[ad_1]

یک مادر بومی فرسودگی شنیدن در مورد آسیب مدرسه مسکونی و عزم خود را برای به اشتراک گذاشتن این داستان ها با نسل بعدی توصیف می کند

تنل کمپبل عکاس و نویسنده دنی متیس از River River First Nation در ساسکاچوان است. ساکن ساسکاتون است.

هفته گذشته ، هنگامی که برای اولین بار در مورد دفن گسترده 215 کودک در مدرسه مسکونی هند Kamloops در بریتیش کلمبیا شنیدم ، سریع مقاله را خواندم ، اشاره کردم که چه کسی ، کجا ، چگونه و کی نفس عمیقی کشیدم ، سرم را تکان دادم و بعد داستان زیر را خواندم.

این به سختی به نظر می رسد و من حتی از ذکر آن دریغ می کنم ، اما این ضربه برای افراد بومی چیز جدیدی نیست و گاهی تحمل یک داستان دیگر دشوار است. این واقعیت ماست.

اما وقتی خبر دریافت شد و در صدها و هزاران خبر اجتماعی ظاهر شد ، من می دانستم که باید با دخترم – دوباره – درمورد ضربه ای که ممکن است در مورد آن بشنود صحبت کنم ، خواه از سوی یکی از همکاران اطلاعات نادرست باشد یا از طریق اخبار.

من صبح یکشنبه از خواب یک Aerie را برداشتم و ما در ماشین نشستیم. من در مورد 215 نوزادی که پیدا شدند به او گفتم و این به چه معناست. من در مورد چندین مدرسه شبانه روزی به او گفتم کار کردن در کانادا و اینکه آخرین مدرسه فقط در سال 1996 چگونه تعطیل شد. من به او درباره مدرسه شبانه روزی که در ایستگاه ما بود ، نحوه حضور پدرش و زمان تخریب آن گفتم.

من برای او اولین بار که داستانهایی درباره قبرهای بدون مارکت ، کودکان به خاک سپرده شده و چیزهای باورنکردنی را شنیدم. من خیلی جوان بودم ، از او کوچکتر بودم. من آن موقع نادان بودم. و من نمی خواستم او نادان از این دنیا بزرگ شود ، بنابراین اگرچه شنیدن این داستان ها سخت است و احساس آنها دشوار است ، مهم است که ما به آنها احترام بگذاریم. برای دیدن آنها.

او آرام بود و چشمهایم را پاک می کرد. حتی نفهمیدم که گریه می کنم. “آیا شما ناراحت هستید که این اتفاق ممکن است برای بابا افتاده باشد؟” من سرم رو تکون دادم ، چون می دانستم آیری از وقتی پدرش را از حضور او مطلع شده است ، عزادار شده است. پاپا زنده و سالم است ، اما قلب او هنوز درد می کند. هر 30 سپتامبر ، در حالی که انبوهی از همکلاسی ها لباس نارنجی می پوشند و به عنوان بخشی از گذشته به داستان های مدرسه شبانه روزی گوش می دهند ، اری در آن فضای تاریخ زندگی ، نوه بازمانده یک مدرسه شبانه روزی نشسته است. او چیزهای زیادی می فهمد ، اما هنوز نمی تواند درک کند که چرا مردم کودکان را از خانه و خانواده خود می دزدند.

در حالی که دست گرم خود را در دست داشتم ، توضیح دادم که چگونه برای مردم فراخوان آورده شده است که کفش بیاورند ، به نمایندگی از کودکان دزدیده شده ، و من سر تکان دادم.

ما به خانه رفتیم و او با بهترین کفشهای طلایی مجموعه خود از اتاقش بیرون رفت و گفت: “فکر می کنم یک دختر بچه دوستش داشت.”

سپس ما در زیر آفتاب فروزان شاهد بودیم ، و در حال گوش دادن به یک پسر کوچک قوی که بر طبل بزرگ ، در پله های کلیسای جامع کاتولیک سنت پل آواز می خواند ، در ساسکاتون. دوستی که از ابتدای شیوع بیماری ندیده بودم به من آمد و بازوی خود را به دور من پیچید. در آن لحظه نیازی به کلمات نبود. گاهی غم و اندوه ساکت است و فقط در یک نفس عمیق متقابل ظاهر می شود.

ما به آری نشان دادیم که چگونه کفش های طلای خود را لکه دار کند و در میان انبوه رشد ، کفش های خود را کجا قرار دهد.

بگذارید خورشید روی شانه های ما ، سکوت ، حاضر ، بسوزد.

خسته شدم که مجبور شدم برای دختر نه ساله ام وحشت گذشته – و حال – مردم بومی را توضیح دهم. من از تماشای محو شدن نور چشمان او هر زمان که متوجه می شود مردم از ما متنفرند به خاطر آنچه که هستیم و برای چه چیزی ایستاده ایم ، بیمار می شوم.

افتخار برای دانستن ریشه های ما ، تاریخ ما ، و از کجا آمده ایم ، همیشه در تضاد مستقیم با ایده های تاریخ کانادا است که در کتاب های درسی آمده است ، و توضیح اصطلاح نسل کشی و نحوه استفاده از آن برای ما ، یک لحظه روح آزار دهنده است. .

خسته ام.

اما من در جامعه خود خسته شده ام ، و از این بابت سپاسگزارم. در آغوش گرفتن. برای متن ها برای پیام ها برای آهنگ های ارسالی عاشق مو من در غم خود تنها نیستم ، همه شما را می بینم.

فام ، با خودت مهربان باش

و برای خوانندگان غیر بومی ، کمک مالی به انجمن بازماندگان مدارس مسکونی را در نظر بگیرید.

اگر قادر به انجام این کار نیستید ، لطفاً با خواندن کتاب های نویسندگان بومی در مورد مدارس شبانه روزی و همچنین شادی بومیان ، خود را آموزش دهید. بدانید که بله ، مدرسه شبانه روزی اتفاق افتاده است ، و ما هنوز در حال پردازش تأثیرات آن روز هستیم ، و ما چیزی بیش از انعطاف پذیری نیستیم ، بلکه چیزی بیش از بازماندگان نیستیم.

ما پیچیده ، متنوع ، خلاق و قدرتمند هستیم. فیلم ها – توسط تهیه کنندگان و کارگردانان اصلی – راجع به داستان ها و زندگی ما تماشا کنید. راه خود را برای حمایت از مشاغل و شرکتهای بومی آغاز کنید. به بسیاری از پادکست های سازندگان اصلی در مورد مادران ، عشق و روابط گوش دهید.

ما هنوز ناراحت هستیم ، اما با گذشت زمان از آسیب های اولیه ، من فقط می توانم امیدوارم که خوانندگان و جامعه غیر بومی به طور مشترک به دنبال تغییر سیستم ، برای خود و با ما باشند.



[ad_2]

منبع: green-sky.ir