حتی اگر فقط یک فصل باشد. استراحت می کردم ، با دوستانم مسافرت می رفتم ، خاطره هایی می ساختم و سپس به دانشگاه می رفتم.

مطالب مرتبط: دانشجویان دانشگاه از نظر عاطفی و غیره از نزدیک با والدین خود در ارتباط هستند

مردم مدام به من می گویند تابستان پس از فارغ التحصیلی از دبیرستان مهمترین است ، زیرا آخرین سال است. آخرین بار در زندگی شما است که قبل از آنکه سختی های بزرگسالی طاقت فرسا شود ، جایی برای بی مسئولیتی وجود دارد. بنابراین وقتی همه گیری در ماه فوریه آغاز شد ، و قرنطینه ها تا اواسط ماه مارس در جریان بودند ، من می دانستم که آخرین تابستان واقعی قبل از شروع آن به پایان رسیده است.

نگرانی قبلی در مورد چگونگی سازماندهی زمان باعث نگرانی در مورد میزان استفاده از زمان تازه موجود شد. پست هایی که در شبکه های اجتماعی خواستار مراقبت از خود هستند ، مملو از پست هایی است که خواستار بهره وری و کارایی هستند. هرچه این دوگانگی را بیشتر ببینم ، اطمینان بیشتری پیدا می کنم که باید هرچه سریعتر و کاملتر با این شرایط جدید سازگار شوم.

هیچ چیز ، حتی یک همه گیری جهانی ، بی عدالتی اجتماعی یا آشفتگی سیاسی دلیل کافی برای “اتلاف وقت” به نظر نمی رسید. حتی لحظاتی که برای مراقبت از خود صرف شده است ، چالشهایی برای کنترل خود بوده است. حالا که تمام روز را در خانه بوده اید ، آیا روزانه ورزش می کنید؟ آیا به یک سرگرمی تسلط دارید؟ آیا شما سالم می خورید؟ آیا به هیچ وجه ، شکل یا فرم خود را بهبود می بخشید؟ هدف جدید دیگر بقا نیست ، بلکه فعالانه است رشد –برای فارغ التحصیلی بهتر از گذشته.

مرتبط: چگونه همه گیری زندگی دانشجویان بین المللی را در کانادا مختل کرد

من یوگا تمرین کردم. کالری ها را شمردم. آخر هفته ها و عصرها را می گذراندم تا مطمئن شوم كه كار مدرسه ام در T انجام شده است. اما با هر قسمت از خودم كه توانستم پیشرفت كنم ، قسمت دیگر به سرعت رو به زوال بود. صحبت با دوستان را متوقف کردم. من مرتباً با پدرم بحث می کردم. من در کار و پروژه های جانبی تعلل کردم. هر پیشرفت کاستی های متعدد دیگر من را توضیح داد. از خودم می پرسم: چقدر در کلاسهایم موفق بوده ام؟ به پدرم کمک می کنید؟ برای حفظ ظاهر من؟ در تیز کردن سرگرمی های من؟ احساس تنهایی؟ هر چه بیشتر جواب می دادم: “نه زیاد” ، به نظر می رسد کنترل کمتری داشته و نیاز به کنترل بیشتر می شود.

از اعماق قلب من می دانستم که هم سن و سال های من فشار مشابهی را برای موفقیت احساس می کنند – برای داشتن بهره وری به بهره وری. همه ما همه را می شناختیم رنج برد ، اما این مسئله تا حد زیادی تحت الشعاع نیاز به کنترل قرار گرفت. در ذهن ما ، هرگز سدی غیرقابل عبور با فناوری یا قدرت اراده زیاد وجود نداشت.

اکنون یک سال می گذرد و من در آستانه پایان سال اول تحصیل خود هستم ، سالی که قرار بود چشم انداز جدید ، ارتباطات معنی دار و استقلال جدیدی را به ارمغان بیاورد. اما من هنوز در خانه زندگی می کنم ، دوره های خود را بصورت آنلاین می گذرانم و به سختی با کسی خارج از خانواده نزدیک خودم صحبت می کنم. افزایش حجم کار من و جستجوی کارآموزی تابستانی که به طور فزاینده ای دشوار است ، کاری نمی کند که صدای ذهن من را خسته کند و به من بگوید: “بیشتر کار کن. بهتر باش.”

مرتبط: با تغییر جهت یادگیری آنلاین ، دانش آموزان دارای معلولیت با موانع جدیدی روبرو می شوند

من شک دارم این طرز فکر حتی با کمرنگ شدن همه گیر کم رنگ شود. با اعمال COVID تغییر الگویی در نحوه کار ، یادگیری و مصرف ، موقعیت “هر کاری انجام دهید ، هر کجا ، هرچه که لازم باشد” گیر کرده و همچنان حفظ خواهد شد.

من با ایده “رنج کن ، بعداً ثوابش را ببر” بزرگ شدم. من در هنر رضایت از عقب اندیشی مسلط هستم ، اما میزان فرسودگی به تعویق انداختن محدودیت دارد. بخشی از من می دانم که این فداکاری آزادی برای نوجوانان ضروری است. اما قسمت بزرگتری از من ناراحت است. من احساس رنجش می کنم زیرا بیش از هر چیزی که می توانم در این شرایط دشوار و منزوی – سلامتی ، خانواده ، روابطم – به آن اهمیت دهم ، نسبت به بهره وری خود بسیار مضطرب هستم. من عصبانی هستم زیرا هنوز در تلاش برای یافتن راه هایی برای کنترل شرایط اطراف خود برای سالم ماندن هستم و عصبانی هستم زیرا باید به طور کامل سالم بمانم.

بازگشت به خشم ، ناامیدی و انزوایی که تجربه کرده اید دشوار است و نگاه به آینده و دیدن پایان آن دشوار است. چیزی که الان فقط می توانم به آن امیدوار باشم این است که از این همه گیری ، لزوماً نمی توانم با درجه های بالاتر ، پوست بهتر یا بهره وری بهتر ، بلکه با تمرکز واضح تری روی نکات مهم دور شوم.

اما در حال حاضر ، او دوباره به کار خود بازگشته است.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir